تاثیرآموزش برزندگی من ونگاهی به جلسات کتابخوانی با تحلیل کتاب تئوری انتخاب

تاثیر آموزش برزندگی من

شاید زیباترین و ماندگارترین جمله ای باشد که تا پایان عمرم به یاد خواهم داشت

شاید بپرسید چرااا؟؟؟

دلیلش برای من کاملا روشنه

من تاثیر شگفت انگیز آموزش را در زندگی خودم دیدم

و قصددارم این تاثیر و از این به بعد با شما به اشتراک بگذارم

تاثیرآموزش

نقطه عطف این تغییر

یکی از نقاط عطف این تغییر آشنایی با کتاب تئوری انتخاب و دکتر علی صاحبی بود

تئوری انتخاب به عنوان تئوری نوینی درروانشناسی مثبت گرا بخش مهمی از زندگی  و رفتارهای انسان را به چالش کشیده و انسان را به تفکر و تغییر وادار می کنه

ما هردوشنبه تحلیل و خواندن این کتاب ارزشمند و با دوستان قائمشهری در قائمشهر برگزار می کنیم و نتایج بسیار خوبی از این جلسات می گیریم

مطالب شاخص و مهمی که در این جلسه با دوستان در مورد آن ها صحبت کردیم و می کنیم

را طی مقالاتی با عنوان “تاثیر آموزش بر زندگی من” برای شما عزیزان خواهم نوشت

براساس تئوری انتخاب 

می آموزیم که:

دست به انتخاب های بهتری بزنیم

تاقبل از این فکر می کردم دیگران باعث  احساس بد من هستند

همه رو مسبب ناراحتی خودم می دونستم الا خودم!!

اما با معجزه تئوری انتخاب و همچنین معجزه آموزش فهمیدم اگر من حس بدی دارم

باید اقدامی و یا کاری برای این حال بدم انجام بدم

اگر انتخاب کردم که کار کنم و ساعت های زیادی خارج از منزل باشم پس باید عواقب این انتخاب را هم بپذیرم

اگر انتخاب کردم که کمتر بخندم و کمتر حرف بزنم پس نباید توقع شادی و خوشحالی از همسرم داشته باشم

و……

تاکید تئوری انتخاب بر داشتن روابط خوب و صمیمی در زندگی هست

اینکه احساس رضایت و خوشبختی ما به همین روابط و کیفیت این روابط وابسته هست.

با یادگیری هر جمله از این کتاب تصمیم مهمی گرفتم

تاثیرآموزش

من چطور حالم بهتر میشه؟؟   

چطور می تونم به خودم کمک کنم؟؟ 

 من آدمی هستم که با دیدن دوستان و آشنایان و مردم و بودن در جمع حالم خیلی خوب میشه

   بنابراین دست به کار شدم  و دست به اقدامی زدم   

 اقدامی که منجربه حال بهتر من بشه   

-اینکه با هرروش ممکن چه حضوری و چه تلفنی و یا از طریق تلگرام از دوستانم با خبربشم

با چند تا از دوستانم تماس گرفتم و اون ها رو به شام دعوت کردم

با چند نفرشون در دفترم قرار ملاقات گذاشتم

و سعی کردم این حلقه رو حفظ کنم تا حال خوبم حفظ بشه

 وفهمیدم که :

حال خوب و بد من

فقط وابسته به انتخاب های من هست

من باید تصمیم بگیرم چه اقدامی انجام بدم تا حالم بهتر بشه

چه چیزهایی حال من و خوب می کنه؟

این سوال و از خودتون پرسیدین؟

اینکه چه چیزهایی حالتون و بهتر و یابدتر می کنه؟

گاهی لازمه توقف کنین و پاتون و بزارین رو ترمز

لحظه ای مکث کنید و از خودتون بپرسید

الان حالم خوبه؟

دارم چیکار می کنم؟

آیا کار ی که می کنم و دوست دارم؟

آیا از کار کردنم لذت می برم؟

تاثیرآموزش

و ادامه این سوال ها

سوالی که من چندین سال قبل از خودم پرسیدم و جواب همه اون ها نهههههه بود.

و لحظه ای توقف کردم و به این جواب ها و سوال ها بیشتر فکر کردم  با خودم گفتم : 

چیکار می کنی با خودت؟    با زندگی ت؟    مگه چند سال قراره زندگی کنی ؟؟؟؟

چرا باید از کارت لذت نبری؟؟ چرا باید از بودن با همسر و فرزندانت بیشتر لذت نبری؟؟؟؟

چر افرصت نمی کنی به خودت توجه کنی استراحت کنی  کتاب بخونی

  و یه چای نبات با دل خوش و بدون استرس کار و دیررسیدن و تنها موندن بچه ها و دلخوری همسر جان و…… بخوری؟؟

و زمانی موفق شدم تغییر و در زندگیم جاری کنم که به این سوالات درست جواب دادم و به اون ها بارها و بارها فکر کردم

شما براتون پیش اومده این سوالا ها رو از خودتون بپرسین؟

چه جوابی به این سوال ها می دین 

اگر دوست داشتین

جواب هاتون و در زیر این مقاله بنویسین

واین داستان ادامه داره…….

 

 

 

 

ارتباط موثربانوجوان

ارتباط موثر والدین بانوجوان

ارتباط موثروالدین با نوجوان یکی از مهم ترین دغدغه های پدر و مادری ست که

فرزند نوجوان دارند و نمی توانند با فرزند شان به خوبی کنار بیایند.

حقیقت این است که پدر و مادر فکر می کنند

چقدر فرزندشان گستاخ و مغرور شده و چه قدر پرتوقع  با ما برخورد می کند.

اما غافل از اینکه در این سنین حساس نوجوان مانند دوران بچگی ونو نهالی اش با پدر و مادر برخورد نمی کند .

او متفاوت رفتار می کند.چون بزرگتر شده است

و احساسات متفاوتی را تجربه می کند.

اوبیش از هرزمان دیگری به توجه والدین از طریق یک رابطه خوب و دوستانه نیاز دارد

رابطه ای که در آن تهدید ،تنبیه،سرزنش ، توهین و دیگررفتارهای مخرب نمی گویم اصلا که امکانش خیلی کم است ، حداقل خیلی کم استفاده شود.

ارتباط موثر والدین و نوجوان

نیاز نوجوان به رابطه ای دوستانه

فرزندان بیش از پیشرفت در مدرسه و درس و نمره

وفراسوی مهارت آموزی و یادگیری موسیقی و رشته های فنی و ورزشی و المپیاد و ….نیازمند داشتن رابطه ای خوب، صمیمی و رضایتبخش با شما هستند.

اگرتوانستید این رابطه راایجاد کنیدبا خیال آسوده بدانید که فرزندتان خودش راه موفقیت و بهروزی را پیدا خواهد کرد.

 

و خبر بد اینکه:

اگراین پیوند و رابطه بین شما و فرزند نوجوانتان وجود نداشته باشد و یا به عبارتی ارتباط موثر والدین با نوجوان کمرنگ باشد،

امکان اینکه نوجوان به سمت مشکلات و اختلالات روانی و بزهکاری کشیده شود بسیارزیاد است.

رتباط موثروالدین و نوجوان

چه زمانی کنترل اوضاع را به دست می گیرید

اینکه نمی توانید با فرزند نوجوانتان به خوبی کنار بیایید نتیجه روشی است که هردوی شما در برخورد با یکدیگر پیش گرفته اید.

واقعیت این است که هرچقدر هم برای کنترل رفتار فرزندتان تلاش کنید فقط زمانی که بااو  هستید می توانید مقداری بررفتارش کنترل داشته باشید.

هیچ تضمینی وجود ندارد که زمانی که در کنار ش نیستید آیا مطابق میل شما رفتار می کند یا نه؟؟

آیا می توانید همیشه مانند دوران کودکی و نونهالی درکنارش بمانید و کنترلش کنید؟

حواستان به درس خواندنش باشد

به غذاخوردن

به لباس پوشیدن

با چه کسانی حرف می زند و در تماس است

و…..

 بهترین کاری که می توانید انجام بدهید کنترل رفتار خودتان است.

تنها زمانی می توانید بر اوضاع زندگی او کنترل واقعی داشته باشید که دست از کنترل کردن بردارید.براساس تئوری انتخاب ما تنها می توانیم بررفتارهای خودمان کنترل داشته باشیم و می توانیم تنها خودمان را تغییردهیم

پس فرزندپروری چه می شود؟

شاید این پرسش در ذهن شما مطرح شودکه نقش تربیت در این بین چگونه است؟

یعنی اینکه مگر میتوان بدون کنترل کردن بچه ها آن ها را تربیت نمود و راه و رسم زندگی را به آن ها آموخت؟

حقیقت این است که اگر تعلیم و تربیت نیز با خشونت و سرزنش و تهدید همراه باشد نتیجه ای متفاوت خواهدداشت.

 

 پدر ومادر و زندگی آن ها خود بزرگترین تعلیم و تربیت برای فرزندان است.

اگر پدر و مادر الگوی مناسبی باشند خود به خود فرزندان از این  الگوهای در دسترسی که هرروز با آن ها در تماسند الگو خواهند گرفت.

مادری گله می کرد که نمیدونم چرا پسرم مطالعه نمی کنه و کتاب نمی خونه!!

هرچی میگم کتاب بخون فایده ای نداره

سوال؟؟؟

آیا آن پدر و مادر خودشان سراغ کتاب می روند؟

آیا اهل مطالعه هستند

آیا آن پسر در خانه شان کتابخانه ای دیده که کتاب های جدیدی در آن به روز می شود؟

تا آنجا که من می شناختم خیر

پس چطور توقع کتاب خوان شدن فرزندی را دارند که الگوی کتابخوانی نداشته؟؟؟؟

 ارتباط موثربانوجوان

رفتارهای قطع کننده ارتباط

زمانی که از دست فرزند نوجوانتان ناراحت هستید

دست به رفتارهایی می زنید که گلسر در کتاب تئوری انتخاب آن را “هفت رفتار مخرب” می نامد

 

سرزنش کردن

تنبیه کردن

غرغر کردن

توهین کردن

انتقادکردن

و….

از رفتارهای مخربی هستند که به ارتباط موثر والدین با نوجوان صدمه جدی واردخواهد کرد

تاثیرکنترل گری برارتباط موثر والدین بانوجوان

یکی از متداول ترین رفتارهایی که همه انسان ها دررفتار با یکدیگر برمی گزینند کنترل یکدیگراست.

همسران در زندگی زناشویی سعی می کنند یکدیگررا کنترل کنند

زن سعی در کنترل شوهر و مرد در تلاش برای کنترل زنش می باشد

و یکی از مهمترین دلایل صدمه دیدن روابط بین افراد همین کنترل گری ست

در رفتار والدین با فرزندان این کنترل گری بسیاردیده می شود و چون پدر و مادر در مقایسه با فرزند دارای قدرت زیادی هستند خیلی از اوقات با کنترل فرزندان این قدرت نمایی بیشتر نمایان کمی شود.

کجابودی

چرارفتی

چرا غذات و نخوردی؟

چرااینطوری لباس پوشیدی؟

چرا درست و نخوندی؟

چرااینجوری درس میخونی؟

و….

وبسیاری چراهای دیگر که پدر و مادر با زیرنظر گرفتن بچه ها با آن ها درگیرند.

وبا این بکن نکن های مداوم نه تنها حس خوبی به نوجوان نمی دهند

بلکه اعتماد فرزند از آن ها کم کم سلب شده و احساس صمیمیت فرزند با پدر و مادر کمرنگ خواهد شد

راهکارهایی برای ارتباط موثر والدین با نوجوان

برای اینکه والدین بتوانند اعتماد فرزند نوجوان را بیشتر جلب کنند باید به چند نکته طلایی در این رابطه توجه نمایند

۱- انعطاف پذیری پدرومادر

در برخورد با موانع و مشکلات است که والدین با فرزندشان دچار چالش می شوند

بنابراین در این گونه شرایط باید سعی کنند کمی انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند

شرایط و سن نوجوان راهم کمی در نظر بگیرند و بسیاری از رفتارها را لازمه این سن و سال بدانند

۲-پدرومادر همیشه لازم نیست از قدرت خود استفاده کنند

چون برخورد با بچه ها و قدرت نمایی  بخاطر پدر و مادر بودن رابطه آن ها را با والدین خراب می کند

در حالی که تنها چیزی که می تواند به ارتباط موثر والدین با نوجوان کمک کند

ارتباط ،ارتباط و ارتباط است

اگر والدین بتوانند ارتباط بین خود و فرزند نوجوان را به خوبی حفظ کنند در تربیت یک فرزند سالم و موفق  کاملا پیروز خواهندشد.

 

ارتباط والدین با فرزندان

ارتباط والدین با فرزندان
ارتباط  والدین با فزندان از دغدغه های اساسی والدین در روزگار اکنون است.

واقعا راهکار این مشکل در کجاست؟

چگونه می توان این ارتباط را بهبودبخشید

و چگونه والدین می توانند رابطه بهتر و آرامش بیشتری در برخورد با فرزندانشان داشته باشند؟

والدین که دنیای مطلوب و آرزویشان تربیت صحیح فرزندان است،

بادیدن هر حرکت و رفتاری آن را به آینده کودک و یا نوجوان خود ربط داده و فورا شروع به سرزنش و اعتراض نسبت به رفتارش می کنند.

ارتباط والدین

ارتباط موثروالدین با فرزندان با سرزنش و انتقاد و کنترل گری تخریب می شود

.ویلیام گلسر در کتاب “تئوری انتخاب “که شاهکاری درروانشناسی مثبت نگر است

به موضوع  کنترل بیرونی  و کنترل درونی بارها و بارها اشاره می کند و کنترل بیرونی را عامل اصلی تخریب روابط می داند.

بکن نکن هایی که هروز با فرزندان برسر انجام تکالیف،درس خواندن،مرتب کردن اتاقشان،خاموش کردن تلویزیون و بسیاری از موارد دیگر داریم همه اینها نوعی کنترل بیرونی ست.

ما ناخودآگاه و یا گاهی آگاهانه فرزندان را تحت کنترل مداوم قرار می دهیم

و این رویکرد نه تنها نتیجه ای نخواهیم گرفت

بلکه رابطه بین والدین و فرزند تخریب می شود.

انجام تکالیف مدرسه

انجام تکالیف مدرسه و خواندن درس برای اکثرپدر و مادرها آرزویی دست نیافتنی ست.

عدم تمرکز بچه ها برروی درس وفرارکردن آن ها از انجام تکالیف نیز از دغدغه های انهاست.

راه حل چیست؟

چگونه می توان این مشکل را حل کرد؟

آیا بگو مگوها و دعواهایی که برای انجام هرچه زودتر تکالیف و مرتب کردن اتاق در خانه رخ می دهد نتیجه ای هم داشت

و تاثیر مثبتی در ارتباط والدین بافرزندان گذاشت؟

روز بعد دوباره همین آش و همین کاسه!!

یعنی باز هم بچه ها هیچ تمایلی برای انجام تکالیف ندارند و به زور و با اصرار پدر و مادر به اتاقشان فرستاده می شوند شاید کارشان را به پایان برسانند.

شاید با تهدید و یا باج گرفتن اتاقشان را مرتب کنند اما آیا این رفتار بعنوان یک رفتار دائمی و عادتی در می آید ؟

خیر همه این رفتارهای کنترل بیرونی تنها برای یک بار شخص را مجبور به انجام کارها می کند و بار دیگر همان رفتارهای غلط  توسط فرزندان ادامه می یابد.

رابطه بجای کنترل

راه حل ارتباط والدین با فرزندان و راه حل مشکل رفتارهای غیر مسئولانه فرزندان این است که

بجای کنترل والدین سعی کنند رابطه شان را با فرزندان بهبود ببخشند.

روابط خوب همیشه معجزه می کند .

اگر دوستانه با فرزندانمان برخورد کنیم

و آن ها را به حال خود بگذاریم در انجام تکالیف و وظایف محوله شان ومسئولیت انجام ندادن تکالیف و درس نخواندن را نیز متوجه خودشان کنیم

مطمئنا نیاز به کنترل بیرونی غیرضروری به نظر می رسد.

بچه ها باید بدانند خودشان مسئولندومسئول انجام امور مدرسه ،مسئول نظم و نظافت شخصی و مسئول رفتارهایشان.

پدر و مادر باید اطلاعات و آگاهی لازم را در اختیارشان قراردهند و به آن ها فرصت فکر کردن بدهند.

روابط والدین با فرزندان

ارتباط موثر شکل نخواهد گرفت مگر اینکه شروع به تغییر خود کنیم بجای اینکه از فرزندانمان توقع تغییر داشته باشیم.

هیچ انسانی روی این کره خاکی به خواست ما تغییر نخواهد کرد .

فقط یک نفر توان تغییر را دارد و آن یک نفر خود شخص است.

اکثریت جامعه و اطرافیان و عزیران ما مسئولیت رفتارخودرا برعهده نمی گیرند

و همه کس را مقصر می پندارند .

ما بعنوان الگوهای فرزندانمان مسئولیت پذیری را به آنها بیاموزیم

و روابطمان راهرروززیباترکنیم

تا با تاثیر این بهبود و ارتباط موثر والدین با فرزندان گام بزرگی در تربیت نسلی مسئول برداریم.

سایت مهارتهای زندگی

مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری  یا مسئولیت گریزی؟کدام یک را برای خود و فرزندانمان می خواهیم؟

آموختن یا رهاکردن؟

آموزش مسئولیت پذیری از مهم ترین وظایف انسان است.

در دیگر موجودات این وظیفه توسط غریزه انجام می شود

اما  انسان بجای غریزه از ظرفیت هوش و شناخت برخوردار است

و با هوش و تفکر خود می تواند مسئولیت پذیری را بیاموزد.

پدر و مادری که احساس مسئولیت می کنند با فرزند خود رابطه عاطفی لازم را بوجود می آورند.

و با ترکیب عشق و انضباط در س مسئولیت پذیری رابه او می آموزند.

کودکان مسئولیت پذیر

کودکان دوست دارند مسئولیت پذیرشوند

اما آن ها انضباط و راههای درست رفتارکردن را نمی پذیرند

تا اینکه احساس کنند والدین به اندازه کافی به آن ها علاقمند بوده

و رابطه عاطفی بسیار قوی با والدین خود داشته باشند

.این رابطه بوجود نمی آید مگر اینکه والدین دست  از کنترل گری بردارند و زبان ساده با بچه ها بکن نکن نداشته باشند.

 

کنترل بیرونی از نگاه تئوری انتخاب

کنترل بیرونی و کنترل درونی موضوعی ست که

به شدت توسط ویلیام گلسر مورد بحث قرار گرفته و گلسر به شدت در مبحث تئوری انتخاب و واقعیت درمانی به آن پرداخته است.

یکی از مهم ترین راههای پیاده کردن اصول واقعیت درمانی کنار گذاشتن کنترل بیرونی است

که  به زبانی دیگرهمان

امرونهی کردن،کنترل گری،انتقاد و سرزنش کردن،توهین و تهدید کردن و …تمام رفتارهایی ست که حق انتخاب رااز شخص گرفته و اورا وادار به انجام کاری می کند

که به او تحمیل شده است.

شخصی که تحت کنترل بیرونی قرار می گیرد

اگرچه به اجبار تن به انجام کارمورد نظر می دهد اما هیچ رغبتی به انجام کارنداشته

و درشرایط مشابه به انجام آن تن نخواهدداد.

بنابراین با کنترل بیرونی بطور موقت به هدف خود که تحقق خواسته مان توسط دیگران است می رسیم

اما آن رفتار در افراد درونی و نهادینه نشده و آن ها همچنان با بی میلی و عدم رضایت به انجام آن کار خواهند پرداخت.

 

کنترل گری ایا موثراست

کنترل گری یا کنترل بیرونی نه تنها دررفتار افراد تغییری ایجاد نمی کند

بلکه رابطه شخص با فرد کنترل شونده به شدت تحت تاثیرقرارگرفته و تخریب می شود.

بنابراین والدینی که از سیستم کنترل بیرونی برای تربیت فرزند خود

و منضبط کردن او و یا آموختن راه و رسم زندگی و .. استفاده می کنند

روابط خوبی با فرزندان نخواهندداشت و اعتماد و ارتباط صمیمانه آن هارااز دست خواهند داد.

و همواره متعجب هستند از اینکه چرا نصیحتهای ما و مراقبت  های ما و نظارت و حساسیت مابر کارهای آن ها تاثیری براعمالشان ندارد

و آن ها راروز به روز خودرای تر و غیر منعطف تر می کند.

آموزش مسئولیت پذیری

بنابراین آموزش مسئولیت پذیری به فرزندانمان ممکن نیست

مگراینکه  رابطه ای که با آن ها می سازیم رابطه دوستانه و صمیمانه و سرشار از اعتماد و اطمینان باشدتااز این طریق راه نفوذ بر آن ها باز و هموار شود.

والدین باید دررفتار با فرزندان خود همواره بااحساس مسئولیت رفتارکنند

تا بتوانند رابطه عاطفی خودراباآن ها حفظ کنند.

کسانی که اعمالشان نسبت به فرزندشان حاکی از احساس مسئولیت نیست

این رابطه راازدست می دهند و فرزندانی مسئولیت گریز پرورش می دهند.

این فرزندان مجبورند در این دنیا دیگران را محک بزنندتا شاید آن رابطه عاطفی راکه لازمه ارضا شدن نیازهایشان است با آنهابرقرار کنند.

مسئولیت گریزی های رایج

مثال رایج دیگر در این زمینه که همه ما کم و بیش با این مورد مواجه بوده ایم

و یا دیده ایم این است که کودک می خواهد تلویزیون تماشا کند

درحالی که هنوز تکالیفش راانجام نداده

پدر و مادر با وعده و وعید و خواهش و تمنا و یا تهدید وتنبیه که

همه آن ها تلاشهایی بی نتیجه است که کودک را مسئولیت گریز می کند،

گاهی اورا متقاعد می کند امااواز آموختن واقعیت باز می ماند.

درپاسخ به معلم خود که می پرسد چرا تکالیف خودرا انجام نداده ای؟؟

اغلب پدر و مادر خودرا مقصر معرفی می کند ونه خودش را و به این ترتیب از مسئولیت پذیری می گریزد.

این کودک پدر و مادر خودرا مسبب تمام ناکامی های خود می داند

و مدام از آن ها توقع تهیه تمامی خواسته های معقول و نامعقولش را دارد و همه شکست هایش را به تامین نشدن خواسته هایش توسط پدر و مادر مربوط می داند.

این کودک به سنین نوجوانی و جوانی می رسد

و وقتی در زندگی با موقعیت دشواری روبرو می شود

،چون مسئولیت پذیری را نیاموخته است،

توان و آمادگی مقابله با آن را ندارد.

والدینی که حاضرباشندناراحتی،خشم و قهرشدیدفرزند خودرا تحمل کنندولی همچنان محکم اورا در مسیر مسئولیت پذیری نگهدارند،در حقیقت درسی را به اومی دهند که در تمام زندگی به اوکمک خواهدکرد.

مسئولیت پذیری و مسئولیت گریزی و عواقب هردو

والدینی که چنین عمل نمی کنند

درحقیقت سرمشقی برای مسئولیت گریزی آینده او در اختیارش می گذارند.

الگویی که کودک رااز ارضای نیازهایش و به تبع آن احساس ارزشمندی باز می دارد.

نکته مهم دیگری که والدین از آن غافلند این است که شرط مهم یادگیری فرزندان این است که والدین درزندگی خود، مسئولیت پذیرباشند

و نظم و انضباط داشته باشند

اگر والدین خود  ساعتهای طولانی ر ادر پای تلویزیون بگذرانند

و کتاب نخوانند و در رفتار و گفتار و کردار خود مسئولانه نشان ندهند

چندان در تربیت فرزندان مسئولیت پذیر و منضبط موفق نخواهند بود

و این دور باطل کنترل گری و تخریب رابطه،

فرزندانی را وارد جامعه خواهد کرد که نه تنها به نیازها و ارضای نیازهایشان آگاه نیستند

،بی هدف و بی انگیزه وبدون هرگونه نشاط و شوق خواهند زیست

و ما آن کودک مسئولیت گریز را درآینده ای نزدیک پدر ومادری  ناشاد وافسرده و همسری ناراضی از زندگی خواهیم دید.

باامید به اینکه فرزندانی مسئولیت پذیر و به تبع آن خانواده هایی مسئول و شادو مشتاق داشته باشیم تاجامعه ای با سلامت روحی بالا و با نشاط ایجادکنیم.

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

تئوری انتخاب و واقعیت درمانی

تئوری انتخاب وواقعیت درمانی

دکترویلیام گلسر روانپزشکی که از سال ۱۹۶۵بخاطر ابداع واقعیت درمانی در عرصه روان پزشکی معروف و شناخته شد.ایشان بعدها در سال۱۹۹۸کتاب تئوری انتخاب رامنتشرکرد

وبااین کتاب کنترل درونی و رفتار رابا کمک گرفتن از استعاره هایی چون ماشین رفتار مورد بررسی قرار داد.

گلسر معتقد است شاه کلید حل مشکلات روانشناختی انسان ها روابط است .

اوبیش از ۲۰ کتاب در زمینه  تئوری انتخاب و واقعیت درمانی در موضوعاتی چون روابط زناشویی روابط والدین و فرزندان،روابط معلمان و شاگردان و روابط مدیران و کارمندان پرداخته است.

گلسر در این کتاب ها به زیبایی از تجربیات ارزشمندخود در طی سال های درمان و پژوهش و کار درکلینیک و بیمارستان ها و مراکز نگهداری از افراد بزهکار و مدارس و ..سخن گفت .

تئوری انتخاب چه می گوید

گلسر با کتاب های خود بطور گسترده به آموزش این تئوری به مردم جهات پرداخت

و با مشاهدات و تجربیات خود به این نتیجه رسید که 

انسان ها موجودات اجتماعی هستند و برای بقاءو زنده ماندن به یکدیگر نیازمندند.

هیچ انسانی نمی تواند ادعا کند که بی نیاز از برقراری رابطه با دیگران است.

البته هیچ انسان عاقلی چنین ادعایی ندارد.

به نظر گلسر بیشتر مشکلات روانی ما از ناتوانی ما دربرقراری رابطه خوب با نزدیکان وافراد مهم زندگی مان است.

مردم معمولا جامعه،وضعیت بداقتصادی و مساعد ندانستن شرایط زندگی را دلیل نارضایتی و ناخشنودی اززندگی می دانند

در صورتی که رضایت و خشنودی اززندگی به رفتار ما به افکار ما و به اعمال ما وابسته است.

ادامه تحقیقات درزمینه واقعیت درمانی

تحقیقات روانشناسی در این زمینه نشان داده که تاثیرمحیط در میزان شادی و خشنودی ما تنها ۱۰% است

و این درحالی ست که ما انسان ها به دلیل اینکه نمی خواهیم مسئولیت اعمال و رفتارهایمان را برعهده بگیریم

ترجیح می دهیم این مشکلات را به گردن جامعه، افراد ، اطرافیان،همسر و خانواده بگذاریم

و این درحالی ست که  طبق نظریه تئوری انتخاب و واقعیت درمانی :

من و تنها خودم مسئول زندگی خود هستم و باید مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرم و بتوانم شکاف های زندگی را با کسب مهارت های لازم و توانمندی های مورد نیاز حل کنم.

دکتر علی صاحبی مترجم کتابهای ویلیام گلسر و مربی ارشد موسسه ویلیام گلسر

در کتاب “دعوت به مسئولیت پذیری به زیبایی به این موضوع پرداخته است و نشان داده که:

چطور یک مشاور و یا یک والد و یا یک معلم و هرکسی که قصد اجرای تئوری انتخاب وواقعیت درمانی رادارد

می تواند به مخاطب خود بیاموزد که چطور مسئولیت کارها ورفتارش را برعهده بگیرد

و دست از بهانه جویی و فراراز زیر بار مسئولیت بردارد.

گلسر در تمامی کتاب های خود به زیبایی به تشریح نکات لازم نظریه تئوری انتخاب وواقعیت درمانی پرداخته .

شادمانی و رضایت اززندگی

مساله شادمانی و رضایت اززندگی که در بطن تئوری انتخاب و واقعیت درمانی گنجانده شده مساله غیر قابل حلی نیست

بلکه نیاز به همت و تلاش و تمرین و ممارست دارد

و اینکه بخواهیم تغییر کنیم

و بخواهیم آموزش پذیر باشیم نه آموزش گریز.

مساله مهم دیگری که گلسر در کتابهای خود بارها و بارها به ان اشاره می کند،این است که:

ما هیچگاه نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم و اگر بخواهیم تغییری در وضعیت روابط و بهبود زندگی مان ایجادکنیم

فقط باید خودمان را تغییر دهیم

هرگاه این واقعیت را بپذیریم که با تغییر خود می توانیم تغییر شگرفی در زندگی مان ایجادکنیم

آن گاه راحتتر با عزیزانمان ارتباط برقرارکرده ودست از تلاش در جهت تغییر آن ها برمی داریم.

موضوع سومی که گلسر بارها به ان اشاره می کند این است که:

ما رفتارهایمان راانتخاب می کنیم

تمامی اعمال و رفتارهایی که از ماسر می زند حاصل انتخاب هایی ست که در زندگی می کنیم.

ماانتخاب می کنیم

دیگران مارا عصبانی نمی کنند بلکه ما خودمان عصبانی گری می کنیم.

دیگران موجب افسرده شدن من نمی شوند بلکه من خودم افسردگی می کنم

دیگران مرا وادار به تلاش نمی کنند بلکه خودم تلاش کردن را انتخاب می کنم

 و هزاران مثال دیگر که در این رابطه می توان گفت  که دیگران نقشی در عصبانی گری ، افسردگی ،رضایتمندی و حال خوش و ناخوش من ندارند بلکه این من هستم که انتخاب می کنم این حالت هاراداشته باشم.

ممکن است برایتان پیش آمده باشد زمان هایی از زندگی تان اصلا حال و حوصله انجام کاری را ندارید احساس افسردگی شدید می کنید و بسیار بی حوصله هستید.

امیدوارم هیچگاه در این شرایط گرفتارنشوید اما فکر می کنید بااین اوضاع چه می شود کرد؟

کافی ست به خودتان بگویید :

من انتخاب کردم که بی حال و بی حوصله باشم

من انتخاب کردم که افسردگی کنم

من انتخاب کردم که هیچ کاری انجان ندهم

من که توانایی انجام این انتخاب هارادارم پس می توانم انتخاب کنم از جایم بلند شوم و دست به عملی بزنم که از این حالت بیرون بیایم.

کافی ست یکبار امتحان کنید تا به معجزه تئوری انتخاب و واقعیت درمانی پی ببرید.

اگر بپذیرید که تنها خودتان هستید که مسئولید و تنها شما هستید که انتخاب می کنید که در هر شرایطی چه رفتاری داشته باشید،با ممارست و تمرین و افزودن اگاهی خواهید اموخت که :

آری آری زندگی زیباست
زندگی اتشگهی
دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش
رقص شعله اش
در هر کران
پیداست
ورنه خاموشست و
خاموشی گناه ماست” 
سیاوش کسرایی در این شعرزیبا اشاره می کند به اینکه “گر بیفروزیش”

و این افروختن همان تصمیم ماست

اینکه چه انتخاب هایی بکنیم

و تا چه اندازه مسئولیت اعمال و رفتارمان را برعهده بگیریم.

 

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

 

 

دعوت به مسئولیت پذیری با خودارزیابی

دعوت به مسئولیت پذیری با خودارزیابی

دعوت به مسِئولیت پذیری با خود ارزیابی از مباحث مهم واقعیت درمانی و تئوری انتخاب است.

مطابق این تئوری به خودمان و به افراد یادآور می شویم که مسئولیت کارها و انتخابهایمان کاملا بر عهده خودمان است.

اما نکته بسیار مهم اینجاست که چطور با پرسشگری از خود به خود ارزیابی برسیم؟؟

مسئولیت پذیری

و بتوانیم خودمان را در مراحل مختلف زندگی و در شرایط مختلف ارزیابی کنیم.

با خودارزیابی می توانیم میزان مسئولیت پذیری خودرا بارها و بارها بسنجیم و بارها خودرا مورد پرسشگری و خودارزیابی قرار دهیم

قدم نخست:خواسته هایمان

اینکه بیامویم وباخود این پرسش را مطرح کنیم که:

خواسته واقعی من چیست؟

اززندگی چه چیزی می خواهم؟

میخواهم زندگیم چه تغییری بکند؟

چه احساسی نسبت به شرایط کنونی زندگیم دارم؟

جایی که خودم رابرای ساعتها و روزها وسال ها تصور میکنم کجاست؟؟بطورکلی یک زندگی زیبا و مطلوب برای من چگونه است؟

می خواهم چه کسی باشم؟؟

چگونه فکرکنم و چه باورهایی داشته باشم؟

مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری و دیگر …

این ها و خیلی بیشتر از این ها سوالاتی است که ما باید از خودبپرسیم تا بتوانیم خواسته های واقعی خود را که همان دنیای مطلوب ماست را بشناسیم.

اینکه بدانیم اززندگی چه میخواهیم و تلاشمان و حرکتمان و نگرشمان در چه سویی ست

بسیار به ما کمک خواهد کرد در انتخاب مسیر مناسب و حفظ تعادل در زندگی.

اینکه مدام خودرا مورد ارزیابی قراردهیم به ما کمک خواهد کرد تا مسئولیت پذیری را در همه رفتارها و اعمالمان جاری کنیم

قدم دوم :رفتارکلی

بررسی رفتارهای ماست

اینکه برای رسیدن به خواسته های خود چه رفتاری داریم؟

چه فکر ،عمل،احساس و فیزیولوژی داریم؟

برای رسیدن به خواسته هایمان چه کردیم و چگونه فکر و احساس کردیم؟

خیلی مهم است که نسبت به رفتارهای خود بررسی دقیقی داشته باشیم و

همیشه از خود بپرسیم آیا این رفتار مرا به هدفم و خواسته ام می رساند؟؟

اگر بتوانیم در افکار و عملکرد خود موفق باشیم مسلما احساس خوبی خواهیم داشت و با داشتن احساس خوب بدنمان هم در وضعیت خوبی خواهد بود.

مسئولیت پذیری

قدم سوم:خودارزیابی

در این مرحله از خود می پرسیم آیا رفتاری که تابحال داشتم در مسیر رسیدن به اهدافم موثربود؟؟

این چیزی ست که می خواهم و این کاری ست که باید انجام دهم؟؟

قدم آخر :برنامه ریزی

در این مرحله از خود می پرسیم که چه کارهای دیگری می توانم در راستای رسیدن به خواسته ام انجام دهم که مرا به خواسته ام نزدیکتر کند ؟؟

چه برنامه ریزی هایی برای رسیدن به خواسته ام باید انجام دهم؟؟

برنامه ریزی که انجام می دهم تاثیری در زندگی ام خواهدداشت یا نه؟؟

و دهها پرسش مشابه دیگر که می توانیم در این فرآیند از خود بپرسیم و به بینش روشنی در مورد خواسته ها و اعمال و افکارمان پیدا کنیم.

گام های آخر در مسیر مسئولیت پذیری

با داشتن این نگرش و بینش و این پرسشگری صحیح و اصولی همیشه و همه گاه ما پرسشگر ماهری خواهیم شد نسبت به خودمان و همواره خود را مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهیم .

خود ارزیابی و سنجش خود مارا به پذیرفتن مسئولیت کارهای خود دعوت می کند .

وقتی خودمان خودمان را بسنجیم و تحلیل کنیم و متعهد به انجام برنامه ها و کارهایمان شویم ،مسئولیت وعواقب خوشایند و ناخوشایند اعمالمان را برعهده می گیریم.

 

مشتاق و موفق باشید

 

کنترل خشم و حل تعارض

دنیای مطلوب از دیدگاه تئوری انتخاب

دنیای مطلوب از دیدگاه تئوری انتخاب چیست؟

دنیای مطلوب چیست؟هیچ دونفری واقعیت بیرونی رایکسان درک نمی کنند.

براساس تئوری انتخاب دلیل ادراکات متفاوت ماازواقعیت به دنیای مهم دیگری مربوط است که دنیای مطلوب نام دارد.

این دنیای کوچک و شخصی که برای هرفرد منحصربه فرد و ویژه خودش است شامل تصاویری است که شخص پس از تولد شروع به ساختن آن می کند.

 

این تصاویرشخصی بهترین راه ارضای نیازهای انسانی که شامل(۱-نیاز به بقاء۲-نیاز به عشق و احساس تعلق ۳-نیاز به پیشرفت ۴-نیاز به تفریح  ۵- نیاز به آزادی)را به ما نشان می دهند.

وشامل سه بخش مشخص است:

۱-افرادی که بسیار دوست داریم در کنارشان باشیم

۲-چیزهایی که بسیاردوست داریم داشته باشیم و تجربه کنیم

۳-باورها و یا ایده هایی که بربخش بزرگی از رفتار ما حاکم هستند

دنیای مطلوب ازدیدگاه تئوری انتخاب

دنیای مطلوب من کتاب خواندن و دنیای مطلوب فرزندم تلویزیون و بازی و دنیای مطلوب همسرم دیدن مسابقه فوتبال است.

هریک از ما دنیای مطلوبمان متفاوت است و معمولا از این موضوع آگاه نیستیم و این تفاوت ها به کرات موجب برو زتعارض می شود.

زن و شوهری قرار است برای تعطیلاتشان برنامه ریزی کنند.زن چون به مناطق جنگلی و ییلاقی علاقمند است پیشنهاد می کند به چنین منطقه ای بروند.

اما شوهر به دریا و ساحل علاقمنداست و پیشنهاد می کند تعطیلات را در ویلایی در لب ساحل بگذرانند.

این دو دچار تعارض می شوند و هرکدام فکر می کند دیگری اورادرک نمی کند و به خواسته اش اهمیت نمی دهد.

غافل از اینکه دنیای مطلوب این دو با هم متفاوت است و این دونفرباید بتوانند با هم طوری کنار بیایند که هردو راضی باشند.

دنیای مطلوب ازدیدگاه تئوری انتخاب

 

همه ما می خواهیم همیشه احساس بهتری داشته باشیم و هرانسانی و هر چیزی و هر باوری که این حس خوب رابه ما بدهد در دنیای مطلوب ما قرارخواهدگرفت.

بعنوان مثال مادر از همان بدو تولد به دلیل تامین نیازهای کودک و نزدیکی زیاد با او در دنیای مطلوب کودک اولین و بزرگترین تصویراست.

خانه موردعلاقه ما ،خانه ای که همیشه تصور کردیم و آرزوی زندگی کردن درآن را داشتیم نیز از تصاویر دنیای مطلوب ماست.

معلمی که رابطه خوبی با دانش آموزان برقرار می کند خودش و درس مورد نظر در دنیای مطلوب دانش آموز قرار خواهد گرفت.

 

دنیای مطلوب ازدیدگاه تئوری انتخاب

 

 دنیای مطلوب یکدیگر را می شناسیم؟چقدر دنیای مطلوب یکدیگررا می شناسیم؟ اگر می دانستیم که چنین دنیایی دردرون هرکدام از ماوجوددارد و نقشش خیلی مهم آن رادرزندگی خوددرک می کردیم خیلی بیشترازاین ها می توانستیم با یکدیر کناربیاییم.

اگر افراد می توانستند یادبگیرندکه آنچه برای من خوب است لزومی ندارد برای دیگران هم خوب باشد آن گاه دنیای شاد و خوشایندتری می داشتیم.دنیای مطلوب از دیدگاه تئوری انتخاب

تئوری انتخاب به ما می آموزد دنیای مطلوب من اساس و شالوده زندگی من است نه اساس زندگی دیگران و هرکس دنیای مطلوب خودش و علایق و دلبستگی های خود را دارد و نمی توانیم با کنترل گری این دنیا را برای افراد و عزیزانمان تغییر دهیم.

جهت تهیه کتاب تئوری انتخاب به سایت انتشارات سایه سخن مراجعه فرمایید.

دنیای مطلوب رابسازیم 

شاید برایتان کاملا محسوس باشد که در دوران تحصیل به یک معلم علاقه بسیار خاص و ویژه ای داشتید و هنوز هم اورا فراموش نکردید و آن درس را باعشق و علاقه خاصی می خواندید .

شاید تابحال دلیل این حس خوب را نمی دانستید بله این معلم وارد دنیای مطلوب شما شده بود و درس مورد نظر هم همچنین.

اما چگونه یک معلم می تواند وارد دنیای مطلوب دانش آموزانش شود چگونه  پدر و مادر می توانند همچنان در دنیای مطلوب فرزندان جایگاه ویژه ای داشته باشند و چگونه می توانیم در دنیای مطلوب همسر ، همکاران، رئیس، و اطرافیان و دوستان خود ماندگار شویم؟

دنیای مطلوب ازدیدگاه تئوری انتخاب

اگر بیاموزیم که رفتار ما با مردم و با عزیزانمان مبتنی بر کنترل گری نباشد و رفتاری توام با زور و اجبار نداشته باشیم و برقرار کردن روابط دوستانه و با صمیمیت با آن ها مطمئنا مارا در جایگاه ویژه ای قرار خواهدداد.این جایگاه ویژه همان دنیای مطلوبی ست که به آن ها حس خوبی می دهیم و از بودن با ما لذت می برند.

 

موفق و مشتاق باشید

سایت آموزش مهارت های زندگی و کوچینگ