نوشته‌ها

بهبودفردی

نقش بهبودفردی در بهبودکیفیت زندگی

بهبود فردی شمارا به یاد چه کلمه دیگری  آن باشد می اندازد؟

بهترشدن

رشد کردن

پیشرفت

تغییر و ….

همه این کلمات درست هستند اما آنچه از همه آن ها مهم تر است رشدو تغییر است تغییر بهترین کلمه ای است که برای بهبود به آن نیازداریم

البته در ویکی پدیا بهبود به معنای:

نیکو شدن و خوب شدن است

و چه معنای زیبایی برای رشد شخصیت انسان

نیکوشدن آن

و خوب شدن

بله ما برای بهبود خودمان به تغییر نیاز داریم

آیا احساس می کنیم که درجاهایی از زندگی خود به تغییر نیاز داریم؟؟

یااینکه یک جاهایی اززندگی مان درست نیست و باید عوض شود؟!

فکر می کنید چه چیزی موجب این تغییر می شود؟

پدر و مادر؟

سرمایه و پشتوانه مالی؟

همسر؟

شانس و اقبال؟

نه متاسفانه و یا خوشبختانه هیچ کدام از موارد الا نه به تغییر ما و نه به بهبود فردی ما کمک نخواهد کرد .

تنهاچیزی که عامل اصلی بهبود فردی و ایجادتغییر در زندگی ماست خودمان هستیم

خداوند در قرآن می فرماید:

خداوند وضعیت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگراینکه خودشان برای تغییر اقدام نمایند

چرا بهبود فردی و تغییر؟؟

بهبودفردی

در اطرافم افراد زیادی را می شناسم که همیشه از وضعیت اقتصادی شاکی هستند

البته کاملا حق دارند اما این نالیدن دردی از وضعیت اقتصادی آن ها کم نمی کند

چون هیچ قدمی در راستای بهتر شدن وضعیت زندگی شان برنداشتند

نسبت به سال های گذشته هیچ تغییری در سبک کار و زندگی و وضعیت مالی خانواده ایجاد نشد

هیچ رشدی نداشتند و همچنین هیچ بهبودی هم در وضعیت زندگی شان حاصل نشد

چطور می توان بدون هیچ رشد و بهبودی انتظار تغییر داشته باشند

تغییر زمانی بوجود می آید که از نظر ذهنی و فکری به رشد قابل قبولی برسیم

زمانی می توان در اوضاع اقتصادی ، وضعیت جسمی و روحی، روابط بین فردی و ..بسیاری از موارد دیگر تغییر ایجاد کرد که به تکامل لازم از لحاظ ذهنی رسیده باشیم.

تغییر چه زمانی اتفاق می افتد؟

تغییر زمانی اتفاق می افتد که

 بهتر درک کنیم

بهتر فکر کنیم

دیدگاه بهتری داشته باشیم

مشکلاتمان را باروش های حل مساله حل کنیم

مهارت های زندگی کردن بیاموزیم

با دیگران ارتباط موثر برقرار کنیم

ومهمتر از همه اینکه خودمان تصمیم به این تغییر بگیریم و تصمیم بگیریم که به رشد و بهبود خودمان کمک کنیم

بهبودفردی

تعریف دیگری از بهبودفردی:

بهبود فردی و رشد شخصی به معنی رشد و بهبود خودمان در راستای  ساختن یک زندگی متعادل و داشتن رضایت و خشنودی اززندگی

و رشد و تعالی درراستای ارزش ها و اهداف است.

واینکه انسان در جهت رشد و بهبود شخصیت خود قدم های موثری بردارد

حتما همه شما انسان های فعال و باانگیزه و هدفمندی در اطراف خود دیده اید که :

به آموزش علاقمندند

کتاب می خوانند

در کلاس ها و سمینارهای آموزشی شرکت می کنند

کمتردرگیرروزمرگی های زندگی می شوند

و به رشد خود اهمیت می دهند.

از نظر خیلی از مردم آن ها یک تخته شان کم است

شایددلیلشان این باشد که  مثل آن ها زندگی نمی کنند

متفاوت هستند

مثل صدها انسان متفاوتی که دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن می کنند

مانند ادیسون

نیوتن

انیشتین

استیو جابز

بیل گیتس

و…..

و سایر انسان های موفق که روزی رویایی در سر داشتند که مورد تمسخر دیگران قرار گرفت

آن ها به این تمسخرها توجهی نکردند

و به راهشان ادامه دادند.

بهبودفردی

یک نکته مهم در بهبودفردی

نکته مهمی که این انسان های موفق را متفاوت ساخت این بود که آن ها به رشد و بهبودشان توجه نمودند

آن ها هدفمند بودند و برای رسیدن به اهدافشان برنامه ریزی و سپس اقدام می کردند.

افرادی که به بهبود فردی و رشد شخصی اهمیت می دهند

در مسیر موفقیت همواره دست از تلاش برنمی دارند

و با شکست های متوالی ناامید نمی شوند

دنیا برایشان با شکست خوردن به پایان نمی رسد

و از نگاه دیگری به زندگی  نگاه می کنند.

و همچنین ارتباط موثربا خود برقرار می کنند

این حرف ها،حرف های زیبای انگیزشی نیست

قصدمن در این مقاله گفتن حرف های زیبای انگیزشی که حال همه را موقتاخوب می کند نیست.

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنم

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنید

داشتن انگیزه خوب است

اما نمی خواهم با این حرف ها موقتا انرژی بگیرید و خیلی زود از یادتان برود

می خواهم به این موضوع عمیق نگاه کنید

موضوع ساده است اما هرکار ساده ای آسان نیست

کتاب های انگیزشی زیادی در بازار هستند که با خواندنشان حالمان خوب می شود

انگیزه می گیریم

می نشینیم و شروع به نوشتن برنامه می کنیم

چند کتاب را ردیف می کنیم که بخوانیم

و یا اینکه به خودمان قول می دهیم

از فردا صبح زودتر از خواب بیدارشویم

اما چندین ماه می گذرد و ما هنوز تغییری ایجاد نکرده ایم

اینگونه افراد اغلب چنین می گویند

نمی دونم چرا اینقد خسته و بی حالم؟؟

اصلا رمق ندارم

صبح بیدار شدن خیلی سخته

اصلا تمرکز ندارم که کتاب بخونم

تا کتاب و باز می کنم فکم هزار جا میره

مگه چند سال می خوایم زندگی کنیم که اینقدر به خودمون سخت بگیریم

همه اونایی که به خودشون خیلی سخت گرفتن آخرش چندان نتیجه خاصی نگرفتند و…

بهبودفردی

نیچه می گوید:

“””هرکه چرایی برای زندگی داشته باشد با هر چگونگی خواهد ساخت””

کسانی که دلیل مشخص و قدرتمندی برای انجام کارها و تعیین اهدافشان دارند

براحتی بی انگیزه نمی شوند و با مواجهه با مشکلات ناامید نمی شوند.

داشتن چرایی و دلیل زندگی و معنا و هدف به ما کمک می کند که با انگیزه و قدرتمند پیش برویم

ناامید نشویم

از شکست نترسیم

و همواره در راه رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم.

چرایی زندگی تان راپیدا کنید

چطور می توانیم دلیل و چرایی زندگی مان را بیابیم؟

اندرو متیوس می گوید

ماموریت شمادرزندگی “بی مشکل زیستن “نیست

باانگیزه زیستن است”

بهبودفردی

۱-کار موردعلاقه تان راانجام دهید و از کارکردن لذت ببرید

اگرهم در حال حاضر از کارخود لذت نمی برید و به حقوق و درآمد این کار نیاز دارید برای آینده برنامه ریزی کنید و مهارت هایتان را در جهت تغییر شرایط کاری افزایش دهید.

“”همیشه بیشترازحقوقتان کارکنید روزی خواهدرسید که بیشتر از کارتان حقوق بگیرید

اگر کارتان را دوست داشته باشید این نشانه ها در شماوجوددارد.

صبح ها به راحتی از خواب بیدار می شوید و نمی خواهید بیشتر استراحت کنید-

در هنگام کار نمی دانید زمان چگونه می گذرد-

-نتیجه تلاش اهمیت کمتری خواهدداشت

۲-به دنبال علایق و خواسته های قلبتان باشید نه علایق و خواسته های دیگران

اغلب انسان ها مهندس می شوند چون پدر آرزوی مهندس شدن پسرش راداشت

پزشک می شوند چون مادر دلش می خواست فرزندش پزشک شود

نوازنده می شوند چون پدر و مادر نوازنده بودند و فرزندشان را تشویق به این کار نمودند

امامشکل اینجاست اگر بجای اینکه با قلب خود تصمیم بگیریم با علایق و آرزوهای پدرو مادر و … تصمیم بگیریم

در مرحله ای اززندگی که خیلی هم دور نیست

به این نتیجه می رسیم که برای این کار ساخته نشدیم

و نه بهبودفردی در کارخواهدبود و نه رشد شخصی

زمانی می توانیم به رشد و بهبود فردی خود کمک کنیم که درراستای علایق،

اشتیاق و خواسته های قلبی مان زندگی خواهیم کرد

واین زندگی زمینه خوبی را برای رشد و بهبودفردی فراهم می کند.

 

مشتاق و موفق باشید

 

 

 

 

داستان حلقه و زنجیر چیست؟

داستان حلقه و زنجیر چیست؟

اجازه بدهید داستان دوستی را تعریف کنم که مسئولیت اجرایی شرکت تولیدی را به عهده داشت و در کارش بسیار موفق بود و شخصیت محبوبی هم داشت. این دوست با تغییر اعضای هیات مدیره شرکت و تغییر در اعضای هیات رئیسه نتوانست با آنها ارتباط خوبی برقرار کند واین موجب بوجود آمدن مشکلات بسیاری شد از جمله عدم اعتماد رئیس به او و ازدست دادن انگیزه خودش برای بهبود عملکرد و عدم رضایت شغلی خودش شد که به دلیل عدم ارتباط با او و عدم اطلاع از دلایل بسیاری از کارها از او ناراضی بودند.واین موجب شد راندمان شرکت افت کرده و در فکر تغییرنیرویی باشند که تا چندی قبل بسیار موفق بود.

تاثیر برقراری ارتباط مناسب یا نامناسب را در احوال و روحیاتمان هم میتوانیم ببینیم .اینکه چقدر وقتی شروع به صحبت میکنیم سوءتفاهم ها برطرف شده و حس بهتری داریم .ویا چقدر با تایید و همدردی با دیگران در خودمان و آنها حس رضایت ایجاد میکنیم و وقتی از دید دیگران به مسائل نگاه میکنیم چه بازخورد خوبی از این درک متقابل می گیریم.

در خانواده هم این موضوع بسیار بااهمیت بوده وخود تعیین کننده بسیاری از خوشی ها و ناخوشی هاست.افراد تحصیل کرده ای را می شناسم که قادر به برقراری روابط عاطفی خوبی با همسر وفرزندانشان نیستند و از طرفی در اقوام بسیار نزدیک خانواده هایی می بینم که علی رغم اینکه تحصیلات چندانی ندارند اما در روابط عاطفی با فرزندان و همسر بسیار موفق هستند. بنابراین صرفا میزان تحصیلات تعیین کننده داشتن مهارت کافی برقراری ارتباط موثر نخواهد بود.در این کتاب زنجیر همان ارتباط و حلقه ها همان کسانی هستند که این زنجیر را تشکیل می دهند .خانواده ،همکاران ،جامعه ، دوستان حلقه های این زنجیرند.این کتاب راهکارهای عملی جهت ایجاد تغییر در رفتار و روابط را آموزش می دهد.آموزشی که مدیران،کارمندان، پدران ، مادران، فروشندگان و صاحبان کسب و کار به آن نیاز داشته و حلقه های زنجیرشان را به کمک آن بلندتر خواهند ساخت.

فرزندان مابه عشق بیشتراز تکنولوژی نیاز دارند

مهندسین و پزشکانی را می شناسم که باافتخار تعریف می کنند که برای فرزندانشان آیفون و آیپد می خرند شاید در جامعه ما این امری طبیعی و رایج شده باشد که اگر شام شب هم نداشته باشیم تبلت و گوشی و تلویزیون و ماهواره ازضروریات است که بدون آن ها نمی توان زندگی کرد. ما فرصت صحبت کردن با فرزندمان را نداریم و با دنیایشان بیگانه ایم مابرایشان کاردستی درست نمی کنیم با آنها بازی نمی کنیم به حرفهایشان گوش نمی دهیم و برای خلاصی از دستشان گوشی و تبلت در اختیارشان می گذاریم تا دست از سرمان بردارند.چندروز قبل پسرم از من خواست برایش با کاغذ رنگی اردک درست کنم و برای اردکش یک دسته هم بگذارم. ابتدا فکر کردم کار سختی ست اما فورا شکلش را بایک سرچ ساده از گوگل پیداکردم وبا کاغذ رنگی شروع به درست کردن اردک کردم و خودم هم از درست کردنش لذت بردم پسرم ساعتها با آن اردک سرگرم شد و خیلی از آن خوشش آمد درعوض چند ساعتی کمتر کارتن نگاه کرد.

rubber_duck_duck_toy_108900_1920x1080

 

 

یا از چند ماه پیش از من خواست برایش شن جادویی بخرم که یک شن رنگی ست که بچه ها با آن همانند خمیر بازی می کنند با دراختیارداشتن این شن بسیاری از زمانش به بازی با آن و ایجاد خلاقیت های بسیارزیادی انجامید و دیگرخیلی کمتربه سراغ بازی با تبلت و موبایل رفت .

با کمی ابتکار و ایجاد فضایی که فرزندان را از تکنولوژی کمی دور نگه دارد موجب می شود ارتباط بین ما و ذهن خلاق بچه ها و دنیای اطرافشان ازبین نرود.

با کمی فکر کردن و ابتکار می توانیم فرزندانمان را از تکنولوژی دور نگه داریم و به خلاقیت نزدیک کنیم .و اینگونه ارتباط موثری نیز با آنها برقرار کرده وبه بهبود مهارت هایشان نیز کمک بسیار خوبی خواهیم کرد

اقدامک

هرروز زمان مشخصی(مثلا۱۵دقیقه)رابه بازی و ۱۵ دقیقه دیگررابه صحبت کردن با بچه ها بگذرانید

(طی این ۳۰ دقیقه تلویزیون خاموش باشد و تبلت و موبایل در دسترس نباشد)

 

تاثیرگفتار و کلام بر روابطمان

تاثیرگفتار و کلام بر روابطمان

جملات و کلماتی که بکار می بریم تاثیر بسیاری بر روی ارتباطمان خواهدداشت اگر گفتار ما توام با انتقاد و سرزنش و گلایه باشد مسلما مخاطب از ما دور شده و بالعکس با تایید و احترام به مخاطب،اورا به سمت خود جذب نموده و ارتباط خوبی برقرار خواهد شد.مردم عاشق تعریف و تمجید هستند و از اینکه مورد انتقاد یا سرزنش قرار بگیرند واقعا دلخور می شوند.یکی از راههای موثر برای انتقادکردن این است که انتقاد خود را با تعریف و یک حسن جویی شروع کنیم سپس طوری وانمود کنیم که برای خود ماهم چنین مشکلی پیش آمده و بهتر است که این گونه انجام شود .

اگر بافرزندم به تندی صحبت کنم مطمئنا موضع گرفته و به خواسته هایم اگرچه منطقی باشد توجهی نمی کند و بالعکس تشویق کردن و انتقاد با زبان ملایم هرانسانی را انعطاف پذیر میکند. بگذارید مثالی را تعریف کنم پسرم هروقت نمراتش را به من اطلاع می داد بدون داشتن عکس العمل مثبت و هرگونه تشویق و تشکراز زحماتش ناراحت می شدم و میگفتم نمره خوبی نیست چندمین نفرکلاس شدی؟ و از این جور سوال ها می پرسیدم و او هم در مقابل میگفت نه اتفاقا نمره خیلی خوبی گرفتم خیلی هم راضی هستم حتما که  نباید بیست بگیرم و … بعد از مدتی رفتارم را تغییر دادم و وقتی  پسرم نمره اش را به من اعلام می کند تشویقش میکنم و از زحماتش تشکر میکنم و از او میخواهم همیشه تلاشش را بکند و در مورد وضعیت نمره بچه های دیگر نمی پرسم و این تغییر رفتارم موجب شد تا پسرم خودش اعتراف کند که نفر دوم یا سوم کلاس شده و دوست داشت نمره کامل می گرفت تا نفر اول می شد.گفتار و کلامی که با تحسین و تشویق همراه باشد به برقراری ارتباط موثر کمک می کند همانند مثال بالا که من موفق شدم تا این ارتباط موثر را برقرار کنم.

 

download-3

 

دقت درانتخاب کلمات

کلماتی که از یک سخنران و یا یک گوینده و مخاطبمان می شنویم موجب می شود به سرعت در ذهنمان در موردشان قضاوت کنیم و این خود در میزان توجه و ارتباط ما بسیارموثر است. حرف های بیهوده و دم دستی از اعتبار ما کم می کند و  حرف های دلنشین و به جا به ما جایگاه ویژه ای می دهد . مسلما همه ما برای بیان احساسات خود از کلمات مختلفی استفاده میکنیم دایره این کلمات برای افراد مختلف متفاوت خواهد بود زمانی می توانیم در بیان احساسات و برقراری روابط موفق باشیم که دایره لغات گسترده ای داشته باشیم البته تنها گستردگی  دایره لغات  به تنهایی ملاک برقرار ی رابطه موثر و برقراری ارتباط موثر نخواهد بود بلکه نحوه استفاده از این لغات بسته به شرایط و موقعیت های مختلف متفاوت خواهد بود بعنوان مثال افرادی هستند که همیشه از جملاتی مانند فداتون بشم یا، قربونتون برم، برای همه و در همه جا چه جلسه رسمی و کاری و چه با خانواده و همکاران به کار می برند شاید این جملات کوتاه برای خانواده و دوستان مناسب باشد اما مسلما برای همکاران و غریبه ها مناسب نیست . معمولا حس خوبی نسبت به جملات و کلماتی که خیلی خصوصی هستند و از زبان افرادی غیراز خانواده شنیده می شوند   نخواهیم داشت. یکی ازعلتهایی که عده ای را دارای شخصیت پایین میدانیم همین عدم  رعایت  نحوه استفاده از کلمات در جایگاه مناسب است.در فرهنگ ما برای زنان حریم خاصی قائل هستیم و معمولا در صحبت بایک خانم خیلی از اصول رارعایت می کنیم شوخی های بی مورد وصمیمیت های  بیش از اندازه در محیط کار باید حدومرز داشته باشد و همچنین این عشق و صمیمیت  در خانه و برای خانواده حدو مرز و اندازه ای ندارد و برای بهتر شدن روابط لازم و ضروری ست .