در چه کاری خوب هستید؟

در چه کاری خوب هستید؟

وقتی اولین بار با این سوال مواجه شدم ،مدتی به فکر فرو رفتم که راستی من چه استعدادهایی دارم؟

من در انجام چه کارهایی خوب هستم؟

من با چه استعداد ذاتی به دنیا آمدم؟

در نگاه اول این سوال بدیهی و روشن به نظر می رسد اما زمانی که بخواهیم پاسخی درخور به آن داده باشیم، ازقضا چندان هم آسان نیست.

 

جای این سوال در سال هایی که مشغول آینده سازی برای مملکت بودیم  بسیار خالی بود و هیچ گاه حتی به این موضوع فکر هم نکردیم.

اما وقتی کن رابینسون در کتاب “یافتن جوهر درون” خود از استعداد و توانایی می گوید این حسرت دوباره یادآوری می شود که چرا اینقدر دیر؟

اما به زعم من در هر سنی هم دریابید که چه استعدادی دارید، باید کلاهتان را به هوا بیندارید.

استعداد موسیقی، آشپزی، نقاشی،ریاضی، بازیگری و بسیاری دیگر که شاید از آن ها اصلا با خبر نباشید؛

ممکن است خوش شانس باشید و از همان کودکی بطور کاملا واضح و روشنی در انجام کاری چنان خوب باشید که زبانزد خانواده و اطرافیان شوید و یا باید سال ها بگذرد و با آزمودن و تجربه کردن به این نتیجه برسید که چه استعدادهایی دارید.

در هرصورت یافتن و دانستنش چه فایده ای به حالتان دارد؟

کن رابینسون معتقد است دانستن اینکه چه استعدادهایی دارید در پیدا کردن جوهر درون و زندگی با آن موثر است.

برای دست یافتن به این استعداد سوال هایی را مطرح می‌کند؛

چه نوع فعالیت هایی را  می توانید به راحتی انجام دهید؟ 

حس می کنید استعدادهای ذاتی تان چه هستند؟ 

اولین بار چطور از وجود آنها آگاه شدید؟

آیا استعدادی دارید که تابه حال فکر می کردید هرگز پرورش نیابد؟

آیا استعدادی دارید که تابحال پرورش نداده اید اما دوست دارید داشته باشید؟

آیا استعدادی دارید که برای پرورش آن بازداشته شده یا تشویق نشده باشید؟

اگر تابحال آزمون استعدادسنجی انجام داده اید آیا نتیجه آزمون شمارا شگفت زده کرده است؟

فکر می کنید کدام استعدادهایتان است که اگر تلاش می کردید می توانستید آن ها را واقعا پرورش دهید؟ پاسخ به این سوال ها شاید کمکی به حل کامل این معما نکند اما می تواند شروع خوبی باشد برای اینکه شاخک هایتان جهت کشف این استعدادها فعال شود.