حل مشکل با انتخاب مشکل درست
اردیبهشت ۱۲, ۱۴۰۱

شاید سال ها طول بکشد و هرگز به نتیجه هم نرسد؛

انتظار برای استخدام در یک سازمان یا اداره دولتی آن هم در کشور ما !

تورم نباشد و قیمت ها ثبات داشته باشد.

شایسته سالاری باشد و هرکس بر اساس توانمندی، مهارت و لیاقتش به کار گرفته شود.

همه این ها و  بیشتر از این ها آرزوهای چندین ساله ای ست که شاید هیچ گاه محقق نشود و به مانند یک آرزو باقی بماند.

این ها نمونه هایی از آرزوهایی ست که به احتمال زیاد فعلا شانس موفقیتی ندارند. ما همچنان درگیر چنین مشکلاتی می مانیم و ذهن و زمانمان را برایش صرف می‌کنیم امانتیجه اش پوچ است و بی‌حاصل.

انواع مشکلات

اگر بخواهیم مشکلات را دسته بندی کنیم می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم ؛

۱-مشکلات گرانشی یا مشکلات غیرقابل حل

۲- مشکلات غیرگرانشی یا مشکلات واقعی

مشکلات گرانشی به چه مشکلاتی می گویند؟

مشکلات گرانشی به مشکلاتی گویند که تلاش برای حل این مشکلات هیچ فایده ای نخواهد داشت و در حقیقت یک تلاش بیهوده ست.

مشکلات گرانشی مانند این  است که بگویید زمین جاذبه دارد! عجب مشکل بزرگی! چگونه این مشکل را حل کنم؟

به عنوان مثال مشکلاتی مانند عدم تمایل مردم به کتابم، طولانی بودن مدت زمان تحصیل در رشته پزشکی،عدم رعایت شایسته سالاری در سلسله مراتب اداری یک سازمان همه از نوع مشکلات گرانشی و غیر قابل حل هستند.

چگونه مشکل درست را انتخاب کنید؟

مشکل درست مشکلی ست که با اقدام شما حل شود و یا به عبارتی قابل اقدام باشد، تحت کنترل شما باشد و یا تلاش و اقدامتان به نتایجی منجر شود.

تمرین:

کاغذ و قلمی بردارید و لیستی از تمام مشکلاتتان تهیه کنید.

از بین مشکلاتی که نوشتید به نظر شما کدام مشکل مشکل گرانشی و کدام قابل حل است؟

درآمدم کم است.

رابطه ام با همسرم دچار مشکل شده.

شغلم را دوست ندارم.

فرزندم درس نمی خواند.

رئیسم مرا درک نمی کند.

اهمال کاری می کنم.

عزت نفسم خیلی پایین است.

قانون کار یک قانون غیرمنصفانه است.

حالا از میان این عبارت ها کدام یک گرانشی و غیرقابل حل و کدام یک قابل اقدامند؟

شناخت و تفکیک این دو جنس از هم کمک می کند تا زمان و انرژی خود را برای مشکلات بیهوده و غیر قابل حل هدر ندهید.

مسائل خودشان باعث آزردگی ما نمی شوندبلکه این نظرات ما درباره آنهاست که آزاردهنده ست.      اپیکتتوس

یک روش فوق العاده برای مواجهه با مشکلات:

آیا شرایطی وجود دارد که شما را نگران می کند؟مثلا اینکه ممکن است مشکل مالی داشته باشید و یا رابطه تان با فرزند نوجوانتان چندان خوب نباشد، از شغلتان راضی نیستید و یا اعتمادبه نفس کمی دارید؛

راه حل مناسب برای مواجهه با این مشکلات این است که چارچوب بندی مجدد کنیم.یعنی اینکه از زاویه دیگری به این مشکل نگاه کنیم و این تهدید را یک جور فرصت ببینیم.

شاید بگویید گفتنش راحت است و به کار بستنش سخت. اما با این چند سوال می تواند به شما کمک کند؟

۱- چرا این احساس را دارید و چطور می توانید این احساس را دوباره تفسیر کنید؟

۲-در ۶ ماه آینده در این مورد چگونه فکر خواهید کرد؟

۳-از این موقعیت استرس زا چه درسی می توان گرفت؟

چگونه مشکلاتتان را تفسیر می کنید؟

در تفسیر مشکلات معمولا بیش از اندازه آن ها را بزرگ می کنید؛

چه بلایی به سر زندگیم اومد! رئیس با اضافه حقوقم موافقت نکرد

 و یا اینکه به همه بخش های زندگی تان تعمیم می‌دهید؛

من همیشه تو همه جا همینطور خرابکاری می کنم!

و یا اینکه به خودتان برچسب می زنید؛

من آدم تنبل و اهمال کاری هستم!

مجموعه این رفتارها موجب می شود ما مشکلات را بطور واقعی تفسیر نمی کنیم بلکه تفسیر ما غیرواقعی و اغراق گونه است.

بنابراین تفسیر درست؛

با واقع بینی و شرح درست داستان اتفاق می افتد.

اینکه نسبت به خودتان منصف و مشفق باشید.

ضعف ها و اشتباهاتتان را بپذیرید.

و مشکلات واقعی را انتخاب کنید نه مشکلات گرانشی و غیرواقعی.

موفق و مشتاق باشید.

 

 

 

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

2 پاسخ

  1. اگر مساله ای بنظر مشکل میرسد:
    آیا به من مربوط میشود؟…چقدر؟
    دیدگاه ما به مسائل است که میتواند پاسخ این پرسشها را بدهد.
    متشکرم از خانم کیانی عزیز

  2. درودبرشما استادعزیزم بسیار توضیحات جامع درباره حل مشکلات به ما ارائه میدین تاماآگاهانه بامسائل ومشکلات برخوردکنیم.
    مشکلات همیشه درزندگی همراه ماهست پس نگرش ودیدگاه ماسهم مهمی درحل آن دارد که شمامطرح میفرماین . سپاسگزارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.