خوش بینی آموخته شده

خوش بینی آموخته شده

خوش بینی آموخته شده عنوان کتا ب  پروفسورمارتین سلیگمن روانشناس و محقق برجسته آمریکایی ست که  همانند چندین  کتاب ارزشمند دیگرش در این کتاب هم به تحلیل زیبایی از خوش بینی در روانشناسی مثبت گرا پرداخته است.

چرابرخی افراد موفق و برخی ناموفق هستند؟

چرا بعضی ها هرگز ناامید نمی شوند؟

چه تفاوتی میان نگرش انسان های موفق و ناموفق،خوش بین و بدبین وجوددارد؟

وچه چیزی این افراد را ازهم متمایز می کند؟

شاید برای شما هم این افراد آشنا باشند.افراد خوش بین و مثبت نگری که همیشه به قول معروف شانس با آن ها یار است و افراد بدبینی که همیشه بد می آورند.

تابه حال ز خودتان پرسیدید که آیا واقعا پای شانس در میان است؟

آیا واقعا عده ای خوش شانس و عده ای بدشانس هستند؟

سلیگمن در این کتاب با دلایل علمی و تحقیقات بسیاری ثابت می کند که

خوش بینی آموختنی ست و افراد می توانند انتخاب کنند و تمرین کنند که خوش بین باشند

البته با آگاهی از روش ها و راههای آن.

افراد بدبین چه فکر می کنند؟

اتفاقات خوب را شانسی و اتفاقات بد را همیشگی می دانند

در مدرسه عملکرد بهتری ندارند

وبیشتر از دیگران بیمار می شوند

افراد خوش بین چگونه اند؟

افراد خوش بین در مقایسه با افراد بد بین در مدرسه عملکرد بهتری دارند.

در بیشتر انتخابات رای می آورندو در کسب و کارشان نیز موفق ترند و زندگی سالم و طولانی تری هم دارند.

خوش بینی آموخته شده به چه معناست؟

خوش بینی آموخته شده به معنای این است که خوش بینی از نحوه بیان و گفتار والدین مخصوصا مادر خانواده آموخته می شود.

اینکه در خانواده ای مادر تا چه حد امیدوار و خوش بین و مثبت نگر است و تا چه اندازه شاد است و این شادی را به اعضای خانواده سرایت میدهد بچه ها خوش بین تر خواهند بود.

برای من خیلی جالب بود

با خواندن این تحقیق به اطرافیانم و میزان خوش بینی و بدبینی شان و سبک تببین مادرانشان توجه کردم و

دریافتم که این تحقیق تا حد بسیار زیادی برای آن ها صادق است

ارتباط موثر والدین و نوجوان

مادران بدبین،ناراضی و همیشه شاکی فرزندان بدبین تری نسبت به مادران خوش بین منعطف و شگر گزار تربیت می کنند.

شما هم می توانید این جستجو را در اطرافیان و دوستانتان البته در ذهنتان ونه علنی که موجب دلخوری و دعوا شود،انجام دهید

ومی توانید این مقایسه را داشته باشید بین خوش بینی فرزندان و مادرانشان

و به معجزه خوش بینی آموخته شده پی ببرید.

اینکه سبک تبیین مادر از وقایع روزانه در زندگی تا چه حد تاثیرگذار است و سبک تبیین ارثی نیست.

باورهای ما یعنی همه چیز

تغییر باورهای ما موجب تغییر واکنش ما به اتفاق های پیرامون مان خواهد شد.

اینکه از لجبازی فرزندم عصبانی شوم و آن را نشانه بدشانسی و بدرفتاری همیشگی فرزندم بدانم

به جای اینکه به خودم بگویم احتمالا خسته است و موقع خوابش رسیده و یا گرسنه است و همین دلیل لجبازی می کند،

باور غلطی ست که نسبت به گریه فرزندم دارم.می توانم با تغییر باور و نگرشم نسبت به گریه و لجبازی فرزندم خیلی راحت تر نسبت به این موضوع عکس العمل نشان دهم

و اصلا خیلی راحت تر آن را حل کنم

سلیگمن در این کتاب به زیبایی پیشنهاد می کند در این موارد مجادله کنید

یعنی با خودتان بحث کنید که دلیل این اتفاق چه بوده

افراد خوش بین مجادله خوش بینانه ای دارند

و افراد بدبین مجادله ای بدبینانه

و این تا حد خیلی زیادی به باورهای ما هم وابسته است

اینکه در مورد یک موضوع چگونه فکر می کنم و تابه حال چگونه فکرمی کردم

چگونه آن را با خودم تکرار می کنم و چگونه رفتار می کنم

و چطور در مجادله با خود به تحلیل آن می پردازم

یک مثال ملموس

اکثر زوجین از اینکه رفتار یکی از طرفین گاهی کمی تغییر می کند و بطور مثال زمانی حال و حوصله ندارد شکایت دارند.

یکی از مهم ترین دلایل این شکایت این است که گفتگوهای ذهنی و مجادله شخص شاکی در این خصوص کاملا منفی است.

و ناراحتی شخص مقابل را در ذهن خود تصور کرده و به خود نسبت می دهند

و همین موضوع باعث می شود به جای دادن اجازه برای داشتن فضای خصوصی به شخص ،

مدام اورا مورد پرسش قرار می دهند

که چی شد؟

چرا ناراحتی؟

چرا حرف نمی زنی؟

تو که سر حال بودی!!!!

و…..

و این خود منشا خیلی از نارضایتی ها در زندگی مشترک خواهد بود.

امیدوارم با تسلط و آگاهی از گفتگو های ذهنی مان و اینکه تا چه حد بتوانیم این تغییر را در باورها و سبک تبیین مان از وقایع  ایجاد کنیم،

خوش بین تر و امیدوارتر زندگی کنیم

 

 

حال خوب ویک قدم برای حفظ تعادل

حال خوب و یک قدم برای حفظ تعادل

تابه حال براتون پیش اومده تعادلتون و از دست بدین؟

منظورم تعادل جسمی نبود البته!!!

در اینجا منظور از تعادل تعادل روحی ست

برای همه ما اتفاق میفته  و زیاد هم اتفاق میفته که

دچار فرازها و فرودهای بسیاری در زندگی میشیم

حال خوب و حال بد و حال نه چندان خوب و نه چندان بد احوالاتی ست که همه کم و بیش تجربه کردیم

عجیب نیست اصلا این احوالات متناقض

امااااااا

یک امای بزرگ این وسط می مونه

واون هم نحوه کنار اومدن و آگاهی ما نسبت به این بی تعادلی و حال بده

گاهی همه چیز سرجای خودش ،روابط با همسر خوب

با همکارخوب

با خودم خوب

با فرزندم

خوب

چه حسی داریم؟

حال خوب همراه با حس سبکی و خوشبختی

میزان رضایت اززندگی هم در حد خوبیه

خب

معمولا بااین بخش قضیه مشکلی نداریم

مشکل زمانی بوجود میاد که حالمون بد میشه

تعادلمون و تو زندگی از دست می دیم

بی حوصله و بی انگیزه و کم انرژی و احتمالا کمی هم بی حال و…

گاهی دلیلش و میدونیم که این دونستن نشونه خیلی خوبیه

یعنی اینقدر خودآگاهی داریم که دلیل حال خوب و بدمون و بدونیم

و گاهی هم ممکنه اصلا نمی دونیم چرا حالمون بده

اصلا چمه نمی دونم؟؟؟

چرا اینجوری شدم من؟

من که تا دیروز حالم خیلی خوب بود!!!!

جزو کدوم دسته هستید؟؟

خودآگاه و مطلع از وضع موجود؟؟

یا بی اطلاع و متحیر از این حال بد؟؟

اگر جزو گروه اول باشیم یک برگ برنده داریم و اون هم خوداگاهی و شناخت خوب خودهست

و اگر جزو گروه دوم باشیم کار سخت تر خواهد بود

گاهی باید خلاق تر باشیم

حال خوب

چندروزی بود که دچار این بی حوصلگی و بی تعادلی شده بودم و مدام به این فکر می کردم که کجای کارم دچار مشکل شده و می لنگه

گفتم احتمالا نیاز به یه کم تفریح دارم

با دوستم تماس گرفتم و از اونجایی که با خبربودم دوتا نمایشگاه نقاشی در حال برگزاریه باهم برنامه گذاشتیم که بریم نمایشگاه

خیلی هم خوب بود و خوش گذشت

فضای متفاوتی بود که خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم

هم با دوستم بودم و هم باهم نمایشگاه و دیدیم 

حال و روزم یهو تغییر کرد

و برای شام هم دعوتش کردم با همسر و پسرش بیان منزل ما

رسیدم خونه و مشغول درست کردن شام شدم

از دوروز قبل سرم درد می کرد اما احساس کردم سردردم کم کم محو شد

حالم هم بهتر شد

جالب بود با به کار بردن یه خلاقیت کوچیک حال خوب دوباره اومد سراغم

حال خوب

پاسخ این معما فقط پیش خودمونه

پاسخ این معما پیش خودم بود  گاهی فقط باید از خودمون چند تا سوال خوب بپرسیم

چرا حالم بده؟  به کدوم حیطه زندگی م کمتر توجه کردم؟

چیکارکنم حالم بهتر میشه؟

و سوالات خوب زیادی که مارو به جواب می رسونه

البته ممکنه تا این سوال و جواب ها به نتیجه برسه ما چندین روز این حال بد و ادامه بدیم اما تنها کسی که میتونه بترین کمک و بکنه شخص خودم هستم

فقط خودمون می تونیم از بی تعادلی و کم تعادلی خارج بشیم با توجه به بخش هایی اززندگی که از اون ها غافل موندیم

و این تلنگر بابد شدن حالمون بهمون زده میشه که :

حواست و جمع کن 

داری زیاده روی می کنی تو قسمتایی اززندگی

تمام فکرو ذهنت شده کارت

خودت و سلامتیت و فراموش کردی؟؟؟

و یا اینقدر درگیر کارت هستی که خانواده رو فراموش کردی و….

چاره این بی تعادلی

تنها چاره این  بد شدن حال و روز مون اینه که یه پرسشگری خوب از خودمون بکنیم

و با آگاهی کامل از احوالمون و توجه به حیطه ها و قلمروهای زندگی پیدا کنیم اون بخشی که ازش غافل موندیم

موفق و مشتاق باشید

 

بهبودفردی

بهبودفردی با تقویت عزت نفس

بهبودفردی با احساس اررزشمندی و تقویت عزت نفس رابطه مستقیم و عمیقی دارد

چطور احساس ارزشمندی و عزت نفس می تواند به رشد و تعالی شخصیت ما کمک کند

احساس ارزشمندی به چه معناست؟؟

احساس ارزشمندی به معنای نگرش فرددر مورد خودش است.

چه نظری در مورد خوددارد

در مورد خود و توانمندی های خود چگونه فکر می کند؟ و چقدر برای خود بعنوان یک انسان ارزش و احترام قائل است؟

همه این ها تعریف عزت نفس و یااحساس ارزشمندی ست. اینکه خودم رابپذیرم و  ضعف ها و قوت های خودرانیز بپذیرم.

بهبودفردی

تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس

به دلیل تشابه این دو کلمه شاید در معنای این دو نیز دچار اشتباه شویم 

اعتماد به نفس به معنای کارکرد و عملکرد فرددریک زمینه خاص است  

اما عزت نفس حس ارزشمندی شخص است و ربطی به توانمندی ه و نحوه انجام کار ندارد

بلکه احساس و نگرشی ست که شخص نسبت به خود دارد

مثلا امیر تبحرخاصی در دروازه بانی فوتبال دارد

بنابراین می شود گفت امیر بااعتماد به نفس دروازه بانی می کند

چون در این زمینه بسیار توانمند است وبه توانمندی خود ایمان دارد

امااگربگوییم امیر عزت نفس بالایی در این رشته دارد

به این معناست که امیر هردر وازه بان دیگری که هم سطح و یا پایین تر و یابالاتر از او باشد را نیز دوست دارد و به او احترام می گذارد.

و این ارزشمند و محترک دانستن خود و دیگران به معنای احساس ارزشمندی ست.

اینکه این احساس ارزشمندی و داشتن عزت نفس چه تاثیری بر بهبود فردی و رشد شخصی ما دارد در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

بهبودفردی

عوامل موثردر احساس ارزشمندی و عزت نفس

-پذیرش بدون قید و شرط خویشتن

یکی از اصول مهم عزت نفس و بهبود این است که خودمان راباهمه ضعف و قوت خود بپذیریم 

خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم

و معیارهای باارزش بودنمان را به داشته ها و دستاوردهایمان معطوف نکنیم.

ما انسانیم و هر انسانی در این دنیا منحصربه فرد و یونیک است.

بنابراین همه انسان ها در برخی از ویژگی ها عالی و در برخی خوب و در برخی دیگر متوسط و ضعیف هستند.

علی رغم نگرش  انسان ها نسبت به یکدیگر که قوت ها ی هم را می بینند و ضعف ها آنچنان دیده نمی شود

همه انسان ها در کنار نقاط قوتشان که خیلی هم مشهود است

نقاط  ضعف و نقاط متوسطی از ویژگی ها را دارند که چندان به نظر نمی اید.

داشتن هدف و برنامه ریزی

-درزندگی هدف داشته باشیم و برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی کنین

 

ارتباط موثربانوجوان

ارتباط موثر والدین بانوجوان

ارتباط موثروالدین با نوجوان یکی از مهم ترین دغدغه های پدر و مادری ست که

فرزند نوجوان دارند و نمی توانند با فرزند شان به خوبی کنار بیایند.

حقیقت این است که پدر و مادر فکر می کنند

چقدر فرزندشان گستاخ و مغرور شده و چه قدر پرتوقع  با ما برخورد می کند.

اما غافل از اینکه در این سنین حساس نوجوان مانند دوران بچگی ونو نهالی اش با پدر و مادر برخورد نمی کند .

او متفاوت رفتار می کند.چون بزرگتر شده است

و احساسات متفاوتی را تجربه می کند.

اوبیش از هرزمان دیگری به توجه والدین از طریق یک رابطه خوب و دوستانه نیاز دارد

رابطه ای که در آن تهدید ،تنبیه،سرزنش ، توهین و دیگررفتارهای مخرب نمی گویم اصلا که امکانش خیلی کم است ، حداقل خیلی کم استفاده شود.

ارتباط موثر والدین و نوجوان

نیاز نوجوان به رابطه ای دوستانه

فرزندان بیش از پیشرفت در مدرسه و درس و نمره

وفراسوی مهارت آموزی و یادگیری موسیقی و رشته های فنی و ورزشی و المپیاد و ….نیازمند داشتن رابطه ای خوب، صمیمی و رضایتبخش با شما هستند.

اگرتوانستید این رابطه راایجاد کنیدبا خیال آسوده بدانید که فرزندتان خودش راه موفقیت و بهروزی را پیدا خواهد کرد.

 

و خبر بد اینکه:

اگراین پیوند و رابطه بین شما و فرزند نوجوانتان وجود نداشته باشد و یا به عبارتی ارتباط موثر والدین با نوجوان کمرنگ باشد،

امکان اینکه نوجوان به سمت مشکلات و اختلالات روانی و بزهکاری کشیده شود بسیارزیاد است.

رتباط موثروالدین و نوجوان

چه زمانی کنترل اوضاع را به دست می گیرید

اینکه نمی توانید با فرزند نوجوانتان به خوبی کنار بیایید نتیجه روشی است که هردوی شما در برخورد با یکدیگر پیش گرفته اید.

واقعیت این است که هرچقدر هم برای کنترل رفتار فرزندتان تلاش کنید فقط زمانی که بااو  هستید می توانید مقداری بررفتارش کنترل داشته باشید.

هیچ تضمینی وجود ندارد که زمانی که در کنار ش نیستید آیا مطابق میل شما رفتار می کند یا نه؟؟

آیا می توانید همیشه مانند دوران کودکی و نونهالی درکنارش بمانید و کنترلش کنید؟

حواستان به درس خواندنش باشد

به غذاخوردن

به لباس پوشیدن

با چه کسانی حرف می زند و در تماس است

و…..

 بهترین کاری که می توانید انجام بدهید کنترل رفتار خودتان است.

تنها زمانی می توانید بر اوضاع زندگی او کنترل واقعی داشته باشید که دست از کنترل کردن بردارید.براساس تئوری انتخاب ما تنها می توانیم بررفتارهای خودمان کنترل داشته باشیم و می توانیم تنها خودمان را تغییردهیم

پس فرزندپروری چه می شود؟

شاید این پرسش در ذهن شما مطرح شودکه نقش تربیت در این بین چگونه است؟

یعنی اینکه مگر میتوان بدون کنترل کردن بچه ها آن ها را تربیت نمود و راه و رسم زندگی را به آن ها آموخت؟

حقیقت این است که اگر تعلیم و تربیت نیز با خشونت و سرزنش و تهدید همراه باشد نتیجه ای متفاوت خواهدداشت.

 

 پدر ومادر و زندگی آن ها خود بزرگترین تعلیم و تربیت برای فرزندان است.

اگر پدر و مادر الگوی مناسبی باشند خود به خود فرزندان از این  الگوهای در دسترسی که هرروز با آن ها در تماسند الگو خواهند گرفت.

مادری گله می کرد که نمیدونم چرا پسرم مطالعه نمی کنه و کتاب نمی خونه!!

هرچی میگم کتاب بخون فایده ای نداره

سوال؟؟؟

آیا آن پدر و مادر خودشان سراغ کتاب می روند؟

آیا اهل مطالعه هستند

آیا آن پسر در خانه شان کتابخانه ای دیده که کتاب های جدیدی در آن به روز می شود؟

تا آنجا که من می شناختم خیر

پس چطور توقع کتاب خوان شدن فرزندی را دارند که الگوی کتابخوانی نداشته؟؟؟؟

 ارتباط موثربانوجوان

رفتارهای قطع کننده ارتباط

زمانی که از دست فرزند نوجوانتان ناراحت هستید

دست به رفتارهایی می زنید که گلسر در کتاب تئوری انتخاب آن را “هفت رفتار مخرب” می نامد

 

سرزنش کردن

تنبیه کردن

غرغر کردن

توهین کردن

انتقادکردن

و….

از رفتارهای مخربی هستند که به ارتباط موثر والدین با نوجوان صدمه جدی واردخواهد کرد

تاثیرکنترل گری برارتباط موثر والدین بانوجوان

یکی از متداول ترین رفتارهایی که همه انسان ها دررفتار با یکدیگر برمی گزینند کنترل یکدیگراست.

همسران در زندگی زناشویی سعی می کنند یکدیگررا کنترل کنند

زن سعی در کنترل شوهر و مرد در تلاش برای کنترل زنش می باشد

و یکی از مهمترین دلایل صدمه دیدن روابط بین افراد همین کنترل گری ست

در رفتار والدین با فرزندان این کنترل گری بسیاردیده می شود و چون پدر و مادر در مقایسه با فرزند دارای قدرت زیادی هستند خیلی از اوقات با کنترل فرزندان این قدرت نمایی بیشتر نمایان کمی شود.

کجابودی

چرارفتی

چرا غذات و نخوردی؟

چرااینطوری لباس پوشیدی؟

چرا درست و نخوندی؟

چرااینجوری درس میخونی؟

و….

وبسیاری چراهای دیگر که پدر و مادر با زیرنظر گرفتن بچه ها با آن ها درگیرند.

وبا این بکن نکن های مداوم نه تنها حس خوبی به نوجوان نمی دهند

بلکه اعتماد فرزند از آن ها کم کم سلب شده و احساس صمیمیت فرزند با پدر و مادر کمرنگ خواهد شد

راهکارهایی برای ارتباط موثر والدین با نوجوان

برای اینکه والدین بتوانند اعتماد فرزند نوجوان را بیشتر جلب کنند باید به چند نکته طلایی در این رابطه توجه نمایند

۱- انعطاف پذیری پدرومادر

در برخورد با موانع و مشکلات است که والدین با فرزندشان دچار چالش می شوند

بنابراین در این گونه شرایط باید سعی کنند کمی انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند

شرایط و سن نوجوان راهم کمی در نظر بگیرند و بسیاری از رفتارها را لازمه این سن و سال بدانند

۲-پدرومادر همیشه لازم نیست از قدرت خود استفاده کنند

چون برخورد با بچه ها و قدرت نمایی  بخاطر پدر و مادر بودن رابطه آن ها را با والدین خراب می کند

در حالی که تنها چیزی که می تواند به ارتباط موثر والدین با نوجوان کمک کند

ارتباط ،ارتباط و ارتباط است

اگر والدین بتوانند ارتباط بین خود و فرزند نوجوان را به خوبی حفظ کنند در تربیت یک فرزند سالم و موفق  کاملا پیروز خواهندشد.

 

بهبودفردی

نقش بهبودفردی در بهبودکیفیت زندگی

بهبود فردی شمارا به یاد چه کلمه دیگری  آن باشد می اندازد؟

بهترشدن

رشد کردن

پیشرفت

تغییر و ….

همه این کلمات درست هستند اما آنچه از همه آن ها مهم تر است رشدو تغییر است تغییر بهترین کلمه ای است که برای بهبود به آن نیازداریم

البته در ویکی پدیا بهبود به معنای:

نیکو شدن و خوب شدن است

و چه معنای زیبایی برای رشد شخصیت انسان

نیکوشدن آن

و خوب شدن

بله ما برای بهبود خودمان به تغییر نیاز داریم

آیا احساس می کنیم که درجاهایی از زندگی خود به تغییر نیاز داریم؟؟

یااینکه یک جاهایی اززندگی مان درست نیست و باید عوض شود؟!

فکر می کنید چه چیزی موجب این تغییر می شود؟

پدر و مادر؟

سرمایه و پشتوانه مالی؟

همسر؟

شانس و اقبال؟

نه متاسفانه و یا خوشبختانه هیچ کدام از موارد الا نه به تغییر ما و نه به بهبود فردی ما کمک نخواهد کرد .

تنهاچیزی که عامل اصلی بهبود فردی و ایجادتغییر در زندگی ماست خودمان هستیم

خداوند در قرآن می فرماید:

خداوند وضعیت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگراینکه خودشان برای تغییر اقدام نمایند

چرا بهبود فردی و تغییر؟؟

بهبودفردی

در اطرافم افراد زیادی را می شناسم که همیشه از وضعیت اقتصادی شاکی هستند

البته کاملا حق دارند اما این نالیدن دردی از وضعیت اقتصادی آن ها کم نمی کند

چون هیچ قدمی در راستای بهتر شدن وضعیت زندگی شان برنداشتند

نسبت به سال های گذشته هیچ تغییری در سبک کار و زندگی و وضعیت مالی خانواده ایجاد نشد

هیچ رشدی نداشتند و همچنین هیچ بهبودی هم در وضعیت زندگی شان حاصل نشد

چطور می توان بدون هیچ رشد و بهبودی انتظار تغییر داشته باشند

تغییر زمانی بوجود می آید که از نظر ذهنی و فکری به رشد قابل قبولی برسیم

زمانی می توان در اوضاع اقتصادی ، وضعیت جسمی و روحی، روابط بین فردی و ..بسیاری از موارد دیگر تغییر ایجاد کرد که به تکامل لازم از لحاظ ذهنی رسیده باشیم.

تغییر چه زمانی اتفاق می افتد؟

تغییر زمانی اتفاق می افتد که

 بهتر درک کنیم

بهتر فکر کنیم

دیدگاه بهتری داشته باشیم

مشکلاتمان را باروش های حل مساله حل کنیم

مهارت های زندگی کردن بیاموزیم

با دیگران ارتباط موثر برقرار کنیم

ومهمتر از همه اینکه خودمان تصمیم به این تغییر بگیریم و تصمیم بگیریم که به رشد و بهبود خودمان کمک کنیم

بهبودفردی

تعریف دیگری از بهبودفردی:

بهبود فردی و رشد شخصی به معنی رشد و بهبود خودمان در راستای  ساختن یک زندگی متعادل و داشتن رضایت و خشنودی اززندگی

و رشد و تعالی درراستای ارزش ها و اهداف است.

واینکه انسان در جهت رشد و بهبود شخصیت خود قدم های موثری بردارد

حتما همه شما انسان های فعال و باانگیزه و هدفمندی در اطراف خود دیده اید که :

به آموزش علاقمندند

کتاب می خوانند

در کلاس ها و سمینارهای آموزشی شرکت می کنند

کمتردرگیرروزمرگی های زندگی می شوند

و به رشد خود اهمیت می دهند.

از نظر خیلی از مردم آن ها یک تخته شان کم است

شایددلیلشان این باشد که  مثل آن ها زندگی نمی کنند

متفاوت هستند

مثل صدها انسان متفاوتی که دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن می کنند

مانند ادیسون

نیوتن

انیشتین

استیو جابز

بیل گیتس

و…..

و سایر انسان های موفق که روزی رویایی در سر داشتند که مورد تمسخر دیگران قرار گرفت

آن ها به این تمسخرها توجهی نکردند

و به راهشان ادامه دادند.

بهبودفردی

یک نکته مهم در بهبودفردی

نکته مهمی که این انسان های موفق را متفاوت ساخت این بود که آن ها به رشد و بهبودشان توجه نمودند

آن ها هدفمند بودند و برای رسیدن به اهدافشان برنامه ریزی و سپس اقدام می کردند.

افرادی که به بهبود فردی و رشد شخصی اهمیت می دهند

در مسیر موفقیت همواره دست از تلاش برنمی دارند

و با شکست های متوالی ناامید نمی شوند

دنیا برایشان با شکست خوردن به پایان نمی رسد

و از نگاه دیگری به زندگی  نگاه می کنند.

و همچنین ارتباط موثربا خود برقرار می کنند

این حرف ها،حرف های زیبای انگیزشی نیست

قصدمن در این مقاله گفتن حرف های زیبای انگیزشی که حال همه را موقتاخوب می کند نیست.

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنم

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنید

داشتن انگیزه خوب است

اما نمی خواهم با این حرف ها موقتا انرژی بگیرید و خیلی زود از یادتان برود

می خواهم به این موضوع عمیق نگاه کنید

موضوع ساده است اما هرکار ساده ای آسان نیست

کتاب های انگیزشی زیادی در بازار هستند که با خواندنشان حالمان خوب می شود

انگیزه می گیریم

می نشینیم و شروع به نوشتن برنامه می کنیم

چند کتاب را ردیف می کنیم که بخوانیم

و یا اینکه به خودمان قول می دهیم

از فردا صبح زودتر از خواب بیدارشویم

اما چندین ماه می گذرد و ما هنوز تغییری ایجاد نکرده ایم

اینگونه افراد اغلب چنین می گویند

نمی دونم چرا اینقد خسته و بی حالم؟؟

اصلا رمق ندارم

صبح بیدار شدن خیلی سخته

اصلا تمرکز ندارم که کتاب بخونم

تا کتاب و باز می کنم فکم هزار جا میره

مگه چند سال می خوایم زندگی کنیم که اینقدر به خودمون سخت بگیریم

همه اونایی که به خودشون خیلی سخت گرفتن آخرش چندان نتیجه خاصی نگرفتند و…

بهبودفردی

نیچه می گوید:

“””هرکه چرایی برای زندگی داشته باشد با هر چگونگی خواهد ساخت””

کسانی که دلیل مشخص و قدرتمندی برای انجام کارها و تعیین اهدافشان دارند

براحتی بی انگیزه نمی شوند و با مواجهه با مشکلات ناامید نمی شوند.

داشتن چرایی و دلیل زندگی و معنا و هدف به ما کمک می کند که با انگیزه و قدرتمند پیش برویم

ناامید نشویم

از شکست نترسیم

و همواره در راه رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم.

چرایی زندگی تان راپیدا کنید

چطور می توانیم دلیل و چرایی زندگی مان را بیابیم؟

اندرو متیوس می گوید

ماموریت شمادرزندگی “بی مشکل زیستن “نیست

باانگیزه زیستن است”

بهبودفردی

۱-کار موردعلاقه تان راانجام دهید و از کارکردن لذت ببرید

اگرهم در حال حاضر از کارخود لذت نمی برید و به حقوق و درآمد این کار نیاز دارید برای آینده برنامه ریزی کنید و مهارت هایتان را در جهت تغییر شرایط کاری افزایش دهید.

“”همیشه بیشترازحقوقتان کارکنید روزی خواهدرسید که بیشتر از کارتان حقوق بگیرید

اگر کارتان را دوست داشته باشید این نشانه ها در شماوجوددارد.

صبح ها به راحتی از خواب بیدار می شوید و نمی خواهید بیشتر استراحت کنید-

در هنگام کار نمی دانید زمان چگونه می گذرد-

-نتیجه تلاش اهمیت کمتری خواهدداشت

۲-به دنبال علایق و خواسته های قلبتان باشید نه علایق و خواسته های دیگران

اغلب انسان ها مهندس می شوند چون پدر آرزوی مهندس شدن پسرش راداشت

پزشک می شوند چون مادر دلش می خواست فرزندش پزشک شود

نوازنده می شوند چون پدر و مادر نوازنده بودند و فرزندشان را تشویق به این کار نمودند

امامشکل اینجاست اگر بجای اینکه با قلب خود تصمیم بگیریم با علایق و آرزوهای پدرو مادر و … تصمیم بگیریم

در مرحله ای اززندگی که خیلی هم دور نیست

به این نتیجه می رسیم که برای این کار ساخته نشدیم

و نه بهبودفردی در کارخواهدبود و نه رشد شخصی

زمانی می توانیم به رشد و بهبود فردی خود کمک کنیم که درراستای علایق،

اشتیاق و خواسته های قلبی مان زندگی خواهیم کرد

واین زندگی زمینه خوبی را برای رشد و بهبودفردی فراهم می کند.

 

مشتاق و موفق باشید

 

 

 

 

ارتباط موثرباهمسر

ارتباط موثرباهمسر

ارتباط موثر با همسر

یکی از مسائلی ست که زوجین برای داشتن زندگی و رابطه ای زیباتر به آن نیاز دارند.

 

شما بیشترین وقتتان را باچه کسانی می گذرانید؟

اگر شاغل باشید مسلما بیشترین وقتتان را با همسرتان نمی گذرانید

اما اگر خانه دارباشید احتمالا فرصت بیشتری خواهید داشت.

افراد متاهل نیاز دارند تا مدت زمانی که با همسرشان طی می کنند موثر باشد و نه صرفا زیاد و ناموثر .

ارتباط موثر باهمسر

لزوم تبدیل زندگی سرد و بی روح به یک رابطه موثر و بالنده داشتن ارتباط موثربا همسر و فرزندان است.

در این مقاله به ارتباط موثر باهمسر می پردازیم.

دلیل ازدواج ما

از دلایل اصلی ازدواج ارضای نیازهای اساسی و ژنتیکی انسان است.

۱-نیاز به بقا

۲- نیاز به عشق و احساس تعلق

۳- نیاز به پیشرفت و احساس ارزشمندی

۴- نیاز به تفریح

۵-نیاز به آزادی

دربین این ۵ نیاز،نیاز به عشق و احساس تعلق و نیاز به بقاء از بقیه نیازها در ازدواج ضروری تر به نظر می رسد.

بنابراین اگر دوست داشتن و عاشق شدنی هم باشد به دلیل ارضای نیاز عشق و احساس تعلق و نیاز به بقا است.

بنابراین رشد و بالندگی روابطمان در ازدواج منجربه بالندگی خودمان می شود..

پس چطور می توانیم سردی و بی روحی این رابطه را درازدواج تحمل کنیم؟

داشتن ارتباط موثر و روابط زیبای زناشویی مستلزم یادگیری اصولی ست که می خواهیم در مورد آن ها در این مقاله به بحث بپردازیم

اگر در حال خواندن این مقاله  هستید احتمالا یا متاهل هستیدویا علاقمند به ازدواج و تشکیل خانواده هستید

اگر متاهل هستید به شما تبریک می گویم که دغدغه بهبود روابط با همسرتان را دارید

ارتباط موثرباهمسر

 

داستان یک ازدواج(مریم و احمد)

این داستان از کتاب “ازدواج بدون شکست “نقل شده است

ازدواج من پس از چند سال زندگی  مشترک به یک معما تبدیل شد و در طول این بیست سال که اززندگی من و شوهرم می گذردهمچنان مثل یک معما باقی مانده.

البته از نگاه همسرم ، زندگی مشترک ما خیلی خوب است.

ما باهم زیاد دعوا و مرافه نداریم.

وحتی از نظر دوستانم که زندگی خود را با من مقایسه می کنندزندگی من از همه بهتراست.

ازنظر من مشکل این است که در رابطه من و احمددیگر هیچ شور و شوقی وجود ندارد.

اگر بخواهم در چند کلمه توصیف کنم:یک زندگی کسالت آورکه همانند صفحه نمایش دستگاه ضربان قلب یک مرده!! یک خط مستقیم بدون بوق یا صداست

تفریحاتمان هم بصورت جدا جداست و من احساس می کنم دیگر نمی توانیم از باهم بودن لذت ببریم.

ادامه داستان این زندگی

وقتی بادیگران درباره ازدواج حرف می زنی، در وهله اول ازدواجت خوب به نظر می رسد، وقتی از دیگران در این باره سوال می کنم بیشتر خانم ها می گویند”ازازدواجم راضی ام”.

همان طور که وقتی کسی از من هم سوال کرد .همین را می گویم.اما در اینجا منظور من از رضایت، احساس رضایت و خشنودی است که باید از بودن با همسرانمان احساس کنیم.

بنابراین ،نمی خواهم بگویم از همه چیز ناراضیم.

مازندگی مشترکی داریم و فکر می کنم این برای زنان بسیاری و حتی برای مردان زیادی هنوز مهم است.

زندگی مشترک برایمان درآمد بیشتر،همراهی در پرورش فرزندانمان و داشتن کسی که در مشکلات زندگی بتوان به او تکیه کردبه ارمغان آورده است.

چیزهایی که ممکن است اگر زندگی مشترک نداشته باشم  تا حدزیادی از آن ها محروم بودم.

شوهر بسیاری از دوستانم هم ماننداحمدهستند.

مردان خوبی که همسرشان موقع ازدواج به آن ها علاقه داشته و هنوز هم اگر نگوییم عشق ولی مهرو محبتی نسبت به او در دل احساس می کند.

بیشتر زن ها نمی خواهند آنچه من در اینجا نوشته ام را به روی خود بیاورند.

و به نظر خیلی ها من زندگی خیلی خوبی دارم

اما من تصمیم گرفتم به حداقل بسنده نکنم

نمی خواهم فقط به آنچه اکنون دارم دل خوش کنم

حتما باید راهی وجود داشته باشد

دیوانه کشف این معما هستم

و..

در این فیلم جان گاتمن روانشناس شهیری که در خصوص روابط زوجین تحقیق می کند از ارتباط موثر با همسر می گوید

داستان مریم

داستان معروف بسیاری از زن و شو هر هاست که به دنبال راهی برای خشنودی و رضایت از ازدواجشان هستند.

نکته مهم در اینجاست که بازسازی و بهبود یک رابطه مستلزم تلاش و تغییر  و مشارکت فعال هردوطرف رابطه است.

 

باید حرف های احمدراهم شنید.

مسلما حرف های زیادی برای گفتن دارد.

مریم باادراک خود به مسائل نگاه کرد اما ادراک احمد با او کاملا متفاوت است.

در ادامه خواهیم دید که احمد هم اززندگی با مریم گلایه دارد و اورا مقصر این اوضاع می داند.

عدم صمیمیت بین خودشان را به غرغرکردن و شکایت مداوم  مریم نسبت می دهد.

و می گوید از این رفتارش واقعا خسته شده است و دوست دارد اوضاع بینشان بهبود پیدا کند و……

به طور قطع اگر هردوی آن ها دست از کنترل یکدیگر بردارند و هردو به اصلاح رفتارهای مخرب و جایگزین نمودن رفتارهای مثبت بپردازند،

کمک بزرگی به بهبود روابط و برقراری ارتباط موثر بایکدیگر خواهند نمود.

ارتباط موثرباهمسر

 مهرورزی و بخشندگی

یکی از مهمترین دلایل بوجود آمدن ارتباط موثر و متعهدانه بین زن و شوهر بخشندگی و ابراز آن است.

بارها و بارها پیش آمده که اشتباه  و یا کوتاهی کردیم

مرد قرار بود زود بیاید خانه تا همسرش را برای خرید به مرکز خرید ببرد اما دیرتر از همیشه به منزل آمد .

در پاسخ زن که می پرسد :””مگه قرار نبود ساعت ۵ بیای دنبالم بریم خرید؟؟

الان ساعت ۸ شبه فکر نمی کنی دیگه خیلی دیر شده؟؟

خب کارم طول کشید،تفریح که نمی کردم داشتم کار می کردم!!

یه شب دیگه میتونیم بریم

دراین گفتگو جای چه چیزی را خالی می بینید؟؟

جای یک عذرخواهی خشک و خالی

یعنی  پاسخ مردمی توانست به این صورت گفته شود:

واقعا ببخشید امشب کارم خیلی طول کشید

ویا اینکه می توانست تماسی بگیرد و این تاخیررا اطلاع دهد

و….

ارتباط موثر با همسر

اگر بخاطر اشتباهات حتی کوچکی که به نظرمان ناچیز می آید،عذرخواهی کنیم این نشان دهنده احترام و بخشندگی ما به همسرمان است.

و این حس بخشندگی  به رشد و بالندگی روابط کمک شایانی خواهد نمود.

فیدبک و پاسخ درست به یکدیگر

فیدبک مثبت یعنی اینکه وقتی مرد می گوید “”دوستت دارم””

بلافاصله زن هم بگوید “”من هم دوستت دارم””

ویا زمانی که به هم می رسند بگویند:

سلام عزیزم، خسته نباشی حالت چطوره

سلام جانم تو هم خسته نباشی  ممنونم خوبم

این سوال و جواب های دو طرفه یعنی دادن پاسخ و یا فید بک به یکدیگر درروابط به استحکام و گرمی آن بسیار کمک می کند.

گاهی فکر می کنیم ما که همیشه همدیگر را می بینیم

ما که همیشه با همیم

چه لزومی دارد که این تعارفات را انجام دهیم؟

ما فکر می کنیم باید این تعارفات را با غریبه ها و فامیل و دوستانمان  بگوییم و لزومی ندارد با همسرمان که حالا روابط بدی هم نداریم اینقدر رسمی برخورد کنیم.

در صورتی که فیدبک های خوب نه صرفا در قالب تعارف می تواند حس و حال خوبی به طرفین  بدهد.

حس دیده شدن ،شنیده شدن و حس تنها نبودن و داشتن یک یار و همراه همیشگی که حواسش به همه چیز هست.به برقراری ارتباط موثر با همسر کمک خواهد نمود.

ارتباط موثر باهمسر

 

عشق و علاقه به یکدیگر

زندگی مشترک مکانی ست برای تعامل زن و شوهر

عشق و دوست داشتن یک فرآیند دوطرفه و متقابل است

تا وقتی که زن ، دوست داشتنی، مهربان ، بخشنده ودارای صفات پسندیده نباشد چطور می تواند مورد توجه و دوست داشتن همسرش شود.

تا وقتی که مرد ،وظیفه شناس ، با توجه و مهربان نباشد چطور می تواند مورد علاقه زن قرار بگیرد؟

بنابراین ازدواج و ماندن در ازدواج یک تعامل و یک فرآیند است که نیاز به توجه و نگهداری همیشگی زوجین دارد و نه توجه و مواظبت یک نفر.

 

ارتباط موثرباهمسر

شاید اصطلاح” ارتباط موثرباهمسر” عنوانی خیلی کلی باشد اما ویلیام گلسر در کتاب خود به نام“ازدواج بدون شکست” به زیبایی به فلسفه این ارتباط پرداخته است.

هفت عادت مخرب ارتباط

رفتارهای مخربی که گلسر از آن ها نام می بردعبارتنداز:

۱-انتقادکردن

۲-سرزنش کردن

۳-شکوه و شکایت کردن

۴-غرغر کردن

۵-تهدید کردن

۶-تنبیه کردن

۷-باج دهی برای کنترل کردن دیگری

علت به کار بردن این عادت های مخرب “کنترل کردن یکدیگر “و یا به عبارتی کنترل بیرونی ست.

یعنی اینکه همواره زن یا شوهر یکدیگر را مقصر می دانند و سعی در کنترل یکدیگر وایجاد تغییر در هم را دارند.

زنی را می شناسم که خودش خیلی وسواس در تمیز کزدن و تمیز نگه داشتن همه چیز دارد و از طرفی همسرش  دقیقا برعکس ، اصلا به این موضوع اهمیت آنچنانی نمی دهد.

این زن مدام در حال کنترل همسرش است.

لباست را عوض کن

دوش بگیر

پاهایت را بشور

حمام که رفتی خودت را تمیز بشور نه مثل همیشه..

و ……

آیا به نظر شما این کنترل ها تاثیری در عملکردمرد داشت؟

آیا اورا نسبت به نظافت حساس کرد؟

پاسخ “خیر” است.

زن با این کنترل فقط حس و را بطه خود را با همسرش تخریب کرد و با کنترل کردن او و به کار بردن عادت های مخرب، اورا اگرچه در خیلی از موارد مطیع می بیند اما در همه حال با حسی بد به این کارها تن می دهد.

ارتباط موثر با همسر

۷ رفتار مخرب ارتباط موثر زن و مرد

علت بوجود آمدن این ۷ رفتار این است که زن و شوهر می خواهند همدیگرراکنترل کنند.

و یا بقول گلسر از روانشناسی کنترل بیرونی استفاده می کنند.

همه این رفتارهای مخرب خود نوعی کنترل کردن است .

به محض مواجهه با یک مشکل ما می خواهیم یکدیگررا تغییر دهیم

این تمایل به تغییر یکدیگر سبب بوجود آمدن کنترل گری می شود.

این باور شاید برای شماآشناباشد که:

“”همسرمن فردمناسب من نیست،و اگر بخواهم به زندگی مشترکم بااو ادامه دهم، باید تغییر کندتا زندگی زناشویی رضایتمندی داشته باشیم.””

همانطور که می بینید در این دیدگاه عامل اصلی مشکل ما طرف مقابل است و نه خود ما،هیچ تلاشی برای تغییر خود انجام نمی دهیم.

به همین خاطر رضایت و خشنودی ما نه تنها تامین نمی شود بلکه روز به روز ناراحتی و ناخشنودی ما افزایش نیز می یابد

 

نقش ابراز محبت در ارتباط موثرباهمسر

خیلی از زن و شوهر ها می گویند ما همدیگر را دوست داریم

حالا چه لزومی دارد این موضوع را به هم یاد آوری کنیم.

چرا باید هررروز به او بگویم” دوستت دارم”

ابراز علاقه از موضات مهم و تاثیر گذار در روابط زوجین است.

در طول زندگی زمان های زیادی را سرگرم کار و مشکلات اقتصادی و رسیدگی به بچه ها ونگهداری از آن ها می کنند .

و این مشکلات و روز مرگی های زندگی آن ها را از ابراز احساسات و یاد آوری ارتباط موثر باز می دارد .

بنابراین همیشه جهت یاد آوری و زنده نگه داشتن این احساسات باید عواطف خود را هر چند خیلی کوتاه

در قاب ارسال یک پیامک

یا چسباندن یک پیغام روی درب یخچال

یا خریدن یک شاخه گل

همه این ها و صدها کاردیگر می تواند به یادآوری احساسات خوب و تحکیم روابط موثر کمک کند.

 

ارتباط موثرباهمسر

حل تعارض ونقش آن در ارتباط موثرباهمسر

دیدگاهی در روابط زن و شوهر وجودداردکه تعارض نباید در هیچ رابطه ای وجودداشته باشد.

واگررابطه ای دچار تعارض شد دارای مشکل بزر گی شده و قابل جبران نخواهد بود.

تعارض بخش جدایی ناپذیر زندگی بشر است.

و به دلایل مختلف انسان ها در روابط شان دچار تعارض می شوند.

از آنجایی که یکی از مهمترین و پرچالش ترین روابط روابط زوجین است آن ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

زن می گوید:چند ساعتی درروز باید تلویزیون خاموش باشد تا بتونیم آرامش داشته باشیم ، مطالعه کنیم و بچه ها هم بتونن به درس ها و کارهاشون برسن

مردمی گوید:من همین چند ساعتی هم که خونه هستم دوست دارم تلویزیون ببینم

زن دوست ندارد تلویزیون ببیند و مرد عاشق دیدن تلویزیون است و این خود یک تعارض است.

مرد می گوید:

امشب بریم منزل مادرم چون خواهر م اونجاست می خوام ببینمشون

زن :

امشب من به برادرم قول دادم تا بریم منزلشون چون تولد داداشمه و میخوام براش هدیه ببرم

و این خود یک تعارض است.

از این دست اختلاف نظر ها و اختلاف سلیقه ها در زندگی مشترک به وفور یافت می شود اما کاری که زن و مرد باید برای حل تعارض انجام بدهند.

قبل از پرداختن به ادامه این داستان این فیلم زیبا از دکتر علی صاحبی را ببینید که در آن دکتر صاحبی تکنیک اکتاو لاو را توضیح می دهد که طرز برخورد زن و شوهر زمانی که از دست هم عصبانی هستند و نمی خواهند در کنار هم باشند را نشان می دهد.

مدیریت تعارض است نه از بین بردن تعارض

آنچه موجب برقراری ارتباط موثر و محکم بین زن و شوهر می شود، این است که بتوانیم راههایی برای مدیریت تعارض بیابیم.

علت بسیاری از تعارض ها می تواند دلایل زیرباشد

دانستن دلایل تعارض خود به مدیریت و حل آن کمک می کند.

۱-انسان ها خواسته های متفاوتی دارند

۲-انسان ها دنیای مطلوب متفاوتی دارند

۳-انسان ها باورهای متفاوتی دارند.

۴- انسان ها نیاز هایشان به یک اندازه نیست

مدیریت تعارض

چطور می توانیم تعارض را مدیریت کنیم؟

جهت مدیریت تعارض باید :

۱-خودمان راآرام کنیم و در حالت عصبانیت و تنش به جرو بحث ادامه ندهیم

یکی از مهمترین دلایل ادامه یافتن درگیری ها و دعواهای زوجین این است که وقتی به اوج عصبانیت در اثر دست نیافتن به خواسته های شان می رسند،اصرار به ادامه این دعوا در آن شرایط بد روحی و جسمی دارند.

یکی از بهترین ر اهکارها در این مواقع این است که آبی بنوشیم و از همسرمان بخواهیم تا صحبت و ادامه بحث را به زمان دیگری موکول کند.

نمونه جالبی از مدیریت تعارض!!!

 

از این فرصت استفاده کنید و:

-می توانید قدم بزنید

-با دوست و یا خواهر و یا هرکسی که می توانید بااو دردو دل کنید تلفنی صحبت کنید

-چیزی بخورید و یا بنوشید تا حالتان بهتر شود

همه این راهکارها در آرام سازی شما بسیار موثر است و کمک خواهد کرد تا بتوانید عاقلانه و منطقی و نه ازروی احساس با موضوع برخورد کنید.

۲-فاصله گرفتن

زمانی که دچار تعارض شدید سعی کنید با همسرتان بطور موقت فاصله بگیرید

می توانید به اتاقتان بروید و کمی آن جا تنها باشید و از همسرتان بخواهید مزاحمتان نشود.

و یا برای چند ساعتی از خانه خارج شوید و به بهانه خرید کمی پیاده روی کنید.

به گفته یکی از بزر گان:

مشکلی نیست که با برداشتن صد قدم حل نشود.

۳-مصالحه

برای حل و مدیریت تعارض و همچنین برقراری یک ارتباط موثر باید زوجین با هم مصالحه نمایند.

مصالحه به این معناست که :

زن و شوهر بتوانند بخاطر حل مشکلات تعارض از خواسته های خود کوتاه بیایند و در راستای رسیدن به خواسته یکدیگر هرکدام چندقدمی از خواسته خود کوتاه بیایند.

یعنی اگرهرکدام از طرفیت برخواسته خود پافشاری نماید زندگی مشترک و حل تعاض ممکن نخواهد بود.

ارتباط موثرباهمسر

 چراروابط دوستی پایدارتر از ازدواج است

ما با دوستانمان بعضا روابط صمیمانه و پایداری داریم

به ندرت با آن ها قهر می کنیم

به ندرت و یامی توانم بگویم هرگز انتقاد نمی کنیم

سرزنش و تهدید نمی کنیم

و رفتارهای مخربی که پیشتر نام برده شد را در رفتار با دوستانمان به کار نمی گیریم.

ازدواج رابطه ای است که کمتر از دوستی های قدیمی با موفقیت  و رضایتمندی همراه است.

پایدارتر و رضایتمندانه تر از ازدواج!!

چرا؟؟؟؟

دوستی های بلندمدت تنها رابطه انسانی است که در آن بدون آنکه بدانیم ، از همان آغاز دوستی “تئوری انتخاب”را به کار می گیریم

دکتر گلسر می گوید:

اگر اززوج های ناخشنودی که به مشاور مراجعه می کنند سوال شود چرا آن گونه که با همسرتان رفتار می کنید، با دوستانتان رفتار نمی کنید؟

همیشه تقریبا با یک پاسخ یکسان روبرو می شوم:

(اگر با دوستانم اینگونه رفتارکنم آن ها را از دست می دهم)

و همچنین دلایل دیگری که سبب این ناخشنودی می شود این است که

دروابط زناشویی زوجین در یک مکان زندگی می کنند

ملزم به رعایت تعهداتی هستند که به هم دارند

و برخلاف قطع رابطه دوستی، طع رابطه زناشویی پیامدهای ناگواری به همراه دارد

و همه این دلایل موجب شده که ما دوستی هایمان پایدارتر از روابط زن و شوهری باشد.

 

جمع بندی پایانی

داشتن ارتباط موثر با همسر مستلزم این باور است که انسان ها قابل تغییر نیستند و با امید به تغییر آن ها نمی توانیم به زندگی ادامه دهیم

ازدواج رفتاری ست جهت ارضای نیاز های شخص نه صرفا تامین نیاز طرف مقابل، بنابر این هر کسی در ازدواج چه زن و چه شوهرنباید انتظار برآورده شدن نیاز های خودش را صرفا داشته باشد بلکه به تامین نیاز های همسر هم باید توجه شود.

برای داشتن ارتباط موثر باهمسر باید به یادداشته باشیم ازدواج همانند یک گیاه است که همیشه نیاز به آبیاری و مراقبت دارد

موفق و مشتاق باشید.

 

 

 

ارتباط موثر،راهی بسوی خشنودی از زندگی

ارتباط موثر

ارتباط موثرواژه ای که هرگاه سخن از آن به میان می آید به یاد راهکارهایی برای خوشحال کردن دیگران

مانند لبخند زدن، زبان بدن مناسب و برقراری رابطه ای موثر با همکار، اعضای خانواده و افرادجامعه و .. می افتیم.

اما تعریف دقیق ارتباط موثر همانطور که از نامش پیداست

“”حداکثر تاثیرگذاری بر روی مخاطب است “”

یعنی اینکه فرستنده پیام وظیفه داد از تمام توان خود برای اثربخشی پیام استفاده کند.

 چطور می شود این اثربخشی را ایجادکرد؟؟

چطور می توان یک ارتباط را موثرنمود؟

لیل لوندز در کتاب “چطور با هرجورآدمی ارتباط برقرار کنیم به انواع تکنیک های لازم جهت برقراری ارتباط موثر پرداخته است.

ارتباط موثر

تکنیک های بسیار جالبی جهت جلب توجه افراد، نشان دادن خود،موفقیت در مذاکره ومصاحبه 

در اینجا به یکی از این تکنیک ها اشاره می کنیم:

تکنیک ۴۷:

ازجمله های تایید کننده استفاده کن

در جواب حرفهای طرف مقابلت فقط نگو”آهان”بلکه جمله های کاملی به زبان بیاورتابه طرف مقابلت نشان دهی حرفهایش را می فهمی.گفتگویت را با جمله هایی مثل اینها رنگ و لعاب بده:

“می فهمم چی می گی.”

با تلالوهای احساسی صحبت هایت را نورانی کن:”گل گفتی.”

همدردی و تایید تو شنونده ات را تحت تاثیر قرار می دهدو اورا تشویق به ادامه صحبت هایش می کند.

ارتباط موثر

درست است این تکنیک ها جهت بهتر شدن روابط و بدست آوردن موفقیت های شغلی و اجتماعی بسیار سودمند است

اما آیا براستی تغییر رفتارهای بیرونی و یادگیری تعدادی تکنیک و تمرین کردن آن ها برای داشتن ارتباطی موثر کافی ست؟

ویا اینکه ما باید به دنبال روش های عمیق تر و ماندگار تر جهت بدست اوردن موفقیت و برقراری روابط موثروسالم باشیم؟!!

 

تکنیک یا واقعیت خودمان؟؟؟

مطمئنا زمانی که فقط از تکنیک استفاده کنیم ،لبخند می زنیم، صورتمان را نمی خارانیم(تا صادق به نظر برسیم) سرمان به بالا باشد(تا باوقار به نظر برسیم)ویا بایک تعریف کشنده تا آخرعمر درذهن شخص ماندگار شویم و ….

نمی توانیم در نظر دیگران چندان قابل اعتماد باشیم!!!!

مردم با کسانی راحت تر ارتباط برقرار می کنند که بتوانند عملکرد مثبت و صداقت و منش و اخلاق مطلوب را هم از مخاطبشان ببینند.

اگرچه تکنیک های فوق در جذب اولیه مخاطب موثر است

و همچنین در برخورد با کسانی که غریبه به حساب می آیند و اولین بار است که آن ها را می بینیم،

امااین ویژگی ها فرعی اند و ماندگار و با دوام نیستند.

آنچه در برقراری ارتباط موثر با افرادماندگار و باارزش است 

این است که بدون ریا کاری و از صمیم قلب و به دور از دورویی بتوانیم بر افراد تاثیر بگذاریم.

 

ارتباط موثر

 

تاثیر اخلاق و منش در روابط

از ویژگی های اصلی یک ارتباط موثر منش و اخلاق است.

استفان کاوی می گوید:

منش آدمی به گویا ترین وجه سخن می گوید.

گاهی در شرایط کار و یادر اجتماع با افرادی برخورد می کنیم

که از منش و اخلاق والایی برخوردارند و می توانیم به آن ها اعتمادکنیم

اما از مهارت های ارتباطی آگاه نیستند وشاید نتوانند هنگام صحبت کردن با شما

در چشمانتان نگاه کنند و گاهی چشمانشان را می دزدند.

آیا باید مطابق اصول تکنیک های ارتباطی اورا دروغگو بنامیم؟

شاید هنگام صحبت با شما سرجایش وول بخورد  آیا باید به حرف هایش شک کنیم؟

بنابراین به نظر می رسد اگربه کسی اعتماد داشته باشیم

چندان زبان بدنش را جدی نمی گیریم.

اما اگر به کسی اعتماد نداشته باشیم دنبال یک نشانه برای شک و تردید به او می گردیم.

و یکبار دیگر اصلی بودن منش و فرعی بودن تکنیک های ارتباطی ثابت خواهد شد.

فیلم زیر در مورد این هست که چطور به دیگران بگیم چقدر در زندگی ما تاثیر گذارن……

 

امرسون می گوید:

“”آنچه هستی چنان در گوشهایم فریاد می زند که نمی توانم آنچه را می گویی بشنوم””

قضاوت و برداشت ها

حتما تا بحال برایتان پیش آمده که خیلی زود در مورد افراد قضاوت کردید و آن ها را متهم نمودید اما بعد از مدتی مشخص شد که اشتباه کردید.

وقتی متوجه قضاوت و برداشت اشتباهتان شدید چه حسی داشتید؟؟

مطمئنا حس خوبی نداشتید و به خودتان قول می دهید دفعه بعد اینقدر زود قضاوت نکنم!!!!

انسان ها از وقایع مختلف برداشت های متفاوتی دارند.

ارتباط موثر

این برداشت های متفاوت به شیوه نگرش انسان ها  و اینکه در چه موقعیتی هستند و چه ادراکی از موضوع دارند بسیار متفاوت است.

استفان کاوی در کتاب “هفت عادت مردمان موثر” می گوید:

ما جهان را نه آنگونه که هست بلکه آنگونه که خود هستیم، یا آن گونه که شرطی شده ایم می بینیم.

برداشت های ما خواه درست و خواه نادرست،منشا گرایش ها و رفتارها ونهایتا منشا روابط ما با دیگران ست.}}

داستانی از ارتباط موثر و قضاوت های ما

داستان زیبایی را از این کتاب نقل می کنم

که توصیف کاملی از تاثیر برداشت و قضاوت خواهد بود:

تغییر نگرشی را به خاطر می آورم که یک صبح یکشنبه

در تراموای نیویورک تجربه کردم.مردم آرام نشسته بودند

بعضی مشغول خواندن روزنامه و بعضی با چشمان بسته استراحت می کردند.محیطی سرشار از آرامش بود.

ناگهان مردی با فرزندانش واردترامواشد .

بچه ها چنان پرسروصدا و افسار گسیخته بودند که فضای ارام فورا تغییر کرد.

مرد کنارم نشست و چشمانش را بست و انگار از وضعیت بی خبر بود.

بچه ها داد می زدند و چیزی پرت می کردند و روزنامه های مردم را می کشیدند وبا همه این حرکات آزار دهنده مردی که کنارم نشسته بود کاری نمی کرد.

امکان نداشت که ادم عصبی نشود. نمی توانستم

باور کنم کسی بتواند آنقدر بی توجه باشدکه نسبت به حرکات وحشیانه فرزندانش کاری نکند

وهیچ احساس مسئولیت نداشته باشد.

کاملا مشخص بود که دیگران هم عصبی شده بودند.

سرانجام که احساس کردم صبر و بردباری او غیرعادی است،

به سوی او برگشتم و گفتم:

“آقای محترم، بچه هایتان واقعا افرادزیادی را ناراحت کرده اند،آیا ممکن است کمی آن ها را آرام کنید؟”

مرد که انگار تازه متوجه موقعیت شده بود، نگاه خیره اش را بلند کردو آرام گفت:

“بله حق با شماست. به گمانم باید کاری بکنم.همین الان از بیمارستانی برمی گردیم که مادرشان یک ساعت پیش در آنجا مرد، نمی دانم به چه فکر کنم  و نمی دانم چگونه با آن کنار بیایم.”

آیا می توانید تصور کنید که در آن لحظه چه احساسی داشتم، نگرشم عوض شد.

وقتی نگرشم عوض شد

ناگهان همه چیزرا به شیوه ای متفاوت دیدم، به شیوه متفاوت احساس کردم،به شیوه ای متفاوت رفتار کردم.

عصبانیت من ناپدید شد،

دیگر لازم نبود نگران کنترل گرایش یا رفتارم باشم،

دلم از درد این مرد لبریز بود و با همدردی و شفقت گفتم:همسرتان یک ساعنت پیش درگذشت؟

واقعا متاسفم،آیا می توانید بگوییدچه پیش آمده بود؟چه کمکی از دستم ساخته است؟

همه چیز در یک لحظه عوض شد.

داستان بسیار زیبایی بود و حقیقت زندگی ماست.

در مواردی که متوجه واقعیت می شویم و برداشت ما اشتباه ازآب در می آید،

نگاهمان تغییر می کند و حس همدردی و شفقت و مهربانی بیشتری نسبت به افراد داریم

و این خود منجر به برقراری روابط موثرتری می شود.

حس معنویت، حس ارتباط موثر

یکی از مهم ترین دلایل ناخشنودی مردم و نداشتن رضایت اززندگی ست

با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و برخورداری بیشتر مردم از امکانات و شرایط مناسب

و راحت زندگی، کیفیت روابط و کم شدن حس معنویت در مردم است.

معنویت به معنی داشتن حس رابطه با کل جهان است.

اینکه نه فقط با خانواده خود بلکه باهمسایه و همکار و دوست و غریبه و غیر هم وطن

و حتی گیاهان و حیوانات اطراف خود، محیط زیست و

هرموجود زنده ای که در اطرافشان هست حس رابطه دارند.

شاید برایمان جالب باشد که عده ای برای گرم شدن کره زمین تظاهراتی راه می اندازند و یا برای حمایت از یوز پلنگ ایرانی و یا حفاظت از محیط زیست و …

بنابراین انسان های معنوی نه تنها می توانند با هم نوعان خود بلکه با غیرهم نوع و هم کیش و هم وطن خود هم ارتباط موثر برقرار کنند.

 

جنگ ها و خونریزی ها

تجاوزها و کشتارهای وحشتناک زنان و کودکان

آواره شدن مردم از کشورهایشان

همه نشانه عدم وجود این حس معنویت  و عدم وجود نوع دوستی و شفقت ورزی مردم به یکدیگر است.

چگونه ارتعاش و انرژی مثبت داشته باشیم؟

آیا به انرژی مثبت اعتقاددارید؟

اگرچه وجود انرژی ها در بدن انسان ثابت شده

اما من به شدت به وجود این انرژی معتقدم.

حتما افرادی را در اطرافتان دارید که کلا منفی هستند

یعنی با وجودشان در هرجمعی حال همه بد می شود

و گاهی اینقدر این انرژی منفی تاثیرگذار است که تاثیر ان بر افراد بسیار محسوس است.

و بالعکس افرادی هستند که با حضورشان شور و حال عجیبی به جمع وارد می کنند

و همه متوجه این انرژی مثبت می شوند و حالشان تا ساعتها خوب است.

راهکارهایی که می توانیم از آن ها برای مثبت بودن و گذاشتن اثر مثبت روی دیگران استفاده کنیم:

۱-نسبت به خودمان مثبت باشیم

حتما شنیده اید که گاهی افراد در مورد خودشان می گویند:

من یک زن خانه دارم و شغلی ندارم!!

من یک دانشجوی بیکارم

من یک کارمند ساده ام

من یک دفتر کوچک و محقر دارم

هیچ گاه در مورد خودتان منفی نباشید چون تفکر منفی در مورد خود براحتی به دیگران نیز تعمیم می یابد.

اگر بخواهیم حس خوشبینی نسبت به دیگران داشته باشیم باید نسبت به خودمان هم خوشبین باشیم.

من مادری هستم بادو فرزند و همسری موفق برای شوهرم هستم

من کارمندی با تجربه و کارآمدهستم.

و…

۲-مشتاق و پرانرژی باشید

در ارتباطات انرژی بسیار مهم است. هیچکس دوست ندارد با یک ادم بی حال و بی رمق که حال حرف زدن ندارد ارتباط برقرار کندچه برسد به اینکه این ارتباط موثر نیز باشد.

فرقی نمی کند شما یک فروشنده باشید که می خواهید با مشتری ارتباط موثر برقرار کنید تا فروش خوبی داشته باشید.

ویا اینکه یک معلم باشید که باید به دانش آموزان یا دانشجویانتان آموزش دهید.

و یا مدیری که می خواهد با کارمندانش رابطه خوبی داشته باشد.

تردید نکنید که بدون شور و شوق هیچ کسی مخاطب شما نخواهد شد

و هیچکس از مصاحبت با شما لذت نخواهد برد

و به قول معروف انرژی منفی خواهید بود.

افرادباحال و پرانرژی و مشتاق براحتی دیگران را با خود همراه کرده و ارتباط موثری با مشتریان، دانش آموزان ،خانواده و همه مردمی که با آن ها سرو کار دارند برقرار می کنند.

حالا چطور باحال و پرانرژی باشیم؟

سعی کنیم حتی الامکان از طنز استفاده کنیم

سعی کنیم حاضر جواب باشیم و اگر جوابی داریم سریع پاسخ بدهیم

صدای واضح و رسایی داشته باشیم

سعی در بهتر شدن همه چیز داشته باشیم

ضدحال نباشیم

قدردان و قدرشناس باشیم

۳-سعی کنیم کسی یا چیزی را مورد انتقاد قرار ندهیم.

انتقاد کردن یکی از مهمترین دلایل تبدیل شدن ما به یک انسان سرشار از انرژی منفی ست.

در مواردی که می دانیم این انتقاد تاثیری بر شرایط و اوضاع ندارد

واقعا لزومی ندارد انتقاد کنیم.

چون مردم از انتقاد بیزارند و حس بدی نسبت به انتقادکننده پیدا می کنند

انتقاد یا نقد سازنده هم معمولا بی معناست

چون هر کسی از دیدگاه و ادراک خودش بهترین کاررا انجام می دهد.

و کاملا با انتقاد شما مخالفت می کند.

مخصوصا اینکه اصول انتقاد صحیح را هم معمولا رعایت نمی کنیم

اصول انتقاد صحیح

قبل از هر انتقادی باید از شخص اجازه بگیریم

اگر اجازه داد یک تعریف مثبت از کارش داشته باشیم

بگوییم البته این نظر شخصی منه و ممکنه درست نباشه

و حالا انتقادمون و عنوان کنیم

ارتباط موثر

حالا شمااین دو انتقاد و باهم مقایسه کنید

۱-چرا این لباسهارو اینقدر بد اتو کردی؟کاش اصلا اتو نمی کردی می بردمشون اتوشویی؟همیشه همینطوری اتو می کنی !!

۲-اجازه می دی یه نکته ای رو بگم؟

ازت ممنونم که همیشه زحمت اتو کردن لباسها با شماست و می دونم چه کار سختیه

 اما به نظرمن

یه قسمتایی از لباس هنوز چروک مونده میشه یک بار دیگه اتو کنی اون قسمتهارو؟؟

اگر شما بجای شخص اتو کننده باشید کدام جمله را می پسندید؟

مسلما جمله دوم را می پسندید

چون هم از شما قدردانی شد و هم با احترام با شما رفتار شد.

بنابراین از اصول مهم ارتباط موثر و داشتن انرژی مثبت این است که:

برای هرچیزی زبان به گلایه و انتقاد نگشایید تا مردم را بیشتر از قبل با خود همراه کنید.

۴-تاثیر مثبت روی دیگران با خوشرویی و لبخند

لبخند داشتن و خوشرویی شمارا به فردی دوست داشتنی تبدیل می کند

فردی که از بودن با شما لذت می برندو کارتان را زودتر از بقیه راه می اندازند.

بگذارید داستانی برایتان تعریف کنم

ترم اول دانشگاه در مقطع ارشد بودم که بچه ها از مسئول آموزش بسیار بد می گفتند و از بداخلاقی و معطل کردن دانشجو و لجبازی و …

من هم در اولین برخوردم با مسئول آموزش تمام حرف های بچه ها را به یاد داشتم

و تصمیم گرفتم تمام سعیم را بکنم تا بتوانم ارتباط خوبی بااو برقرار کنم.

همیشه با احوالپرسی گرم و صمیمی و قدردانی از زحماتی که می کشند صحبتم را شروع می کردم.

و اگر در ساعت استراحت به اتاقشان مراجعه می کردم

و یادآوری می کرد که در حال استراحت یاصرف نهار هستند

عذرخواهی می کردم و منتظر می شدم تا ساعت استراحتشان تمام شود.

جالب بود که طی این دو سال حتی یک بار نه تنها با این فرد به مشکل نخوردم

بلکه بسیار با احترام بامن برخورد کرد وهمیشه هم پاسخگو و کارراه انداز بود.

مشابه این اتفاق در جاهای دیگردر ادارات و بانک ها وبامدیران و روسا و کارمندان بسیاری برخورد کردم

و علی رغم بدگویی همه در مورد بدقلق بودن شان من از آنها کج خلقی ندیدم و به این نتیجه رسیدم که :

با خوشرویی و رعایت اصول مناسب رفتارو اصول اساسی ارتباط براحتی می توان با افرادبدقلقی که مشکل می توانند مهربان و خوشرو باشند هم ارتباط موثربرقرار کرد.

 ارتباط خوب با چاپلوسی کاملا متفاوت است.

اشتباه برداشت نکنید ارتباط موثروخوب با مردم به معنی چاپلوسی و تملق نیست. اتفاقا اگر رعایت تکنیک های برقراری ارتباط اگرهمراه با صداقت نباشد هیچ اثری ندارد .

چون معمولا این تظاهر بالا خره خود را نشان می دهد.و اثری در همراهی دیگران با ما نخواهد داشت.

ارتباط موثر

گوش دادن فعال

گوش کرن فعال به معنای نشان دادن درکی کامل از پیام فرد سخنگوست.نه موافقت باآن و یا اظهارعقیده درموردآن

بسیاری از افراد وقتی به پزشک مراجعه می کنند قبل از استفاده از دارو حس می کنند حالشان بهترشده چون با پزشک در مورد بیماری شان صحبت کردند و یک نفر به حرف هایشان با دقت گوش داده.

در اکثر مواقع دلیل ناراحتی و عصبانیت بسیاری از افراد این است که گوش شنوایی جهت در میان گذاشتن مشکلاتشان نیافتند.

و به محض یافتن این گوش شنوا حالشان بهتر می شود.

برایم بارها پیش آمده سالهای گذشته که در سمت مدیراجرایی موسسه ای مشغول به کار بودم باافراد عصبانی وشاکی مواجه می شدم

که اعضای هیات مدیره را متهم به کم کاری و عدم داشتن صلاحیت لازم جهت اداره موسسه می دانستند.

من در ان شرایط آن ها رابه نشستن دعوت می کردم

و از کارپرداز می خواستم نوشیدنی برایشان بیاورد

و آن ها شروع به صحبت می کردند و من با دقت به حرف هایشان گوش می کردم.

ابتدا صدایشان بلند بود و عصبانی بودند.

هرچه از صحبتشان می گذشت از عصبانیتشان کمتر می شد

وهنگام رفتن و خداحافظی با خنده و رویی خوش ازعصبانیت و رفتارتندشان عذر خواهی هم می کردند.

چطور افراد در این شرایط تا این حد خشمشان فرو کش می کند

و حتی ازرفتار خود پشیمان هم می شوند؟!!

دلیلش این است که یک نفر به آن ها توجه کرده

و به حرفهایشان گوش کرده و اصول گوش دادن فعال

مانند تکان دادن سر  کلمات تایید آمیز تماس چشمی مستقیم و حق دادن به طرف مقابل در بعضی موارد رعایت شده و فرد حس کرده که واقعا شنیده شده .

 

در گفت و شنودهای ما چه اتفاقی می افتد؟

اما اتفاقی که در گفت و شنودها می افتد این است که ما مدام وسط حرف گوینده می پریم و اجازه نمی دهیم کلام گوینده به پایان برسد.

ما می خواهیم قبل از اینکه کلام گوینده به پایان برسد نظر خود را اعلام کنیم چون آن را درست تر می دانیم

البته این پریدن ها همیشه با عصبانیت و ناراحتی همراه نیست

بلکه گاهی ازروی هیجان و شادی و اینکه عجله داریم نظرمان را زودتر اعلام کنیم این اتفاق ی افتد.

و نکته دیگری که گوش دادن فعال را غیرممکن می کند

این است که ضمن پریدن و قطع کلام فرد،مخالفت خود از کلام او را بلافاصله اعلام می کنیم.

حتما تابحال برایتان پیش آمده که کلی برای همسر یا همکارتان حرف زدید

اما وقتی در مورد بخشی ازصحبتتان از او سوالی بپرسید نمی تواند جواب درستی بدهد. 

شما متوجه می شویدکه ظاهرا به شما نگاه می کند اما به صحبت های شما با دقت توجهی ندارد و اصلا گوش نداده است.

این اتفاقی ست که هرروز برای ما می افتد.

ما می شنویم اما گوش نمی دهیم.

تارهای صوتی گوش ما صداها را دریافت می کنند اما توجه لازم برای دریافت جملات را نداریم.

یکی از مهمترین موانع برقراری ارتباط موثر عدم گوش کردن فعال است.

 

درکتاب “ارتباط موثر به زبان آدمیزاد”نوشته مارتی برونستاین  به دو مهارت مهم در گوش دادن اشاره کرده است:

۱-مهارت های کلامی

۲-مهارت های غیرکلامی

 

مهارت های غیرکلامی

حرکت سر به بالا و پایین برای نشان دادن اینکه به پیام گوش می دهید

داشتن لبخندی صادقانه

روبه سمت فرد سخنگو داشتن

اندکی خم شدن به سمت فرد سخنگو

ارتباط چشمی مداوم

مهارت های کلامی

گفتن کلماتی جهت تایید مانند آها ،  اوهوم ،   درسته ،   می فهمم ،   واقعا؟؟   چه خوب!!  اوه  ، عااالیه و …

و تکرار کردن حرف فرد مقابل

یکی از مهمترین عوامل گوش کردن فعال این است که ماپیام را بطور کامل دریافت کنیم.

یعنی اینکه بتوانیم کلمات، لحن کلمات و زبان بدن گوینده را دریافت کنیم.

وتکنیک های فراوانی که هر کدام در گوش کردن فعال موثر است

و ما نمی خواهیم بطور کامل به آنها بپردازیم

اما در نهایت می خواهیم توجه شمارا به اهمیت گوش کردن فعال و نقش آن در برقراری ارتباط موثرجلب کنیم و این موضوع را به خاطر داشته باشیم که:

گوش کردن فعال چقدرگوینده را به ادامه صحبت مشتاق

و همچنین به برقراری یک ارتباط موثر کمک می کند 

و گوش کردن غیرفعال و ظاهری تا چه حد گوینده را نسبت به شنونده بی توجه  و ناامیدمی کند.

ارتباط موثر

چرا بجای گوش کردن جواب می دهیم؟

مشکل ما در اکثر اوقات مخصوصا در بحث هایی که با همسر،  فرزندان وعزیزانمان داریم، این است که:

هنگام گوش کردن بجای دقت و توجه به گفته هایشان در ذهنمان جواب آماده می کنیم.

و منتظریم که هرچه سریعتر جواب آماده شده را به زبان آوریم.

بسیاری از تعارض هایی که افراد با یکدیگر دارند چه در خانواده و چه در محل کار و در اجتماع ناشی از این است که ما گوش دادن فعال را نمی دانیم.

ما شنونده های خوبی نیستیم

خیلی زود قضاوت می کنیم و جواب می دهیم

قبل از اینکه صحبت مخاطب گوینده تمام شود!!!

زن در حال تعریف کردن اتفاقی ست که امروز در محل کارش افتاده

و خیلی  اورا ناراحت کرده ،

با همسرش است و مرد در حال دیدن بازی فوتبال است

و گهگاهی تایید نصفه نیمه ای می کند اما در نهایت هیچ عکس العملی که ناشی از گوش دادن فعال باشد دیده نمی شود.

و زن که نیاز به همدلی و حداقل یک توجه و گوش شنوا داشت ناامید بلند می شود و می رود.

و این خود یکی از دلایل مهم عدم صمیمیت زوجین و کم رنگ شدن روابطشان است.

 

 

 

ارتباط موثر

 

 

بنابراین:

اگر دوست داریم ارتباط موثر و بهتری برقرار کنیم باید به گوش کردنمان دقت کنیم

و سعی کنیم با رعایت نکات گوش کردن فعال و صادقانه نه فقط استفاده از یک سری تکنیک و شگرد و زبان بدن،بلکه با برقراری یک ارتباط موثر و صمیمانه بتوانیم یکی از گامهای برقراری ارتباط موثر را درست برداریم.

 

ارتباط موثر با شناخت شخصیت (شخصیت شناسی)

بارها پیش آمده که از کم حرفی و یا پرحرفی افرادشاکی شده اید .

افرادی سر صحبت را با شما باز می کنند و شروع می کنند به پرحرفی اما شما اصلا حوصله شنیدن چنین حرفهایی را ندارید.

و یا به شما پیشنهاد می شود وارد جمع ناآشنایی شوید تا با یک سری آدم غریبه اشنا شوید اما شما هیچ علاقه ای به این کار ندارید.

این خصوصیات یک انسان درون گراست.

 

شاید اصطلاحات درون گرا و برون گرا برایتان آشنا باشد.

درون گراها افرادی هستند که تمایل چندانی به حضور درجمع ندارند.

تنهایی را اغلب ترجیح می دهند کمتر صحبت می کنند و کم تر هیجان زده می شوند .

اما برون گراها افرادی اجتماعی ، خونگرم، اهل صحبت و اغلب شروع کننده صحبت و علاقمند به بودن در جمع و حضور در مکان های شلوغ  هستند

و خیلی راحت با دیگران رابطه برقرار می کنند.

 

احتمالا شما جزو برون گراهایی باشید که حتما برای شما پیش آمده که

با افراد درون گرا و کم حرف و آرامی سرو کار داشته اید که از کم حرفی شان خسته شده اید و هرچه تلاش کردید نتوانستید خیلی آنهارا به حرف زدن وادارید.

و یا خودتان فرد درون گرا و آرامی هستید و با فرد برون گرایی سرو کار داشته اید که مدام صحبت می کرد و تمرکزتان را بهم می زد و شما دوست داشتید دهانش را با پارچه ای یا چیزی ببندید تا اینقدر حرف نزند!!!

برای برون گراها انسان های درون گرا غیر طبیعی اند و برای درون گراها افراد برون گرا

هرکدام دیگری را متهم می کنند به پرحرفی یا کم حرفی به بی حالی یا سرخوشی زیاد ازحد و…

و براستی خیلی از مردم بی خبرند

از شناخت شخصیت و داستان های برون گرایی و درون گرایی و خیلی راحت ارتباطشان تخریب می شود و یا اینکه نمی توانند با یکدیگرارتباط خوبی برقرار کنند.

ارتباط موثر

داستان پدر و مادرم

پدرم درون گرا و مادرم برون گراست .

پدرم همیشه دوست دارد در خانه بماند و مادرم عاشق مسافرت و حضور در جمع های خانوادگی و اجتماع است .

سال ها مادرم از پدرم بخاطر کم حرفی و گوشه گیری اش شاکی بود و من نمی دانستم چطور قانعش کنم که این یک موضوع طبیعی ست.

تااینکه با موضوع  شخصیت شناسی آشنا شدم

و برای مادرم توضیح دادم که هدف پدر از گوشه گیری و ترجیح دادن تنهایی جدا ماندن از تونیست بلکه او یک فرد درون گراست که تنهایی را به جمع، خانه را به مهمانی و کم حرفی و سکوت را به پرحرفی ترجیح می دهد.

این جزو شخصیت اوست

واحساس کردم بعد از آن مادرم کمتر اذیت شدازرفتارهای درون گرایانه پدر

و پذیرفت که آن ها شخصیت های متفاوتی دارند و باید با این تفاوت ها کنار بیایند.

مشابه این داستان را در بسیاری از زندگی ها و رفتارها می بینم.

و با خود می گویم

اگر مردم بدانند که چگونه با این تفاوت هایشان کنار بیایند یکدیگر را متهم نمی کنند و روابط زیباتر و موثرتری با یکدیگر خواهند داشت.

  

 

ارتباط موثر

قدرشناسی و سپاسگزاری

یکی از رموز مهم برقراری ارتباط موثر قدرشناسی و تشکر از دیگران است.

معمولا لطف و محبت عزیزانمان برایمان عادی شده وتنها زمانی به ارزش این الطاف پی می بریم که از آن هابه هردلیلی برخوردار نشویم.

اگرهم دیگران کاری انجام دهند، کارمند بانک، راننده تاکسی، همکار، مغازه دار ویاحتی گارسون یک رستوران

معمولا بعنوان وظیفه تلقی می کنیم و یک تشکر نصفه و نیمه هم گاهی خواهیم کرد.

کارمند بانک که حقوقش را می گیرد، راننده کرایه اش را، ومغازه دار هم پول جنسش را پس چه لزومی دارد که تشکر کنیم؟

اگر این نگرش ما باشد!!!

در مراودات مان با مردم مطمئنا نمی توانیم رابطه اثرگذاری با آن ها داشته باشیم.

مخصوصا افرادی که در  مشاغلی هستند که دیده نمی شوند

و کسی هم از آن ها تشکر نمی کند.

مثل کارگران زحمتکش شهرداری که وظیفه تمیزکردن خیابان های شهر را برعهده دارند

و یا خدمتکار یا گارسون رستورانی که تمام تلاش خودرا برای راضی نگه داشتن مشتریانش می کند.

با قدردانی اززحمتشان حالشان را کمی بهتر کرده و حس خوبی به آن ها می دهیم.

اگرچه شاید بعضی از این افراد را دیگرهرگز نبینیم

اما اثر این حس خوب  و این ارتباط موثر برای همیشه در ذهن افراد خواهند ماند.

چندی پیش جهت دریافت مدرکم از دانشگاه به مسئول آموزش مراجعه کردم

اما به دلیل ثبت نام ورودی های جدید  او در اتاقش نبود و مسئول دفترشان به کارهای مراجعین رسیدگی می کردند.

باتوجه به اینکه بسیار مشغله داشتند به کار من رسیدگی کردند

اگرچه  نیم تا چهل و پنج دقیقه ای منتظر ماندم اما ارزشش را داشت و درحین انجام کارم به ایشان گفتم :

“”واقعا از شما ممنونم بااینکه سرتون اینقدر شلوغه اما کار من و راه انداختین واقعا محبت کردین….ممنونم””

هم خودم حس خوبی گرفتم و هم اینکه به کارمندی که در آن شلوغی کسی ازاو تشکر نمی کرد حس خوبی دادم..

 

ارتباط باخود

وقتی از مهارت های ارتباطی و ارتباط موثر صحبت می کنیم فورا رابطه با دیگران به خاطرمان می آید .

شاید کمتر پیش بیاید که به را بطه باخودمان فکر کنیم

و این در حالی ست که خیلی از انگیزه های درونی ماریشه در ارتباطمان با خودمان دارد.

چه رابطه ای با خودمان داریم؟

آیا به این موضوع فکر کردیم که لزوم برقراری روابط موثر با دیگران داشتن رابطه خوب و موثر با خود است؟؟؟

اگر می خواهم انسان مسئولی باشم ابتدا باید نسبت به اعمال خودم هم احساس مسئولیت داشته باشم.

آیا به عهدی که با خودم بستم عمل کردم؟؟

آیا نسبت به خودم مهربان هستم ؟؟

حقیقت این است که تا نسبت به شخص خودمان مسئول،خوش قول و مهربان نباشیم نمی توانیم نسبت به خانواده ،عزیزان و دوستانمان مهر و عشق و رابطه موثر داشته باشیم.

افرادی که مدام با خودشان در حال جنگ و درگیری اند

وبا صلح با خود بیگانه اند، نمی توانند روابط بدون درگیری  و همراه با صلح و آرامش با خودشان داشته باشند.

یکی از مهم ترین بخش های ارتباط با خود این است که خودرا بشناسیم.

ارزش های شخصی مان که حاضریم برایشان ایستادگی کنیم کدامند؟

توانمندی های منحصربه فردمان که مختص خودمان است و موجب رشد و پیشرفتمان خواهد شدچه هستند؟

من چه کسی هستم؟

میخواهم چگونه انسانی بشوم؟؟

چگونه می توانم با دیگران ارتباط برقرار کنم؟

می خواهم زندگیم چه کیفیتی داشته باشد؟

اگر بخواهیم خیلی ساده و کوتاه ارتباط  با خود را تعریف کنیم باید بگوییم:

“”شناختی که از خودم ،امیال قلبی ام ،نیازها و خواسته هایم و توانمندی ها و ارزش هایم دارم””

داستان جلسه اولیاء و مربیان

امروزبه مدرسه پسرم  جهت حضور در جلسه اولیاء و مربیان رفتم 

جلسه بسیار خوبی بود

و از آنجاییکه مدیریت و کادر مدرسه بسیار قوی وآگاه و با تجربه هستند

از برنامه ها و عملکردشان خیلی راضی هستم و یادآوری این برنامه ها و اهداف حس خوبی به من می دهد.

در پایان جلسه به مدیر پیشنهاد همکاری جهت آموزش و علاقمند نمودن بچه ها به کتابخوانی و شناخت توانمندی های آنها دادم که مورد استقبال ایشان هم قرار گرفت.

وقتی از مدرسه بیرون آمدم و راهی خانه شدم حس خیلی خوبی داشتم از خودم پرسیدم دلیل این حس خوب چه چیزی می تواند باشد؟

چرا گاهی اینقدر سرحال و مشتاقیم؟

و فورا پاسخ خودم را دادم من دلیل این اشتیاق را می دانستم

دلیل این حس خوب این بود که ارتباط با مردم و مخصوصا با انسان های فرهیخته از ارزش های من است.

آموزش دادن از ارزش های من است.

و هردو امر میسر شده بود

هم در جمع فرهیخته ای بودم و هم امکان آموزش به هم سن و سال های فرزندم را داشتم.

به نظر شما را بطه خوب باخود غیر از این است؟

 

اینکه خودرابشناسیم و بدانیم چه چیزهایی حالمان را خوب و چیزهایی حالمان را بد میکند.

 

 

اینکه در راستای ارزش هایمان فعالیت کنیم زندگی کنیم و رفتار کنیم

و اینکه چه کارهایی را در امورروزانه و هفتگی و ماهانه مان بگنجانیم

تا با داشتن حس و حال خوب رضایت بیشتری را در زندگی تجربه کنیم.

به ما کمک می کند تا ارتباط موثری باخود داشته باشیم.

به این فیلم زیبا که درمورد مهربانی و سخاوت هست نگاه کنید:

این جهان کوه است و فعل ماندا

ارتباط همچون آئینه ای است که تصویر آنچه شما رفتار می کنید در آن پیداست.

اگر طلبکارو حق به جانب رفتارکنیم مطمئنا با مقاومت مخاطب روبرو می شویم.

حس احترام و قدردانی نسبت به مردم آن هارا نسبت به ما قدردان و با محبت خواهد نمود

هررفتاری پیشه کنیم بسته به نوع ارتباطی که انتخاب می کنیم و جهت اثربخشی بیشتر ارتباط ، در مخاطبین ما تاثیر گذاشته و موجب بروز رفتارمتقابل مطابق با رفتارخود ما خواهدشد.

این جهان کوه است و فعل ماندا

وزندا آید به سوی ماصدا

 

مسافرخانه

داستان خانه ای در میانه راه

از کتاب لطفا متفاوت باشید از آلن وبارباراپیز

در یک شب سرد زمستانی مسافری خسته از سفری طولانی وارد مسافرخانه ای کوچک واقع در بین شهرهای ونیز و ورونا شد.

مسئول مسافرخانه گفت:”سلام شب بخیر،خیلی خوش آمدیدقربان امیدوارم که سفرخوبی داشتید.”

مسافر با صدایی خسته و آرام سلام کرد و گفت “من از ونیز می آیم و فردا عازم ورونا هستم. به همین دلیل نهایتا امشب را اینجا اقامت خواهم داشت.”

مسئول مسافرخانه گفت:” یک اتاق خواب خوب و راحت برایتان دارم و امیدوارم که از اقامت خود در اینجا راضی باشید.

راستی خیلی دوست دارم از ونیزومردم آنجا بیشتر بدانم.”

مسافرباعصبانیت پاسخ داد:”من سال ها در ونیز زندگی کردم ولی مردم آنجا واقعا آدم های مزخرف و سردی هستندکه حتی یک قدم هم برای کمک به دیگران برنمی دارند و اصلا نمی توانم با آن ها ارتباط برقرار کنم راستش یکی از دلایل اصلی سفرم همین موضوع است.”

مسئول مسافرخانه با غرولند گفت:” اوهوم …..خب این ناراحت کننده است چون به نظر من مردمورونا خیلی بهتر از ونیز نیستند ولی امیدوارم که سفر خوبی داشته باشید.”

با شنیدن این حرف مسافر ناامید و ناراحت کلیدرا گرفت و به اتاق خودرفت.

ادامه داستان…..

چند ساعت بعد مسافر دیگری وارد شد.

مسافردر جلوی در ورودی سلام کرد.اومردی جاافتاده با کلاهی خاکستری و پالتویی بلند و قهوه ای رنگ بود با گام هایی بلند و استوار به سمت پیشخوان حرکت کرد.

مسئول مسافرخانه گفت:” سلام شب بخیر، خیلی خوش آمدید،در خدمتتان هستم.”

مسافردوم پاسخ داد:”شب شماهم بخیر.

خوشحالم که بالاخره مسافرخانه ای را دراین راه پیداکردم.

فرداصبح می بایست به سمت ونیز حرکت کنم و برای امشب یک اتاق می خواهم.”

 

سپس ادامه داد:

“راستی من قصددارم تا در ونیززندگی کنم و می خواهم راجع به ونیز و مردمش بیشتر بدانم آیا تابحال به انجا رفته اید؟”

مسئول مسافرخانه پرسید:

البته ،ولی اجازه دهید تا چمدانهایتان  را به اتاق ببرند.

راجع به سوالتان هم از آنجا که به خاطرکارم زیاد به ونیز می روم به خوبی باآنجا آشنا هستم اما اگرممکنه ابتدا درباره ی ورونا برایم توضیح دهید!”

مسافر پاسخ داد :

” من حدودا ۵ سال در ورونا زندگی کردم و واقعا خاطرات خوبی در آنجا داشتم.

ورونا شهر بسیار زیبایی است

و مردمش هم انسان های بسیار خونگرم وصمیمی هستند

و اگر به خاطر کارم نبود  هیچوقت آنجا را ترک نمی کردم.”

مسئول مسافرخانه گفت:

اصلا نگران نباشید چون ونیز هم بسیارزیباست

و هم مردمش بسیار خوشرو و دوست داشتنی هستند.

مطمئنم بااین روحیه خوبی که دارید اززندگی در آنجا هم نهایت لذت را خواهید برد”

نتیجه ای که از این داستان می گیریم این است که:

دیگران همانگونه به شما جواب خواهند داد که با آن ها رفتار می کنید.

آنها رفتار ماراتکرار می کنند و به ما برمی گردانند.

ارتباط موثر

 

تغییررفتارگاهی لازم است

کافی ست یک روز هنگام برخورد با عزیزان، همکاران، دوستان و مردم حواستان به حالت چهره تان باشد .

حواستان به لبخندی که در اولین نگاه می زنید

تماس چشمی تان  و حس احترامتان به افراد باشد

بطور شگفت انگیزی متوجه خواهید شد که رفتار مخاطبانتان چقدر تغییر واهد کرد.

کارمندی که سرش را پایین می اندازد

ومشغول کار است

وجواب سلامتان را هم به زور می دهد

با سلام و احوالپرسی و خداقوت گفتن گرم شما سرش را بالا گرفته و برخورد متفاوتی خواهد داشت.

و کار شما را هم با جان و دل راه می اندازد.

فقط کافی ست یک بارامتحان کنید و معجزه این تغییر رفتارتان در برقراری ارتباط را ببینید.

ارتباط موثریعنی همین…

ارتباط موثر همین انتقال صحیح محبت و احترام وقدرشناسی به دیگران است

اگر این انتقال درست و صحیح و با صداقت انجام شود نتایجش شگفت آور خواهد بود.

دراین مقاله سعی کردیم به با اهمیت ترین عوامل برقراری ارتباط موثر بپردازیم

هنوز عوامل دیگری در این باره وجود دارد که امیدوارم در مقالات بعدی بتوانم به آن بپردازم.

موفق و مشتاق باشید.

سایت آموزش مهارت های زندگی و مهارت های ارتباطی

 

 

 

 

 

رضایت اززندگی

رضایت اززندگی با شناخت ارزش ها

رضایت اززندگی

رضایت اززندگی به چه معناست؟آیا زندگى برایمان بامعناست؟

آیا هرروز که از خواب برمِی خیزیم انگیزه کافى براى سپرى کردن روزمان داریم؟یا بی حال و بی رمق و بی انگیزه ایم و به زور به سر کارمان می رویم

افراد زیادى دورو برمان می بینیم که اینگونه اند.

رضایت اززندگی

در مجموعه مقالات رضایت اززندگى سعی داریم به عوامل متعددى که در رضایت و خشنودى و معنادارکردن زندگى نقش دارند بپردازیم

 این مردم مخصوصا کسانی که اززندگی خود چندان رضایت قلبی ندارندبا اشتیاق زندگى نمی کنند زیاد می خوابند کارخاصی انجام نمی دهند

و یا اگر کاری هم می کنند خیلی بی هدف ، بی حال و بدون انگیزه آن کاررا انجام می دهند.

چطور می شود به دور از این روزمرگی ها معنای بیشتری به زندگی داد و رضایت اززندگی بیشتری داشت.

رضایت اززندگی

  شناخت ارزشها 

یکی از مهم ترین راههای معنابخشیدن به زندگی و رضایت اززندگی  این است که بر اساس ارزش هایمان زندگی کنیم

یعنی برای چیزهایی درزندگی ایستادگی کنیم و بایستیم.

رضایت اززندگی

ارزش چیست؟؟

ارزش ها همان امیال قلبی هستند که ما بر اساس آن ها رفتارمی کنیم و

دوست داریم آنگونه باما رفتارشود. ومی خواهیم کیفیت زندگی مان را براساس آن ها تعیین کنیم

ما ارزش ها را زندگی میکنیم و اگر ارزشی برای خود انتخاب نکنیم زندگی برایمان بی معنا خواهد شدو با وجود دستاوردها و موفقیت ها باز هم ناراضی و ناخشنودیم

ارزش ها چه چیزهایی نیستند؟؟

ارزش هدف نیست.

ما به اهداف می رسیم و آن هارا بدست می آوریم اما ارزش به دست آوردنی نیست بلکه در ارزش ها شدنی اتفاق می افتد.

اگر ازدواج می کنیم صاحب فرزند می شویم و خانه ای می خریم همه این ها هدف هستند نه ارزش

اگربه مدارج علمی میرسیم و تحصیلات دانشگاهی را به اتمام می رسانیم بازهم به هدفی دست پیدا کردیم نه ارزش

ما به اهداف می رسیم و تمام می شوند

اما ارزش ها هرگز پایانی ندارند.

ما به ارزش ها نمی رسیم و آنهارا بدست نمی آوریم بلکه ارزش هاسبک زندگی و نوع رفتار و منش  ما هستند.

اگر بر اساس ارزش هایمان زندگی کنیم به زندگی معنا می بخشیم و رضایت بیشتری هم اززندگی خواهیم داشت.

رضایت اززندگی

لزوم شناخت ارزش ها

اگر ارزش هایمان را نشناسیم و زندگی مان را براساس آن ها ارزیابی نکنیم زندگی ما را در معرض ارزش های تصادفی قرارمی دهد.

ارزش هایی که بر اساس امیال قلبی ما نیستندو ما به ناچار و بدون شناخت و اختیار لازم ارزش هایی را زندگی می کنیم که متعلق به ما نیستند

چگونه ارزش هایمان را بشناسیم

لیست کاملی از ارزش ها در سایت تئوری انتخاب قرارگرفته که با مراجعه به این سایت و دانلود لیست ارزش ها میتوانید  ارزش های خود را انتخاب نمایید.

جهت انتخاب راحتتر این ارزش ها به دلیل تعداد زیاد آن ها،بهتر است ابتدا ٢٠ارزش سپس ١٠ارزش و نهایتا ۶ارزش نهایی

را بعنوان ارزش های شخصی خود انتخاب کنید.

 رضایت اززندگی

به شما تبریک می گویم

شما یک قدم بسیاربزرگ برداشتید.

شما ارزش هایتان را انتخاب نمودید

حالا باید قدم بعدی را بردارید که بسیارمهم است

بایدبتوانید ارزش هایتان را زندگی کنید

باید بتوانید براساس آنها رفتارکنید

رضایت اززندگی

اگر ارزشی را انتخاب کردید اما آن را رفتارنکنید بهتر است آن ارزش را از لیست ارزشهایتان حذف کنید چون انجام ندادن و رفتارنکردن یک ارزش حالتان را بد میکند.

نشانه بکار نگرفتن ارزش ها در زندگی عدم رضایت اززندگی ونداشتن حس خوب است. اگرمهربانی جزو ارزش هایمان باشد اما روزی فرصت مهربانی به دیگران را پیدا نکنیم.

رضایت اززندگى باتامل و تفکر بر ارزش ها

اگرانصاف را بعنوان ارزش خود انتخاب کردیم پس  باید برای منصفانه رفتارکردن نیز آماده شویم

اگر مهربانی از ارزشهای ماست پس برای مهربانی کردن با ید برنامه ریزی کنیم

همیشه باید حواسمان به رفتارهایمان باشد

باید هرروز خودمان را ارزیابی کنیم حتی با یک دقیقه وقت گذاشتن

رضایت اززندگی

در این ارزیابی باید ببینیم آیامن امروز ارزشهایم را رفتارکردم یا نه؟

آیا با عزیزان و همکارانم مهربانی کردم؟

آیا به دیگران کمک کردم؟

آیا منصفانه برخورد کردم؟

و هرآنچه که جزو ارزشهایم قراردادم را آیا زندگی کردم؟

 

داستان روانشناس معروف راس هریس

کتابی که در زمینه شناخت ارزش ها و مواجهه بهتر با واقعیات زندگی میتوانم خدمت شما عزیزان معرفی کنم کتاب “سیلی واقعیت”  راس هریس  می باشد.

در این کتاب راس هریس در فصل١۴باعنوان “هدف من چیست” به شرح داستان خواندنی زندگی خود می پردازد

رضایت اززندگی

و اینگونه شرح می دهد که پزشک موفقى بود که در ملبورن زندگی می کرد و از نظر اجتماعى در شرایط بسیار خوبی بود و درآمد خوبی هم داشت همه نیازهایش را برآورده می کرد تفریح و خرید و همه امکاناتی که منجر به رضایت و خوشحالی می شد را فراهم کرده بودامابازهم ناخشنود بود و زندگی برایش معنای خاصی نداشت.

تا اینکه به این نتیجه رسیدکه برای گرفتن جوابهای بزرگ باید سوالهای بزرگی از خودش بپرسد.

١-من میخواهم چگونه انسانی باشم

٢-می خواهم زندگیم چه کیفیتی داشته باشد

٣-چه چیزی واقعا برایم اهمیت دارد

۴-درزندگی چه چیزهایی هست که حاضرم برایشان ایستادگی کنم

اینها سوالاتی بود که راس از خودش پرسید

معنا چیزی ست که ما در درون خود می یابیم

هیچ چیز بیرونی موجب معنا بخشی به زندگی ما و رضایت اززندگی نخواهد شد.

رضایت اززندگی

راس میگوید :

باعث خجالت است که اقرارکنم بعنوان پزشکی جوان با بیماران خود همدردی نمی کردم،با آنها هیچ رابطه ای برقرار نمی کردم و نسبت به افکار و احساساتشان بی تفاوت بودم.

خودم را فقط مسئول بهبود بخشیدن به آنها می دانستم بهترین و موثرترین درمان را ارائه می دادم اما با بیماران همدردی نداشتم و اگر سرعت بهبودى مطلوب نبودبجاى همدردى با آنها از دستشان عصبانى می شدم.

هیچ گاه ایده برقراری رابطه اى عمیق و مشفقانه بابیمارانم از ذهنم عبور نکردهبود.

اگر گاهى همکارم را میدیدم که از سر دلسوزى و همدردى با بیماران رفتارمی کردبا شگفتی سرم را تکان می دادم و می گفتم

“کی وقت این کارهارو داره؟؟”

مدتها طول کشید تا راس دریافت قطع ارتباط با بیماران و بی احساس بودن نسبت به آن ها باعث شد حس خوبی نسبت به کاری که می کرد نداشته باشدو همچنین رضایت اززندگی نداشت و زندگی برایش بی معنا شده بود با وجود این همه امکانات و شرایط خوب زندگی و موقعیت اجتماعی مناسب

کم کم شروع به تغییر کرد و ساعت ویزیت بیماران را از ٨ دقیقه به ٣٠دقیقه رساند در آمدش هرروز کم و کمتر شد امارضایت اززندگی برای او هرروز بیشتر شد و زندگى  وکار برایش معنادارشدو اتفاقات دیگر که در این کتاب خواهید خواند.

 رضایت اززندگی

زندگی بر اساس ارزش های انتخابی شما

همانطور که از داستان راس هریس و کتاب سیلی واقعیت در یافتیم اگر با بکارگیرى ارزش ها در زندگی همراه باشد آن گاه حس بهتری نسبت به کارو زندگی خواهیم داشت.کیفیت بهتری به اقدامات خود میفزاییم و در طول زندگی آنها را انجام می دهیم و پیگیرشان هستیم.

سرهمفرى داوى دانشمند انگلیسی می گوید:

زندگى نه از فداکارى هاى بزرگ،بلکه از موضوعات کوچکى که در آن ها لبخند بر لب هایمان می آیدساخته می شود؛و مهربانى و تعهدات کوچکى که بطور عادى ارائه می شوند،همان هایی هستند که قلب را تسخیر،آن را حفظ و آسودگى را تامین می کنند.

شناخت ارزش ها اولین قدم و بسیارمهم است در رضایت از زندگى اما مهمتر از شناخت ارزش ها زندگى کردن و رفتارکردن آن ارزشهاست

اینکه در ارزیابى روزانه خوددریابیم که ارزش هایمان را رفتارکردیم خود یکی از مهمترین دلایل رضایت از زندگی ست

ومارا یاری خواهد کرد تا رضایت اززندگی و خشنودی و معناداربودن زندگی را هرروز تجربه کنیم..

موفق و مشتاق باشید

سایت آموزش مهارت های ارتباطی و مهارت های زندگی

حل تعارض

کنترل خشم و حل تعارض

کنترل خشم و حل تعارض

کنترل خشم و حل تعارض از مهارت های ارتباطی ست که اکثرافراداز آن بی بهره اند.یکی ازمهم ترین دلایل ناشادی و عدم رضایت مردم اززندگی این است که روابط خوبی بایکدیگرندارند و نمی توانند تعارض هایشان را مدیریت نمایند.

کنترل خشم و حل تعارض

 

اصلا چراباید تعارض را حل کنیم و چرا باید خشممان را کنترل کنیم؟

تعارض چیست؟

آیا تعارض امری غیرطبیعی ست ویا اینکه طبیعی است و قابل حل؟

تعارض امری کاملا طبیعی ست که به دلیل تعاملات و زندگی اجتماعی بوجود می آید.لزوم زندگی اجتمای و مراوده با جامعه و تشکیل خانواده بوجود آمدن تعارض است .

بنابراین همانند اغلب  مردم که تعارض را کاملا غیرطبیعی می پندارند، فکر می کنند اگر دچار تعارض شدند باید صحنه را ترک کنند و یا به رابطه شان پایان دهند و یا در ازدواج به طلاق فکر کنند.

کنترل خشم و حل تعارض

چرا تعارض داریم؟

یکی از راهکارهای حل تعارض که خیلی هم معروف و متداول است کنترل خشم است.

اما قبل از اینکه به کنترل خشم و نحوه مدیریت تعارض بپردازیم ببینیم اصلا علت بوجود آمدن تعارض چیست؟

چه چیزی موجب بوجود آمدن تعارض می شود و چگونه باید تعارض را مدیریت کنیم؟

۵عامل موجب بوجودآمدن تعارض می شوند:

۱-تفاوت در خواسته ها

۲-تفاوت در نیازها

۳-تفاوت در ارز شها

۴-تفاوت در ادراکات

۵-تفاوت در باورها

کنترل خشم و حل تعارض

ما خواسته های متفاوتی داریم من میخواهم از اوقات فراغتم برای مطالعه استفاده کنم اما فرزندم می خواهد به استخر برود

یکی می خواهد غذای سنتی بخورد و دیگری می خواهد فست فود بخورد و حتی اعضای یک خانواده در این موضوعات و موضوعات مشابه به تعارض می خورند.

تفاوت در نیازها

 

ما براساس تئوری انتخاب دارای ۵ نیاز هستیم که روی ژن های ما نوشته شده و برای همه انسان ها وجوددارد.

نیازهای ما:

۱- بقاء

۲-عشق و احساس تعلق

۳-پیشرفت و احساس ارزشمندی

۴-تفریح

۵-آزادی

کنترل خشم و حل تعارض

تفاوت در نیازها و خواسته ها ی ما خود دلیلی بر تفاوت در دنیای مطلوب ماست.

مطلوبیات ما کاملا متفاوت است و هریک از انسان ها ی روی این کره خاکی

به انسان هایی بیش از دیگر انسان ها علاقمندیم

چیزها و اشیایی را بیشتر از همه دوست داریم

باورها و ارزش هایی برایمان از همه چیز ارزشمندتراست

و…

تفاوت در باورها و ارزش ها

ما باورها و ارزش های متفاوتی داریم

باور متفاوت مذهبی ،باورهای متفاوت اجتماعی، سیاسی ،خانوادگی و …

به باور برخی مدارس دولتی بسیار مناسب هستند اما به باور برخی دیگر مدارس غیرانتفاعی کیفیت مناسبی دارند.

ارزش های ما انسان ها هم متفاوت است

برای یکی خدمت به وطن و ماندن دراین کشور ارزش است و برای دیگری اقامت در کشور دیگر و زندگی با شرایط بهتر

برای یک نفر آموزش دادن به مردم ارزش است و برای دیگری پول در آوردن و نفع بیشتر مالی و اقتصادی

کنترل خشم و حل تعارض

تفاوت در ادراک ما

ما ادراک متفاوتی از وقایع اطرافمان داریم

ادراک یا برداشت ما از اتفاقات بسیارمتفاوت است و این خود موجب بوجودآمدن تعارض می شود

من از آموزش ادراک متفاوتی دارم و کسانی که در کلاس هایم حضور دارند ادراکات متفاوتی دارند

به نظر برخی بسیار ارزشمند و آموزنده بود و به نظر برخی دیگر خیلی عادی و معمولی و برخی هم می گویند که ما همه این مطالب را ازقبل می دانستیم و کاملا برایمان بی تفاوت بود.

نحوه مدیریت تعارض

در این مقاله صرفا به یکی از تکنیک ها و روش های مدیریت تعارض می پردازیم و در مقالات بعدی بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت.

یکی از مهمترین روش های مدیریت تعارض این است که کنترل خشم داشته باشیم و شروع آرام و لطیفی داشته باشیم

کنترل خشم و حل تعارض

شروع ارام و لطیف و کنترل خشم

اینکه بتوانیم بر خشم خود غلبه کنیم و با کنترل خشم لطیف و ارام و بدون سروصدا پاسخ دهیم بسیاری از تعارضات را می توانیم حل کنیم.

با کنترل صدا و داد و بیدادنکردن می توانیم کنترل خوبی براوضاع داشته باشیم

کنترل خشم و حل تعارض

کنترل برافروختگی و کنترل خشم

درحالت عصبانیت بدن برافروخته استو ضربان قلب بسیار تند می شود و گاهی از عصبانیت می لرزیم و این ها منجر به این خواهد شد که عکس العمل نامناسبی نشان دهیم.

جهت کاهش این حالت بدنی باید چند نفس عمیق بکشیم.

کمی قدم بزنیم

کمی آب بنوشیم

کمی استراحت کنیم

و کمی از فضای مشاجره موقتا فاصله بگیریم

و از طرف مقابل بخواهیم تا زمان دیگری را به گفتگو اختصاص دهد

مثلا میتوانیم بخواهیم از شخص که:

بزار یه آبی بنوشم یه استراحتی بکنم حالم خوب نیست و…

و همه این موارد به کاهش تشنج،کنترل خشم و مدیریت و حل تعارض کمک خواهد کرد.

ادامه این مبحث را در مقالات بعدی دنبال خواهیم کرد.

موفق و مشتاق باشید

سایت ارتباط موثر

 

 

اختلاف نظر یا تعارض؟

حل اختلاف ورفع تعارض

حل اختلاف یا تعارض به چه معناست؟آیا تعارض قابل کنترل و مدیریت است و می توان با مدیریت آن رضایت و خشنودی بیشتری اززندگی و روابطمان داشته باشیم؟

آیا با داشتن اختلاف و تعارض باید اززندگی و ادامه آن نا امید شویم؟

آیا تعارض طبیعی ست و یا غیر عادی است؟

سوالات بسیاری در این زمینه وجود دارد که کیفیت زندگی مارا تحت تاثیر قرار داده است.

حل تعارض

  • چگونه تعارض نداشته باشیم

  • چگونه به حل اختلاف بپردازیم

 

 

تعریف حل اختلاف از دیدگاه ویکی پدیا بیشتر اختلافات و تعارضات بین المللی ست.

امامادر این مقاله به بررسی تعارض درروابط انسان ها می پردازیم

 

چون مردم فکر می کنند نباید باهم اختلافی داشته باشند

و داشتن تعارض  در زندگی امری غیرطبیعی ست

و نشان دهنده پایان زندگی آن هاست و دیگر امیدی به آن زندگی نیست.

اما حقیقت این است که تعارض  در زندگی کاملا طبیعی است

و موجود زنده آدمی تا وقتی زندگی می کند و بخواهد با دیگران تعامل داشته باشد دچار تعارض خواهد شد.

 

علت تعارض و اختلاف چیست؟

 

 

 

 

علت وجود اختلاف نظر بین زن و شوهر،مادر و فرزند،والدین و فرزندان،رئیس و کارمند ،کارمندان یک اداره باهم و بین افراد جامعه چیست؟

ناسازگاری و اختلاف والدین با فرزندان وناسازگاری همسران در چیست؟

علت اساسی این اختلاف تفاوت در 

۱-نیازها

۲-خواسته ها

۳-باورها و ارزش ها

۴-ادراکات متفاوتی 

به عنوان مثال زن و شو هری هردو نیاز به تفریح شان بالاست اما زن دوست دارد برای تفریح به لب ساحل برود و مرد دوست دارد به جنگل برود

در مسافرت مرد دوست دارد در یک هتل معمولی اقامت داشته باشد اما زن یک هتل پنج ستاره را می پسندد.

حل تعارض

تفاوت در ارزش ها و باورها نیز نقش بسیاری در این اختلاف دارد

برای شخصی نظم و ترتیب ارزش است و برایش خیلی وقت می گذارد اما برای دیگری یادگیری و آموزش ارزش است اگرچه اتاقش نامرتب  و به هم ریخته باشد.

 داشتن تعارض نشانه پایان یک رابطه نیست بلکه با توجه به این تفاوت ها باید چکار کنیم تا این ناسازگاری و اختلاف و تعارض را به حداقل برسانیم.چگونه به حل اختلاف و مدیریت تعارض بپردازیم

روش های  حل اختلاف و مدیریت تعارض

یکی از راههای کاهش تعارض مصالحه است.

یعنی باید برای کنار آمدن با دیگران و کم کردن اختلاف و تعارض باید با هم کنار بیاییم  و از برخی از خواسته هایمان بگذریم

گفتگو کنیم و در مورد نیازها و خواسته هایمان با یکدیگر صحبت کنیم.

حل تعارض

سعی کنیم نفوذ یکدیگر را بپذیریم تا بتوانیم در دیگری نفوذ بگذاریم.

بایدسعی کنیم آرامش خودرا خفظ کنیم یعنی در حالت عصبانیت و ناراحتی و در شرایطی که بدن در شراط خوبی نیست به بدنمان اجازه بدهیم تا ارام شود و سپس با آرامش به بحث و گفتگو در مورد موضوع بپردازیم

 

حل تعارض

و نهایتا فاصله گیری در موقع تعارض و اختلاف نیز می تواند به ما در حل تعارض و کاهش ان کمک کند.

فاصله گیری به معنای قهر کردن نیست.

فاصله گیری یعنی اینکه موقتا از یکدیگر فاصله بگیرند تا بتوانند شرایط روحی و جسمی متعادلی را پیدا نمایند.

یکی از دلایلی که موجب تشدیدتعارض و اختلاف نظر می شود این است که هنگام منازعه یکی از طرفین اصرارمی کند براینکه در یک فضا به حل مشکل در همان زمان پرداخته شود.

 

۶۹%تعارضات غیرقابل حل هستند و تنها ۳۱% از آن ها را می شود حل نمود بنابرابن با بکار بستن روش هایی که ذکر شد می توانیم این تعارض و

 اختلافات را که کاملا طبیعی ست به خوبی حل نمود واز زندگی لذت بیشتری برد.

موفق و مشتاق باشید.

سایت مهارت های زندگی و کوچینگ