روزمرگی بلای جان این روزهای ما(وبینار ” پشت به روزمرگی، رو به زندگی”)

روزمرگی،کسالت، یکنواختی و تکرار ممکنه برای خیلی ها اذیت کننده و برای عده ای عادی و طبیعی شده باشه.

از اینکه هر روز دست به کارهای تکراری می زنید خسته شدید؟

حوصله تون سر رفته از اتفاقات و آدم های تکراری اطرافتون؟

نمی دونید چرا هر چیزی که روزی آرزوی رسیدن به اون و داشتید وقتی بهش می رسید، دیگه اون جذابیت و نداره و داشتنش یکنواخت و عادی میشه براتون.

فکر می کنم دچار شدن به این معضل روزمرگی و بی حوصلگی، یکی از مهمترین چالش های حال و احوال این روزهای جامعه ماست

انفعال

کسالت

یکنواختی

بی حالی و بی حوصلگی

خستگی

تمایل زیاد به تفریح و بطالت

و…

🤔ازتون می خوام به این موضوع (یعنی روزمرگی و کسالت در زندگی) کمی جدی تر فکر کنید.
چه از این یکنواختی خسته این و چه عادی شده باشه .
در هرصورت باید براش فکری بکنید

💪 تو وبینار چهارشنبه، ۸ خرداد به این موضوع می پردازیم
هزینه سرمایه گذاری:۱۳۰۰۰ تومان

لینک ثبت نام

http://esmn.ir/ki1

 

دوره ۹۸ روزه قطب نمای درون با روش کوچینگ

 

دوره ۹۸ روزه :

قطب ­نمای درون

با روش کوچینگ

کوچ و مدرس:آزاده کیانی

(نویسنده ،واقعیت درمانگر و مربی موسسه ویلیام گلسرایران)

 

 

 

هنگامی که در خود سرمایه گذاری کنی و وجود خود

 را به پرورش ذهن، جسم و شخصیت، تا حد عالی آن

 اختصاص دهی، احساس خواهی کرد که در درونت

 دستگاه قطب نمایی کار گذاشته شده است که به تو

 می­گوید برای دستیابی به نتایج بزرگ و ارزشمند

چه کارهایی باید انجام بدهی.


(رابین شیلپ شارما-راهبی که اتومبیل فراری اش رافروخت)

 

 

با پاسخ صادقانه به تست زیر و محاسبه امتیاز نهایی، درصد نیاز خود به حضور دردوره ۹۸ روزه قطب CXQF2338­نمای درون با روش کوچینگ را بسنجید:

برای امتیاز دادن به هر جمله، میتوانید عددی بین ۱ تا ۵ در نظر بگیرید.

عدد یک نشان میدهد که آن جمله اصلاً شما را توصیف نمیکند و عدد پنج نشان میدهد که آن جمله کاملاً توصیف شماست

سایر عددها هم، وضعیتی بین این دو را نشان میدهند.

برای عدد ۱= اصلا مرا توصیف نمیکند.                 عدد ۵=کاملا شبیه به من     

 ۱-  نمیتوانم به موقع حرفم را بزنم، قاطع باشم، نظرم را بدون رودربایستی بیان کنم و نه بگویم.

۲-بیشتر اوقات احساس بی­حوصلگی و بی­حالی می­کنم و انرژی لازم برای انجام هیچ کاری را ندارم.

۳-افکار منفی زیادی دارم، حس و حال خوبی ندارم و احساس تهی بودن و بی­­هدفی میکنم.

۴-مدام با همسرم جر­و­بحث می­کنم و در روابط اصلی زندگی­ام (رابطه با اعضای خانواده، خانواده همسر و عزیزانم) دچار مشکل هستم و با آنها

نمی­توانم خوب کنار بیایم.

۵-در پیشبرد برنامه­­هایم شدیداً دچار اهمال­کاری می­شوم و انگیزه لازم جهت به نتیجه رساندن کارها و برنامه­­هایم را ندارم و مدام انجام کارهای مهم را به تعویق می­­اندازم.

۶-بیش از حد برای دوستان و عزیزانم مایه می­گذارم و در مقابل، عشق و محبتی که می­دهم را دریافت نمی­کنم.

۷-هر چه بیشتر تلاش می­کنم کمتر نتیجه می­گیرم گیج و سردرگم شدم و از تلاش کردن نا­­امید شده­ام.

۸- اعتماد­­به نفس لازم برای شروع هیچ کاری را ندارم. و با وجود داشتن ایده­های خوب از عملی کردن آنها می­ترسم.

۹-احساس می­کنم جذاب و دوست­داشتنی نیستم، زیبا نیستم و هیچ کس به من توجهی ندارد.

۱۰-مشکلات مالی زیادی دارم و تابحال نتوانستم به درآمد مورد نظرم برسم.   

۱۱-زود از کوره در می­روم، عصبانی می­شوم، نمی­توانم خشمم را کنترل کنم.

۱۲- واقعا مردد هستم که ادامه تحصیل بدهم یا نه! واقعا نمی­دانم داشتن مدرک ارشد و دکترا به موفقیت شغلی من کمکی خواهدکرد یا نه!

۱۳-احساس رضایت درونی ندارم.

۱۴-  درمواقع سختی­ها و دشواری­های زندگی، ازدرون احساس نا­امنی شدیدی می­کنم.

۱۵-نیازها، توانمندی­ها، استعداد و علایق واقعی­ام (نقاط قوت وضعفم) را نمی­شناسم.

 

نحوه امتیاز­دهی به این تست:

نمره اولیه =جمع امتیاز ۱۵ سوال *۱۰۰ 

نمره نهایی = ۷۵/نمره اولیه

تحلیل نمره: هرچه از درصد ۲۰ به درصد ۱۰۰ نزدیک می شوید، به این دوره بیشتر نیاز دارید.

اگر شما هم با یکی یا تعدادی از مسائل زیر روبرو هستید قطعاً این دوره می­تواند برایتان مفید و موثر باشد:

۱-از رفتارهای عزیزان و اطرافیانم خیلی زود می­رنجم و به همین خاطر نمی­توانم با آن­ها رابطه خوبی داشته باشم.

۲-احساس می­کنم کنترل موثری بر زندگی­ام ندارم و اوضاع و شرایط جلوی رسیدن به اهدافم را می­گیرد. کاملا گیج و سردرگم شده­ام.

۳-به محض اینکه اوضاع بر وفق مرادم نباشد، به شدت عصبی می­شوم وکنترلم را از دست می­دهم.

۴-نمی­توانم قاطعانه حرفم را بزنم. همیشه دردادن پاسخ درست مشکل دارم و نمی­توانم نه بگویم.

۵-نیاز به یک تغییر اساسی در زندگی­ام دارم اما راه و نقطه شروع این تغییر را نمی­دانم.

۶-از درآمدم راضی نیستم و با اینکه ایده­های زیادی دارم، اما برای شروع ایده­ها تردید دارم.

۷- دررابطه با همسرم دچار مشکل هستم. نمی­دانم می­توانم به این زندگی ادامه دهم یا نه؟

۸-چند هدف مهم دارم، اما نمی­دانم در حال حاضرکدام هدفم را در اولویت قرار دهم.

۹-انواع مشاوره­­ها را رفته­ام اما مسائل اصلی زندگی­ام هنوز حل نشده.

۱۰- از زندگی­ام راضی نیستم و فکر می­کنم لایق اوضاع و شرایط بهتری هستم

۱۱-دوست دارم اعتمادبه نفس بیشتری داشته باشم.

۱۲-تحمل و شکیبایی مقابله با مشکلات و چالش­های زندگی را ندارم و با کوچکترین اتفاقی به هم می­ریزم.

 

چرا تصمیم گرفتم این دوره ۹۸روزه قطب نمای درون با روش کوچینگ شخصی را برگزار کنم؟

  • به باور من مشکل اساسی اکثر مردم و همچنین، مراجعینی که در این سالها به من مراجعه نمودند این است که نیازمند ایجاد تغییراتی در سبک زندگی، عادت­ها، باورها و نگرش­های خود و مهم تر از همه، ایجاد تغییر در رفتارهایشان هستند.
  • اثر­بخشی و نهادینه شدن آموزش­ها در رفتار، یکی از دغدغه­های من و از مهم­ترین مشکلات افراد در بحث رشد و یاد­گیری است.

 این پرسش همیشه مطرح می شود که چرا آموزش­ها در رفتار و زندگی­شان تاثیر چندانی نداشته؟

  • سیستم پیگیری مستمر هفتگی، آموزش منظم و گنجاندن تکالیف و اقدامات مناسب هر فرد در برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه،

عادت­ها و رفتارهای مثبت را در زندگی شخص نهادینه می­کند که درتغییر رفتار افراد بسیار موثر است و اثربخشی آموزش را در زندگی فرد بیشتر خواهد کرد

  • کوچینگ، راهبری و یا پشتیبانی افراد در طی مسیرکار، زندگی، رشد شخصی وکسب و کار، آنها را در پیگیری، اقدام و حفظ انگیزه جهت رسیدن به اهداف و برنامه­ریزی­هایشان یاری می­کند.

 

 

به گفته انیشتین:

همان تفکراتی که شما را به جایگاه فعلی تان رساندند، شما را از رسیدن به جایی که می­خواهید بروید، بازمی­دا­رند.

 

کوچینگ چیست؟

(این تعریف و معرفی کوچینگ بر اساس تعریف موسسه کوچینگ و راهبری رای مانا، نماینده رسمی موسسه  انتخاب آمریکا Academy of Choice می­باشد)

کوچینگ یک قلمرو در حال شکوفایی است که افراد شاغل در حرفه ها و شاخه های مختلف علمی در آن فعالیت می کنند. همگان می­توانند از خدمات کوچینگ بهره ببرند. اشخاص حقیقی و مدیران سازمانی با دریافت خدمات کوچینگ می­توانند کیفیت زندگی و محیط کار و کیفیت روابط شخصی و حرفه ای خود را بهبود بدهند. انسان ها با دریافت خدمات کوچینگ علاوه بر توانمند شدن می­توانند برای دیگران هم یک منبع ارزشمند و در دسترس باشند.

فوایدکوچینگ                                                                                                                                                         

 

۱-این مدل کوچینگ بر اساس مدلی مبتنی بر تئوری انتخاب است. نظریه ای مستدل که به وضوح به چرایی و چگونگی رفتار انسان می پردازد.

۲-کوچینگ، هنر ایجاد و حفظ رابطه­ها­ی موثر است. ما در نقش کوچ و در بستری از روابط کیفی به توسعه افراد می­پردازیم

۳-ما به عنوان کوچ به مراجعان گوش می­کنیم، نقاط قوت، توانمندی­ها، نیاز­ها و خواسته­های آنها را می­کاویم و به آنها کمک می­کنیم تا براساس نقاط قوت و توانمندی­هایشان اقدام کنند.

۴-تمرکز ما در این مدل بر روی مشکل نیست. ما برای پیدا کردن راه­حل به بررسی تمام راه­ها می پردازیم. این رویکرد همواره باعث ایجاد انرژی و مثبت اندیشی می­شود.

۵-محیط آموزش­های ما کاملا کیفی و مبتنی بر آموزش های ویلیام گلسر و ادوارد دمینگ می­باشد

۶-آموزش ها و کوچینگ مبتنی بر خود ارزیابی ست بدین معنی که مدام در طی فرآیند، فرد رفتارهایش را مورد ارزیابی قرار می­دهد.

نقش کوچینگ در رشد و موفقیت ما

کوچینگ با رویکرد تئوری انتخاب:

کوچینگ با رویکرد انتخاب یک فرآیند پویا و پنج مرحله­ای قوی و آزمون شده است.در این فرآیند پویا پس از محیط سازی به مراجع کمک می­شود تا خواسته­های اصلی/ اهداف خود را بشناسد،کارهایی­که تاکنون انجام داده است را شناسایی کند، آنها را ارزیابی کند، بر اساس نتایج کارهایش، سایر گزینه ­ها را بررسی کند و در نهایت یک نتیجه عملی برای رسیدن به خواسته/هدف خود تنظیم و در جهت آن، اقدامات مشخص عملی انجام دهد و مرتب خود را ارزیابی کند.

 

ما در بحث آموزش باچند دسته افراد مواجه هستیم:

گروه ۱: یادگیری و آموزش را بعنوان راه­حل ایجاد تغییر در زندگی نمی­دانند.(۸۰% کل جامعه)

گروه ۲: یادگیری و آموزش را برای ایجاد تغییر در زندگی­شان ضروری می­دانند.(۲۰% کل جامعه)                     گروه ۲ شامل دو دسته­اند

دسته اول: به آموزش و یادگیری اهمیت می­دهند اما پیگیری مستمر در این زمینه ندارند. (۱۵ % ازکل جامعه اهل یادگیری)

دسته دوم: آموزش را جزو لاینفک زندگی­شان تلقی کرده ، بطور مستمر و جدی آنرا پیگیری می­کنند و موفق به ایجاد تغییر درزندگی­شان شده­اند.

(۵% کل جامعه اهل یادگیری)

  (دکتر علی صاحبی به نقل از آخرین آمار و پژوهش های موسسه گالوپ)

سوال مهم: لطفا به این سوال خیلی خوب فکر کنید!

شما جزو کدام گروه  از ۲ گروه بالا هستید؟

(البته اگر تا به اینجای این جزوه را مطالعه کردید،پس جزو گروه دوم محسوب می­شوید،

اما اینکه جزو ۱۵ % باشید یا ۵% انتخاب با شماست

 

 

 

موضوعات جلسات آموزشی آنلاین، طی دوره ۹۸ روزه “قطب نمای درون”:

۱-راههای افزایش عزت نفس و احساس ارزشمندی

۲-بهبود یادگیری و تاثیرآموخته­ها دررفتارما

۳-خودشناسی _ ویژگی­های خودمان را بهتر بشناسیم (شناخت ارزش ها، نیازهای اساسی)

۴-از این زندگی چه می­خواهم؟ (تعیین خواسته­ها و هدف­گذاری )

۵-چگونه سبک کتابخوانی حرفه ای خودم را پیدا کنم ؟

۶-روشن­سازی اهداف و اقدام عملی جهت رسیدن به آنها بابرنامه­ریزی هوشمندانه  

۷- مدیریت رفتار، مدیریت زندگی

۸-تمرین خودآگاهی با نوشتن.

۹- چشم انداز و رسالتم در زندگی چیست؟ (به کمک شناخت توانمندی­ها)

 ۱۰-مشاوره خودم با یادگیری خود­ارزیابی.

۱۱- سبک زندگی من

۱۲-شیوه نگرش ما (نگرش ایستا و نگرش پویا)

 

 

 

 

 

 

۱-راههای افزایش عزت نفس و احساس ارزشمندی

کمبود عزت نفس موجب می‌شود در تصمیم­گیری‌ها برای دانش، نگرش، تجربه و الگوهای ارزشی خودمان،‌ به اندازه‌ی دیگران، اعتبار قائل نباشیم و به همین دلیل، برای اطرافیان سهمی بیش از آنچه باید، در تصمیم‌گیری‌های شخصی خود قائل شویم.”  (محمدرضا شعبانعلی)

کمبود عزت نفس ریشه بسیاری از مشکلات رفتاری و ذهنی ماست. یکی از مهم­ترین چالش­هایی که افراد در زندگی با آن مواجهند و بسیاری اوقات از آن بی­اطلاعند مشکل کمبود عزت­نفس است. نشانه­های زیر می­تواند به دلیل کمبود عزت نفس باشد:

  • اگر خودم را لایق محبت دیگران ندانم.
  • تحمل موفقیت دیگران برایم سخت باشد.
  • مدام خودم را با دیگران مقایسه کنم.

-نقش عزت نفس در روابط، محیط کار و زندگی

البته افراد راحتتر هستند افسرده و مضطرب باشند و دیگران را مقصر بدانند تا اینکه روی عزت نفسشان کار کنند. بسیاری از مشکلاتی که افراد در روابط عاطفی­شان، محیط کار، روابط زناشویی، ارتباط با دوستان و..تجربه می­کنند حاصل عزت نفس پایین است. احساس نا­­­امنی در رابطه عاطفی و عدم اعتماد به طرف مقابل که آیا به اندازه کافی مرا دوست دارد، طبیعتاً می‌تواند برای وی آزاردهنده بوده و کیفیت رابطه‌ی عاطفی را کاهش دهد. کاهش کیفیت رابطه عاطفی، می‌تواند نقطه شروع بسیاری از آسیب‌ها و خطرات در یک رابطه باشد.

_ چک کردن همسر در جمع ها به دلیل نگرانی از توجه او به افراد دیگر و یا توجه دیگران به او

_ مقایسه دائمی خودم با اطرافیانم و اینگه آیا شایسته این رابطه یا ازدواج هستم یا نه؟

_خودخوری های مداوم به دلیل اینکه خودم را کمتر و پایین تر از دیگران می بینم.

کارکردن بر روی عزت­نفس هزینه دارد اما ارزشش را دارد که در هر حال با افزایش عزت نفس و احساس ارزشمندی­مان، از درون، احساس قدرت کنیم و خودمان را بیش از هر زمان دیگری بپذیریم.”      ( آزاده کیانی )

۲-بهبود یادگیری و تاثیرآموخته­ها دررفتارما

مایادگرفتن را یادنگرفتیم. (محمدرضاشعبانعلی)

باور رایج و مرسومی وجود دارد که ما گشت وگذار در شبکه های اجتماعی و خواندن مطالبی پراکنده در موضوعات مختلف از کانال ها، سایت ها و صفحات مختلف را بعنوان مطالعه و یادگیری محسوب می­کنیم. غافل از اینکه یادگیری اصول و قواعد خودش را دارد و ما نیاز داریم منسجم و آگاهانه یاد بگیریم و از این نکته مهم غافل نشویم که اگر مطالبی که می­خوانیم و می­آموزیم تغییری در رفتار ما و زندگی ما ایجاد نکند پس ما هنوز یاد نگرفتیم.

در این بخش به توضیح نحوه یادگیری صحیح و اثرگذار می­پردازیم و می­خواهیم اتلاف زمان در یادگیری را به حداقل برسانیم..

۳-خودشناسی ( ویژگی­های خودمان را بهتر بشناسیم ) (شناخت ارزش ها، نیازهای اساسی)

ارزش همان کیفیتی­­ست که فرد همواره می­خواهد در طول زندگی خود تجربه کند. ارزش ­ها همان قطب نمای ما هستند که مسیر صحیح را به ما نشان می ­دهند همان چیزهایی هستند که به خاطرشان زندگی می­کنیم و حتی حاضریم به خاطرشان بمیریم. شناخت ارزش­ها به ما کمک خواهد کرد تا به جای زندگی کردن با ارزش­هایی که جامعه، اطرافیان و شرایط زندگی به ما القاء می­کند، ارزش های خودمان را زندگی کنیم.

اگر ما نتوانیم ارزش های خود را در زندگی، تعیین و مشخص کنیم، ناچاریم با ارزش­های دیگران، ارزش های تحمیلی جامعه، خانواده و دوستانمان زندگی کنیم. این خود عامل ناخشنودی و عدم رضایتمان در زندگی خواهد بود.

نیازها همان ویژگی­های ژنتیکی هستند که با آنها به دنیا می­آییم. پنج نیاز اساسی انسان از نگاه تئوری انتخاب در این مبحث قرار می­گیرد و با شناخت بیشتر نیازهای خود می توانیم جهت ارضای این نیازها، رفتارهای موثر و آگاهانه­ای را انتخاب کنیم.

۴- از این زندگی چه می­خواهم؟ (تعیین خواسته ها و هدف­گذاری )

هیچ­وقت نمی­توانی تیری را به هدفی بزنی که آن را نمی بینی        رابین شیلپ شارما

تا­­­بحال چند بار در پایان سال، برای سال بعد برنامه­ریزی کردید و اهدافی را مشخص کردید؟ چند درصد از اهدافتان محقق شدند؟ آیا از هدفگذاری ناامید شدید؟ یا به خودتان می­گویید برای من که فایده­ای ندارد؟؟ هدفگذاری اصولی دارد که باید بیاموزیم.

افراد هدفمند نتایج  بهتری در زندگی به دست می­آورند و دستاور­دهای بهتری دارند. افرادی که می­دانند به کجا می­روند، احتمالا زودتر به مقصد برسند. اگرمقصد خود را ندانید، این خطر وجود دارد که ساعت­ها و روزها بروید ولی به دور خود بچرخید. این یعنی شما در زندگی حضور دارید ولی رشد و ترقی و پیشرفت نمی­کنید. (دکترعلی صاحبی)

۵-چگونه سبک کتابخوانی حرفه ای خودم را پیدا کنم ؟

 قاعدتا یکی از بهترین راههای کسب آگاهی خواندن کتاب است. کتاب ما را با عقاید، نظرات، زندگی­ها، فرهنگ­ها و سرزمین­های ناشناخته­ای آشنا میکند که فرصت تجربه آنها را نداریم. و این آشنایی دری بسوی آگاهی بیشتر و نگرش عمیق تر نسبت به جهان هستی و زندگی می­گشاید. جامعه کتابخوانی نداریم. در خانواده­های ما خواندن کتاب هنوز بعنوان عادت در نیامده. کتابفروشی­های ما همچنان خلوت است. اما این غفلت عمومی از کتاب تاوان دارد و جامعه ما سال­هاست در حال هزینه این تاوان است. چرا ما بعنوان اعضای این جامعه شروع به ایجاد این تغییر ضروری، یعنی راه دادن آگاهی در خود، خانواده و فرزندانمان نکنیم؟؟

تاوان این غفلت: آمار وحشتناک طلاق، عدم وجود عشق و محبت در روابط، رفتارهای نا آگاهانه و عادتی، فرزندپروی ناموفق، عدم شناخت خود و دیگران، درک نادرست از وقایع و اتفاقات پیرامون، تاب­آوری پایین و عدم مدیریت احساس و هیجان است.

 

 

 

۶-روشن­سازی اهداف و اقدام عملی جهت رسیدن به آنها با برنامه­ریزی هوشمندانه  

یکی از دغدغه های افراد این است که نمی­توانند آرزوها و خواسته­هایشان را عملی کنند و در تحقق خواسته­ها بطور مداوم دچار شکست می­شوند.

اگر ایده ای به ذهنتان رسیدتا  ۱۰ %  شانس موفقیت دارید.

اگربتوانیدایده تان را آگاهانه اجرا کنید تا  ۲۵% شانس موفقیت دارید.

درصورتی که برنامه زمان بندی داشته باشید تا ۴۰% شانس موفقیت دارید.

اگرپلن گام به گام و اجرایی داشته باشید تا  ۵۰%……

اگربه خودتان و کسی قول بدهید تا   ۶۵%……

اگر مربی یا فرد با تجربه ای در کنارتان باشد تا ۹۵ % شانس موفقیت دارید.(کن بلانچارد)

بنابراین در دوره ۹۸ روزه قطب نمای درون با روش کوچینگ تلاش می کنیم با آموزش اصول برنامه ریزی هدفمند و کمک و پیگیری به افراد جهت تحقق برنامه­ها، البته با توجه به تلاش و مصمم بودن خود فرد، بتوانیم به نتایج مورد نظرمان دست یابیم.

۷- مدیریت رفتار، مدیریت زندگی

ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم      (ارسطو)

داستان جالبی برایتان تعریف می کنم:

درباره مردی که به سرعت و چهارنعل با اسبش می­تاخت. این طور به نظر می رسید که جای خیلی مهمی می­رفت. مردی که کنار جاده ایستاده بود فریاد زد: <<کجا می روی؟ >> مرد اسب سوار جواب داد:  << نمی دانم، از اسب بپرس! >>  

این داستان زندگی ماست. سوار بر اسب عادت­­­هایمان می­تازیم، بدون اینکه بدانیم کجا می­رویم.

بسیاری از کارهای روزمره ما نا­­آگاهانه و از روی عادت است. ساعت­ها در شبکه های اجتماعی می­گردیم، پای تماشای تلویزیون می­نشینیم، در افکار منفی خود غوطه­ور می­شویم و با کوچکترین تنشی سر­و­صدا راه می­اندازیم. غافل از اینکه بسیاری از رفتارهای عادتی قابل جایگزین و تغییر هستند. همه ما کم­­و­­بیش عادت­هایی داریم که ناخود­آگاه درحال انجامشان هستیم، بدون اینکه کنترلی بر روی این عادت­ها داشته باشیم. حال اینکه این عادت­ها تا چه حد ما را به اهداف و خواسته­هایمان نزدیک یا دور می­کند، موضو ع بحث ما در دوره است.

بزرگ­ترین مشکل انسان این است که نمی تواند تنها در اتاقش بنشیند و بزرگترین مشکل یک کارمند این است که نمی تواند در دفتر کار خود تنها بنشیند، پریز تلفن را بکشد و بدون اینکه حتی بگذارد حواسش را پرت کنند، در­باره راه­های موفقیت در کار یا زندگی خود فکر کند.    (مارک فیشر)

اگر در گفته مارک فیشر بیشتر تامل کنیم می­بینیم که آنقدر درگیر کارهای روتین و روزمره هستیم که زمانی بین کارهایمان برای فکر کردن، ارزیابی خود و بررسی دلایل شکست ها و تحلیل موفقیت­هایمان باقی نمی­ماند.

۸تمرین خودآگاهی با نوشتن

همیشه شاهد هستیم که مردم رویاها و آرزوهای خود را به حداقل کاهش می­دهند. از کجا بدانید چه می­خواهید؟ از کجا بدانید چه اهدافی دارید؟ چگونه می­توانید روی انبوهی از ایده ها تمرکز کنید و آنها­یی که مهم هستند را شناسایی نمایید؟ نوشتن به شما نشان می دهد چه مسیری را باید طی کنید. ثبت افکار و ایده ها باعث می شود تمام حواس انسان درحالت آماده باش قرار بگیرد و توجه بیشتری به اطراف خود داشته باشد.

۹- چشم انداز و رسالتم در زندگی چیست؟ (به کمک شناخت توانمندی­ها)

پرفسور مارتین سلیگمن، بنیانگذار روانشناسی مثبت نگر و مبدع نظریه شادمانی اصیل و بهزیستی همه جانبه، می­گوید:

<< اگر چنین باور داشته باشیم که غیر از پرورش و به­کارگیری فعال توانمندی­ها و فضایل فردی، می­توانیم راه میان بر دیگری به سوی شادمانی و خشنودی اصیل پیدا کنیم، ما نیز به فوج عظیم جمعیتی می­پیوندیم که در اوج برخورداری از ثروت و رفاه فراوان، در فقر و تنگدستی معنوی و احساس عمیق ناخشنودی به سر می­برند.>>

به نظر پرفسور سلیگمن جستجو و تجربه هیجانات مثبت که منجر به شادی می­شود، بدون پرورش و به­کار­گیری توانمندی­های شخصی و خصیصه­های نیکو به پوچی، بیهودگی، خمودی، افسردگی و سطحی نگری می انجامد.

۱۰-مشاوره خودم با یادگیری خود­ارزیابی.

نتایج عالی از سوالات عالی شروع می­شود.  (جوزف ادوارز)

طرح سوالات خوب، بهترین پاسخ را برای ما به ارمغان می­آورد.

پاسخی که از دیگران دریافت می­کنیم کمک چندانی به ما نمی­کند، بلکه پرسش­هایمان از خود، بهترین راهنمای عمل ماست.

فن پرسشگری مهارتی ست که باید بیاموزیم. تفکر سوالی به ما کمک می کند به طور مولد فکر کنیم نه واکنشی، و عاقلانه انتخاب کنیم نه این که فقط واکنش نشان دهیم. در بیشتر اوقات ما بجای تفکر، عکس­العمل نشان می­دهیم و از این نکته غافلیم که تغییر واقعی همیشه با یک تغییر در فکر شروع میشود.

۱۱- سبک زندگی من

سبک زندگی همان مدل زندگی کردنمان و همه کارهایی است که از صبح تا شب انجام می­دهیم. همه کارهای ریز و درشتی که انجام می­دهیم سبک زندگی ما را می­سازد و ما را به اهدافمان نزدیک و یا از آنها دور می­کند. مشکلی که وجود دارد این است که مدل یا سبک زندگی­مان است که ما را به سطح دلخواه یا مورد نظرمان می رساند. اگر از میزان درآمد، شغلمان، دوستانمان، وزنمان، خرج کردن­مان، تفریح و مسافرت و….راضی نیستیم، پس باید به فکر سبک جدیدی در زندگی­مان باشیم تا به سطح دلخواهمان برسیم.

۱۲-شیوه نگرش ما (نگرش ایستا و نگرش پویا)

یکی از دلایلی که به شرایط مطلوبمان در زندگی نمی­رسیم این است که چه نگرشی نسبت به اتفاقات و شرایط متفاوت در زندگی داریم؟ آیا نگرشم به زندگی یک نگرش ایستاست که می­خواهم همین الان همه چیز را در اختیار داشته باشم، به شانس و اقبال معتقدم و اعتقادی به تلاش کردن ندارم یا نگرش پویا دارم و معتقدم انسان با تلاش و برنامه ریزی به اهدافش می رسد؟ چگونه نگرش پویا را در خود تقویت کنم و چگونه با رشد این نگرش در مسیر زندگی، در حیطه های مختلف خانواده، مالی، روابط اجتماعی، شغل، معنویت، تحصیل، سلامت و تفریح بتوانم تعادل خوبی برقرار کنم.

۱۳-مرور سرفصل های دوره
در نهایت به مرور هر ۱۲ سرفصل می­پردازیم تا هم بازخورد شرکت کنندگان از مسائل مطرح شده را داشته باشیم و هم دوستان، مشکلات و ابهامات خود را مطرح نمایند تا به آن ها پاسخ داده شود.

در امرآموزش ما خیلی بیشتر از دریافت اطلاعات، به پیگیری آموزش­های داده شده نیازمندیم که تلاش ما بر این است که در دوره قطب­نمای درون با پیگیری آموزش­ها به تاثیرگذاری بیشتر آنها کمک کنیم.

 

 

 

 

حالا من چند سوال از شما می پرسم:

تا به­ حال چه دوره­ هایی گذرانده­اید؟

آن دوره ها چه مزیت هایی داشت و به چه موضوعاتی پرداخت؟

چه موضوعاتی مورد علاقه شماست و ترجیح می­دهید در این دوره به آن پرداخته شود؟

شما می­توانید پاسخ خود را در باکس زیر بنویسید.

و یا می­توانید با شماره ۰۹۰۲۲۲۸۷۷۱۵ تماس بگیرید تا طی هماهنگی، مکالمه ای با شما در این زمینه داشته باشم.

 

 

 

 

 

 

شاید این سوالها برای شما پیش بیاید که:

سوال ۱ : تفاوت این دوره با دوره های دیگر چیست؟ آیا این دوره برای من تکراری نیست؟

پاسخ :

شاید بخشی از این آموزش­ها برایتان آشنا باشد اما در این دوره همه مفاهیم، عمیق سازی خواهد شد.

تا وقتی دانسته هایمان به کارمان نیاید و در زندگی­مان اثر نگذارد و باعث تغییر در رفتارمان نشود، فقط انباشت اطلاعات است و تاثیرچندانی به حال زندگی­مان ندارد .

به این موضوع دقت کنید که مباحثی که آموختید چند درصد موجب ایجاد تغییر در رفتار و عملکرد شما شدند؟

چه مطالبی از دوره های قبل در ذهن شما حک شدند؟

” اگر از هر دوره و یا آموزشی شما بتوانید ۵% مطالب را یاد بگیرید و در زندگی­تان به کار ببرید یعنی شما نتیجه خیلی خوبی از آن دوره گرفتید. ” (دکتر علی صاحبی)

سوال ۲: آیا آنلاین بودن آموزش ها از کیفیت آن کم نمی کند؟

از مزایای آموزش آنلاین این است که:

  • در وقتتان صرفه­ جویی می­شود.
  • از هر مکانی (فقط با داشتن یک موبایل یا تبلت و یا لب تاب و اینترنت) می­توانید در کلاس شرکت کنید.
  • گرفتار مشکلاتی چون ترافیک و رفت و آمد نمی­شوید.

به دلیل داشتن مزیت­های آموزش آنلاین این نوع آموزش هم اکنون در سراسر دنیا اجرا می­شود و به دلیل فوایدی که در بالا شمردیم، مورد استقبال هم قرار گرفت.

در حال حاضر خودم کوچ دارم و جلسات کوچ ما هفته­ای یکبار بصورت تصویری و آنلاین برگزار می­شود و کیفیت جلسات بسیار بالاست و خللی در اهداف من و کوچم ایجاد نکرده است.

و همچنین مدت سه سال است که در دوره های آنلاین شرکت می­کنم که هم این کاستن از رفت و آمد، موجب ذخیره شدن زمانم شد و در بیشتر موارد کیفیت این دوره ها از دوره­های حضوری بیشتر است.

سوال ۳ :دوره ۹۸ روزه قطب نمای درون چه تفاوتی با دوره­های دیگر دارد می­کند؟

۱-پیگیری مخاطب از طریق کوچ فردی.

 ۲-تمرکز بر حل مسئله و اولویت­ یا مهمترین دغدغه حال شما.

۳-ادغام آموزش و کوچینگ، جهت تاثیرپذیری و عمیق سازی بیشتر آموزش­ها.

۴-گرفتن بازخورد بعد از هرجلسه آموزش و دادن فرصت کافی به مخاطب جهت بکار­گیری و تجربه آموخته­ها.

۵-ایجاد تغییراتی در سبک زندگی و عادت­های شما در جهت و همسو با خواسته ­ها و رسالت زندگی­تان

۶-شرکت در دوره از هر شهر و کشوری و امکان شرکت در دوره آنلاین و مشاوره آنلاین در موقعیت مکانی مورد نظر مراجع

 

مدت زمان دوره چند روز است و چگونه برگزار می شود؟

مدت زمان دوره:  ۳ ماه است  (۱۲ هفته) +  یک هفته جمع بندی

  هر هفته یک جلسه کوچ فردی به مدت ۹۰ دقیقه (بصورت حضوری یا غیرحضوری یا ترکیبی از هردو)

+ هر هفته یک جلسه آموزش آنلاین ۲ ساعته در یک روز و ساعت مشخص که به افراد مشخص می­شود (وبینار= سمینارآنلاین)

جمع بندی کل دوره  طی یک هفته (جلسات کوچ فردی و جلسات آنلاین بطور جداگانه)

تاریخ برگزاری دوره از(  ۱/۰۳/۹۸  (اول تیر)خواهد بود).

“”مهلت ثبت نام تا ۲۴ خرداد خواهد بود“”

 

 

مبلغ سرمایه گذاری این دوره:

 

حالت اول:

پرداخت بصورت نقدی

مبلغ سرمایه گذاری دراین دوره:     ۰۰۰/۵۰۰/۱    تومان بصورت نقدی خواهدبود.

که با کمک ثبت نام زمان دار:   ( تا ۱۵ خرداد با ۲۰% تخفیف   ۰۰۰/۲۰۰/۱  تومان )

واریز مبلغ از ۱۶ خرداد تا ۲۴ خرداد مبلغ ثبت نام  ۰۰۰/۵۰۰/۱  تومان خواهد بود.

حالت دوم:

پرداخت  بصورت اقساط سه ماهه:

مبلغ ثبت نام:     ۰۰۰ /۹۰۰/۱  تومان

نحوه پرداخت ۳ ماهه:    ۰۰۰/۵۰۰ تومان پیش پرداخت  و دو قسط ۰۰۰/۷۰۰ تومانی

حالت سوم:

پرداخت بصورت اقساط ۶ ماهه:

مبلغ ثبت نام:   ۰۰۰/۵۰۰/۲   تومان

نحوه پرداخت اقساط ۶ ماهه:

۰۰۰/۴۰۰ تومان پیش پرداخت و ۶ قسط ۰۰۰/۳۵۰ تومانی طی ۶ ماه به همراه یک چک ضمانت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آفتاب به گیاهی می تابد که سر از خاک بیرون آورده باشد.   لئو تولستوی

 

هزینه این دوره کمی گران نیست؟؟

  شاید. اما گران درمقایسه با چه چیزی؟؟!

بهتر هست بجای­ واژه هزینه، از سرمایه­گذاری استفاده کنیم. چون آموزش هزینه نیست بلکه یک سرمایه­گذاری بلندمدت و پایداراست.

اگر بخواهیم مبلغ دوره را با قیمت یک جنس یا خدماتی مقایسه کنیم:

  • هزینه یکبار رنگ کردن مو و رسیدگی به ناخن و پوست برای خانم­ها
  • یک دست کت و شلوار نه چندان عالی برای آقایان
  • قیمت یک مانتو و شلوار و روسری برای خانم ها
  • قیمت ۳۰ عدد پیتزا

 

حالا یک سوال مهم:

آیا تغییراتی که در طول دوره و پس از پایان این دوره برایتان رقم می­خورد، یا تغییر باورها و نگرش شما نسبت به وقایع اطرافتان، آرامشی که به دست می­آورید، بالا رفتن عزت نفس و احساس ارزشمندی­تان، بهتر شدن حالتان با خودتان، شناخت نیازها و ارزش­ها و رسالتتان در زندگی، داشتن احساس قدرت در تصمیم­گیری­های مهم زندگی و ساختن و بهترکردن روابط مهم زندگی مثل ارتباط با همسر، نامزد، فرزند، دوستان و همکاران و لذت بردن از این روابط، کنترل موثر بر زندگی و بر رفتارهایتان، ارزش این سرمایه گذاری را ندارد؟ آیا دستاوردهای شما پس از پایان دوره در مقایسه با یک دست لباس اضافه تر و یا ۳۰ بارخوردن یک غذای مضر و یا مرتب و زیبا بودن به مدت دوماه، قابل مقایسه است؟

آیا آرامشی که حین این تغییرات بدست می­آورید، را می­توان با موارد بالا (لباس و غذا و آرایش) مقایسه کرد؟

 

 

 

اگردراین دوره شرکت نکنم چه اتفاقی میفتد؟

واقعا اتفاق خاصی نمی­افتد. میلیون­ها نفر در کشور ما و میلیاردها نفر در کل جهان، در حال زندگی کردن هستند، اما هیچ آموزشی در مورد مهارت های رشد و توسعه فردی که منجر به بهتر زندگی کردنشان می­شود را نمی­بینند.

اما تعداد معدودی از افراد هستند که برای رشد خود سرمایه­گذاری می­کنند، برنامه ریزی دارند و آموزش برایشان از نان شب هم واجب­تر است.


بطور شفاف در پایان این دوره چه چیزی به دست می آورید؟

۱-به بزرگترین دغدغه و مشکل زندگی تان پرداخته خواهد شد.

۲-نیازها و ارزش های مهم و مطلوب زندگی­تان را می شناسید تا با کمک آن ها بتوانید هدف اصلی زندگی خود را مشخص کنید.

۳-با انتخاب سبک زندگی مختص خودتان درراه رسیدن به اهدافتان گام های موثر­تری برمی­دارید.

 ۴-بتوانید مهمترین روابط زندگی­تان را بهبود ببخشید و از آن ها لذت ببرید.

۵-هدف و معنای والاتری برای زندگی می­یابید.

۶-در پایان دوره یک برنامه جهت تعیین اولویت ها و اهدافتان خواهید داشت.

۷-عادت زیبای کتاب خواندن و چندین عادت خوب دیگر مانند نوشتن هرروزه، برنامه­ریزی، هدف­گذاری ماهیانه و سالیانه را خواهید آموخت.

۸-عزت نفس و احساس ارزشمندی تان بالاتر خواهد رفت.

۹-آموزش­ها برایتان عمیق سازی خواهد شد و شیوه های یادگیری موثررا می­آموزید.

 

 

تصویری از یکی از کارگاههای برگزار شده

کارگاه راهبری شخصی

 

 

 

مدرس دوره: آزاده کیانی

  • مربی موسسه ویلیام گلسر ایران 
  • واقعیت درمانگر
  • پژوهشگر و محقق در زمینه رشد و توسعه مهارت های فردی
  • نویسنده کتاب”حلقه ای اززنجیر من باش”                                                                                            
  •   برگزارکننده بیش از ۱۰۰ جلسه کارگاه و دوره آموزشی
  • برگزارکننده بیش از ۱۰۰ جلسه کتابخوانی
  • مدیرسایت azadehkiani.com  

                                   

                        تلگرام و اینستاگرام :                                azadekianij                 

                          شماره تماس:                                     ۰۹۰۲۲۲۸۷۷۱۵

                 شماره تماس موسسه:                                 ۴۲۰۳۱۴۹۸  -۰۱۱

                آدرس موسسه آهنگ رشد :                            خیابان ساری   یاس۲۹  بعداز مهر۴

 

مسئول ثبت نام و هماهنگی ها:                 خانم زریون     ۰۹۱۱۸۹۴۲۷۱۶

 

 

بهبودفردی

تقویت عزت نفس و احساس ارزشمندی

 عزت نفس به چه معناست؟

عزت نفس اینقدر شبیه اعتماد به نفس است که خیلی ها فکر می کنند همان اعتماد به نفس است دیگر؟؟!!

اما عزت نفس، همان اعتماد به نفس نیست

عزت نفس به معنی احترام به خود است

همان احساس ارزشمندی داشتن از درون است

اینکه بدانم من بعنوان یک  انسان فارغ از رنگ پوستم و تحصیلات و خانواده و میزان درآمدم دارای ارزش و احترام هستم

چطور احساس ارزشمندی و عزت نفس می تواند به رشد و تعالی شخصیت ما کمک کند

احساس ارزشمندی به چه معناست؟؟

احساس ارزشمندی به معنای نگرش فرددر مورد خودش است.

چه نظری در مورد خوددارد

در مورد خود و توانمندی های خود چگونه فکر می کند؟ و چقدر برای خود بعنوان یک انسان ارزش و احترام قائل است؟

همه این ها تعریف عزت نفس و یااحساس ارزشمندی ست. اینکه خودم رابپذیرم و  ضعف ها و قوت های خودرانیز بپذیرم.

بهبودفردی

تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس

به دلیل تشابه این دو کلمه شاید در معنای این دو نیز دچار اشتباه شویم 

اعتماد به نفس به معنای کارکرد و عملکرد فرددریک زمینه خاص است  

اما عزت نفس حس ارزشمندی شخص است و ربطی به توانمندی ه و نحوه انجام کار ندارد

بلکه احساس و نگرشی ست که شخص نسبت به خود دارد

مثلا امیر تبحرخاصی در دروازه بانی فوتبال دارد

بنابراین می شود گفت امیر بااعتماد به نفس دروازه بانی می کند

چون در این زمینه بسیار توانمند است وبه توانمندی خود ایمان دارد

امااگربگوییم امیر عزت نفس بالایی در این رشته دارد

به این معناست که امیر هردر وازه بان دیگری که هم سطح و یا پایین تر و یابالاتر از او باشد را نیز دوست دارد و به او احترام می گذارد.

و این ارزشمند و محترک دانستن خود و دیگران به معنای احساس ارزشمندی ست.

اینکه این احساس ارزشمندی و داشتن عزت نفس چه تاثیری بر بهبود فردی و رشد شخصی ما دارد در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

بهبودفردی

عوامل موثردر احساس ارزشمندی و عزت نفس

-پذیرش بدون قید و شرط خویشتن

یکی از اصول مهم عزت نفس و بهبود این است که خودمان راباهمه ضعف و قوت خود بپذیریم 

خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم

و معیارهای باارزش بودنمان را به داشته ها و دستاوردهایمان معطوف نکنیم.

ما انسانیم و هر انسانی در این دنیا منحصربه فرد و یونیک است.

بنابراین همه انسان ها در برخی از ویژگی ها عالی و در برخی خوب و در برخی دیگر متوسط و ضعیف هستند.

علی رغم نگرش  انسان ها نسبت به یکدیگر که قوت ها ی هم را می بینند و ضعف ها آنچنان دیده نمی شود

همه انسان ها در کنار نقاط قوتشان که خیلی هم مشهود است

نقاط  ضعف و نقاط متوسطی از ویژگی ها را دارند که چندان به نظر نمی اید.

داشتن هدف و برنامه ریزی

-یکی از لازمه های داشتن عزت نفس و احساس ارزشمندی، داشتن یک زندگی هدفمند است.

زندگی هدفمند یک زندگی با هدف و برنامه  است

اینکه تکلیفم با روز و هفته و ماه و سالم روشن است.

چشم انداز مشخصی دارم و می دانم که از زندگی چه می خواهم.

هدف امسالم چیست؟

هدف سال بعدم چیست؟

هرف  ۳سال و ۵  سال آینده ام چیست؟

اگر پاسخ مشخصی برای این سوال ها داریم پس زندگی مان هدفمند است.

انسان های هدفمند احساس ارزشمندی بیشتری دارند و عزت نفس بیشتری دارند

بهبودفردی

نقش بهبودفردی در بهبودکیفیت زندگی

نقش بهبود فردی

داستان من به ۱۰ سال پیش برمی گردد.

وقتی به عکس هایم در آن سال ها نگاه می کنم یک چهره ناامید می بینم که از زندگی خسته شده بود

و واقعا تعجب می کنم از اینکه واقعا چقدر من در این سال ها رشد کردم و بزرگ شدم(البته بزرگ شدن به معنی رشد کردن)

در روابطم دچار مشکل بودم نسبت به اکثر آدم های اطرافم بدبین و بی اعتماد و مدام در حال شکایت و غرزدن از شرایط موجود.

تا اینکه بعد از سال ها انتظار بعنوان مدیر اجرایی یک موسسه خصوصی استخدام شدم.

از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم

خوشحال و سرخوش از اینکه به آرزوی خودم رسیدم و بعد از این همه تلاش و تحصیل بالا خره می تواننم در یک شغلی مفید و موثر باشم

اما این خوشحالی هم چندی نپایید و من دوباره ناراضی و شاکی از شرایط موجود.

شرایط کاری برای من با دو فرزند بسیار سخت شده بود 

ساعت کار موسسه هم صبح و هم عصر بود و من چاره ای جز پذیرش آن نداشتم

اما سال ۹۴ بود که تصمیم گرفتم تغییری در زندگی ام ایجاد کنم ئست به اقدامی بزنم

شروع به جستجو و مطالعه کردم تا بالاخره تصمیم گرفتم آموزش هایی در زمینه تدریس و مهارت های مورد علاقه ام ببینم

از همان سال آموزش را آغاز کردم و تا به امروز حتی یک روز دست از تلاش و آموختن برنداشتم

یک سال بعد از آن تصمیم مهم از کارم استعفا دادم و با تمام تمرکز و علاقه به مطالعه و تحقیق در زمینه مهارت های رشد و توسعه فردی پرداختم.

سبک زندگی ام تغییر کرد

من بدون اسنثناء هرروز کتاب می خواندم

هرروز می نوشتم  تدریس می کردم  و بیشتر و بیشتر یاد می گرفتم.

تا به امروز که در حال نوشتن این مقاله هستم ۱۰ سال از آن روزها می گذرد و من خیلی تغییر کردم ، رشد کردم ، بزرگ شدم و از زندگی لذت بیشتری می برم

روابطم با عزیزانم روز به روز در حال بهتر شدن و کیفیت زندگی ام هم همینطور

من همه این تغییرات در خودم ، سبک زندگی ام و روابطم را مدیون انتخاب یک چالش پردردسر اما زیبا هستم.

مسیری که طی این سال ها طی کردم بسیار سخت و همچنین دلپذیر بود

آیا شما حاضرید این سختی و دلپذیری را در کنار هم داشته باشید؟

تصویر یکی از کارگاههایم

بهبود فردی شمارا به یاد چه کلمه دیگری می اندازد؟

بهترشدن

رشد کردن

پیشرفت

تغییر و ….

همه این کلمات می توانند درست باشند اما آنچه از همه آن ها مهم تر است رشدو تغییر است تغییر بهترین کلمه ای است که برای بهبود به آن نیازداریم

البته در ویکی پدیا بهبود به معنای:

نیکو شدن و خوب شدن است

و چه معنای زیبایی برای رشد شخصیت انسان

نیکوشدن آن

و خوب شدن

بله ما برای بهبود خودمان و بهتر شدنمان به تغییر نیاز داریم

آیا احساس می کنیم که درجاهایی از زندگی، به تغییر نیاز داریم؟؟

یااینکه یک جاهایی اززندگی مان درست نیست و باید عوض شود؟!

فکر می کنید چه چیزی موجب این تغییر می شود؟

پدر و مادر؟

سرمایه و پشتوانه مالی؟

همسر؟

شانس و اقبال؟

پژوهش ها نشان می دهد که عوامل محیطی مانند خانواده، کشور،ثروت و امکانات، در رش و تغییر زندگی انسان ها تاثیر گذار است اما تعیین کننده نیست.

مسلما کسی که در یک کشور پیشرفته به دنیا آمده باشد و یا در خانواده ای تحصیلکرده  نمی تواند به اندازه کسی که در یکی از روستاها ی دور افتاده یک کشور نه چندان پیشرفته  زندگی می کند شانس برابری برای پیشرفت داشته باشد .

مسلما اثرگذار است، اما تعیین کننده نیست.

برگزاری نشست کتابخوان در کتابخانه ها

 

چرا بهبود فردی و تغییر؟؟

در اطرافم افراد زیادی را می شناسم که همیشه از وضعیت اقتصادی شاکی هستند

البته کاملا حق دارند اما این نالیدن دردی از وضعیت اقتصادی آن ها کم نمی کند

چون هیچ قدمی در راستای بهتر شدن وضعیت زندگی شان برنداشتند

نسبت به سال های گذشته هیچ تغییری در سبک کار و زندگی و وضعیت مالی خانواده ایجاد نشد

هیچ رشدی نداشتند و همچنین هیچ بهبودی هم در وضعیت زندگی شان حاصل نشد

چطور می توان بدون هیچ رشد و بهبودی انتظار تغییر داشته باشند

تغییر زمانی بوجود می آید که از نظر ذهنی و فکری به رشد قابل قبولی برسیم

زمانی می توان در اوضاع اقتصادی ، وضعیت جسمی و روحی، روابط بین فردی و ..بسیاری از موارد دیگر تغییر ایجاد کرد که به تکامل لازم از لحاظ ذهنی رسیده باشیم.

 

بهبودفردی

 

تغییر چه زمانی اتفاق می افتد؟

تغییر ، برآیند و محصول حرکت است.

تغییر زمانی اتفاق می افتد که:

بیاموزیم و آموخته هایمان را به عمل تبدیل کنیم

 بهتر درک کنیم و بیشتر فکر کنیم

باورهایمان را به چالش بکشیم

مهارت های زندگی رابیاموزیم

با دیگران ارتباط موثر برقرار کنیم

و خودمان تصمیم به این تغییر بگیریم و تصمیم بگیریم که به رشد و بهبود خودمان کمک کنیم.

بنجامین هاردی در کتاب خواستن توانستن نیست می گوید:

عامل مهم و اثرگذار در ایجاد تغییر این است که محیطتان را تغییر دهید

از دیدگاه هاردی محیط نقش اساسی  و تعیین کننده ای در رشد و تغییر انسان دارد

شاید این سوال را از خودتان بپرسید که:

پس من که در ایران به دنیا آمدم پس هیچ ایدی به تغییر نداشته باشم؟

مسلما پاسخ خیر است

انسانهای زیادی از دل فقر و گرسنگی، شرایط بد اقتصادی و جوامعی نه چندان مدرن رشد کردند و توانستند رویاهایشان را محقق کنند.

 

 

بهبودفردی

تعریف دیگری از بهبودفردی:

بهبود فردی و رشد شخصی به معنی رشد و بهبود خودمان در راستای  ساختن یک زندگی متعادل و داشتن رضایت و خشنودی اززندگی

و رشد و تعالی درراستای ارزش ها و اهداف است.

واینکه انسان در جهت رشد و بهبود شخصیت خود قدم های موثری بردارد

حتما همه شما انسان های فعال و باانگیزه و هدفمندی در اطراف خود دیده اید که :

به آموزش علاقمندند

کتاب می خوانند

در کلاس ها و سمینارهای آموزشی شرکت می کنند

کمتردرگیرروزمرگی های زندگی می شوند

و به رشد خود اهمیت می دهند.

از نظر خیلی از مردم ، رشد و تغییر ضرورت ندارد و در اولویت زندگی قرار ندارد

شاید تنها زمانی به فکر تغییر بیفتیم که در بخشی از زندگی شخصی یا شغلی و حرفه ای خود دچار چالشی عمیق شویم

در روابط زناشویی خود دچار مشکل شویم

بعنوان یک رئیس با کارمندان خود ارتباط خوبی نداشته باشیم

بعننوان یک معلم با دانش آموزان خود

و بعموان یک والد با فرزند خود دچار چالش های جدی شویم

آنچه در این شرایط  می تواند به ما کمک کند تا در حل این مسائل دست به انتخاب های بهتری بزنیم ایجاد تغییر در طرز فکر، باورها و رفتار است.

بعنوات یک کوچ در جلسات کوچینگ با مراجعینم بارها و بارها شاهد این داستان بودم

گه افراد مشکلاتشان را ناشی از کم کاری، بی توجهی، نادانی و بی مسئولیتی دیگران می دانند و به نقش خود در این مشکل چندان آگاه نیستند.

 

خوشبختی حاصل احساس ماست

تغییر رفتار، تغییر احساس

بهبودفردی و اصول اساسی آن

 

نکته مهمی که این انسان های موفق را متفاوت ساخت این بود که آن ها به رشد و بهبودشان توجه نمودند

آن ها هدفمند بودند و برای رسیدن به اهدافشان برنامه ریزی و سپس اقدام می کردند.

افرادی که به بهبود فردی و رشد شخصی اهمیت می دهند

در مسیر موفقیت همواره دست از تلاش برنمی دارند

و با شکست های متوالی ناامید نمی شوند

دنیا برایشان با شکست خوردن به پایان نمی رسد

و از نگاه دیگری به زندگی و شکست ها و پیروزی هایش  نگاه می کنند.

به قول پروفسور کارول دوئک:

این افراد دارای ذهنیت پویا و یا رشد یافته اند

در مقابل افرادی که دارای ذهنیت ایستا و ثابت هستند

افراد با هویت و طرزفکر رشد هرگز ناامید نمی شوند و همچنان به هدف خود متعهد هستند

اما افراد با هویت ایستا با کوچکترین مشکلی از پا در می آیند و دست از تلاش می کشند

این افراد معمولا ادامه نمی دهند و می گویند<< هرچه تلاش می کنم فایده ای ندارد>>

و همچنین ارتباط موثربا خود برقرار می کنند

این حرف ها،انگیزشی و جوگیرانه نیست

قصدمن در این مقاله ارائه حرف های زیبای انگیزشی که حال همه را موقتاخوب می کند نیست.

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنم

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنید

داشتن انگیزه خوب است

اما نمی خواهم با این حرف ها موقتا انرژی بگیرید و خیلی زود از یادتان برود

می خواهم به این موضوع عمیق نگاه کنید

موضوع ساده است اما هرکار ساده ای آسان نیست

کتاب های انگیزشی زیادی در بازار هستند که با خواندنشان حالمان خوب می شود

انگیزه می گیریم

می نشینیم و شروع به نوشتن برنامه می کنیم

چند کتاب را ردیف می کنیم که بخوانیم

و یا اینکه به خودمان قول می دهیم

از فردا صبح زودتر از خواب بیدارشویم

اما چندین ماه می گذرد و ما هنوز تغییری ایجاد نکرده ایم

اینگونه افراد اغلب چنین می گویند

نمی دونم چرا اینقد خسته و بی حالم؟؟

اصلا رمق ندارم

صبح بیدار شدن خیلی سخته

اصلا تمرکز ندارم که کتاب بخونم

تا کتاب و باز می کنم فکم هزار جا میره

مگه چند سال می خوایم زندگی کنیم که اینقدر به خودمون سخت بگیریم

همه اونایی که به خودشون خیلی سخت گرفتن آخرش چندان نتیجه خاصی نگرفتند و…

بهبودفردی

نیچه می گوید:

“””هرکه چرایی برای زندگی داشته باشد با هر چگونگی خواهد ساخت””

کسانی که دلیل مشخص و قدرتمندی برای انجام کارها و تعیین اهدافشان دارند

براحتی بی انگیزه نمی شوند و با مواجهه با مشکلات ناامید نمی شوند.

داشتن چرایی و دلیل زندگی و معنا و هدف به ما کمک می کند که با انگیزه و قدرتمند پیش برویم

ناامید نشویم

از شکست نترسیم

و همواره در راه رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم.

چرایی زندگی تان راپیدا کنید

چطور می توانیم دلیل و چرایی زندگی مان را بیابیم؟

اندرو متیوس می گوید

ماموریت شمادرزندگی “بی مشکل زیستن “نیست

باانگیزه زیستن است”

بهبودفردی

۱-کار موردعلاقه تان راانجام دهید و از کارکردن لذت ببرید

اگرهم در حال حاضر از کارخود لذت نمی برید و به حقوق و درآمد این کار نیاز دارید برای آینده برنامه ریزی کنید و مهارت هایتان را در جهت تغییر شرایط کاری افزایش دهید.

“”همیشه بیشترازحقوقتان کارکنید روزی خواهدرسید که بیشتر از کارتان حقوق بگیرید

اگر کارتان را دوست داشته باشید این نشانه ها در شماوجوددارد.

صبح ها به راحتی از خواب بیدار می شوید و نمی خواهید بیشتر استراحت کنید-

در هنگام کار نمی دانید زمان چگونه می گذرد-

-نتیجه تلاش اهمیت کمتری خواهدداشت

۲-به دنبال علایق و خواسته های قلبتان باشید نه علایق و خواسته های دیگران

اغلب انسان ها مهندس می شوند چون پدر آرزوی مهندس شدن پسرش راداشت

پزشک می شوند چون مادر دلش می خواست فرزندش پزشک شود

نوازنده می شوند چون پدر و مادر نوازنده بودند و فرزندشان را تشویق به این کار نمودند

امامشکل اینجاست اگر بجای اینکه با قلب خود تصمیم بگیریم با علایق و آرزوهای پدرو مادر و … تصمیم بگیریم

در مرحله ای اززندگی که خیلی هم دور نیست

به این نتیجه می رسیم که برای این کار ساخته نشدیم

و نه بهبودفردی در کارخواهدبود و نه رشد شخصی

زمانی می توانیم به رشد و بهبود فردی خود کمک کنیم که درراستای علایق،

اشتیاق و خواسته های قلبی مان زندگی خواهیم کرد

واین زندگی زمینه خوبی را برای رشد و بهبودفردی فراهم می کند.

 

مشتاق و موفق باشید

 

 

 

 

یافته های جدیدعلمی

یافته های جدیدعلمی(علم عصب شناسی و ژنتیک)

یافته های جدید علمی در زمینه عصب شناسی و ژنتیک انقلابی بزرگ در روانشناسی و علوم عصبی و ژنتیک بوجود آورد که در نوع خود بی نظیر است.

در گذشته دانشمندان ژنتیک و عصب شناس براین عقیده بودند که

ژن های یک انسان تغییر نمی کند و تا پایان عمرش به همان شکل باقی می ماند

و همچنین مغز انسان و نرون های مغزی تغییری نمی کنند و مغز به همان شکل اولیه پس ازرشد باقی می ماند.

با انقلاب بزرگی که در یافته های جدید علمی دانشمندان این دو شاخه مهم بوجود آمد دانشمندان به این نتیجه رسیدند که :

هم ژن انسان و هم مغز انسان قابل تغییراست و در طول سالیان دراثر آموزش هایی که می بیندو رفتارهایی که از خود بروز می دهدتغییر می کند.

طی این پژوهش ها دانشمندان دریافتند که مغز خاصیت پلاستیسیتی دارد که به آن نروپلاستیسیتی می گویند.

خاصیت پلاستیسیتی به چه معناست؟

خاصیت پلاستیسیتی به این معنی ست که مغز مانند پلاستیک قابلیت انعطاف پذیری دارد

و نرون های مغز مدام در صورت تکرار رفتاری مسیرعصبی ماندگاری ایجاد می کنند

و در اثر انجام ندادن آن رفتار مسیرهایشان از بین می رود.

و همچنین در مورد ژن ها نیز به این یافته مهم دست یافتند که

ژن نیز قابلیت تغییر دارد

و تحت تاثیر اموزش و رفتارها و اعمال و افکار ی که افراددارند دچارتغییر می شوند.

پژوهشی که در این زمینه انجام شد

جداسازی دوقلوهایی بود که پس از به دنیا آمدنشان در دو محیط متفاوت و تحت آموزش های کاملا متفاوت قرار گرفتند و بعد از چند سال  (دی ان ای) آنها مورد آزمایش قرار گرفت

و در کمال ناباوری دیده شد که :

دی ان ای این دو خواهر تغییر کرد و دیگر یکسان نیست.

واین انقلاب بزرگی در علم عصب شناسی و ژنتیک بوجودآورد

تاثیرشگرف این انقلاب برسرنوشت بشر

هدف از عنوان نمودن این یافته تاثیر شگرف آموزش و پرورش و افکار و اعمال ما در ژن و مغز ماست.

مساله مهمی که  در این مقاله می خواهیم به آن بپردازیم  این است که

افراد معمولا خودرا مسئول ناکامی ها و رفتارهای خود نمی دانند و وراثت، شرایط جامعه ،پدر و مادر،مشکلات اقتصادی و… می دانند.

در صورتی که سهم جامعه و وراثت و شرایط زندگی در میزان رضایت و خشنودی مااززندگی

حدود ۵۰ الی ۶۰% است.

پس دریافتیم که سهم ما در پیشرفت و تعالی شخصیت و رشد و بهبود فردی و راهبری شخصی بسیاربسیار زیاد است.

یافته علمی مهمی که تابحال نمی دانستیم

آنچه که می خوانیم انچه که می نویسیم

آنچه که می آموزیم و همه انچه که رفتار می کنیم و فکر می کنیم و عمل می کنیم

در نرون های مغز ما و در ژن ما تاثیرگذار بوده و آن هارا تغییر می دهد.

بسیار جالب است که حتی آهنگی که گوش می کنیم

و متن آهنگی که زمزمه می کنیم در این تغییر موثراست.

موسیقی اصیل و زیبای ما نقش مثبت و بزرگی در این راستا دارد.

اشعار و متون وزین شعرای ما و همچنین کتابهای زیبایی که در سطح جهانی منتشر می شوند چه نقش شگرفی در تغییر ما خواهند داشت.

تاثیرآموزش برزندگی ما

اینکه زمان هایی از عمرمان را به اموزش سپری کنیم

و مهارت های مورد نیازمان اعم از مهارت های ارتباطی ،مهارت های زندگی و مهارت های حرفه ای شدن در تخصصی که داریم رابیاموزیم

همه و همه از ما انسان متفاوتی خواهدساخت که با انسان دیروز و پارسال کاملا متفاوت است.

از ما انسان دیگری خواهدساخت

  انسانی که در مسیر رشد و بالندگی قدم گذاشته و به بودن و شدن می اندیشد نه بدست آوردن و داشتن.

تئوری انتخاب چه می گوید؟

براساس تئوری انتخاب و یافته های دکتر ویلیام گلسر ما رفتارهایمان را انتخاب می کنیم و مسئول رفتارها و اعمالمان هستیم.

درمقاله موفقیت درزندگی در این زمینه بطور مفصل توضیح داده شده است.

https://goo.gl/8Aw79D

اگر تئوری انتخاب را با این یافته های علمی درآمیزیم به این نتیجه خواهیم رسید که

کافی ست برای انسان متفاوتی شدن متفاوت رفتار کنیم

و متفاوت بیندیشیم و برای روزها و ماهها و سالهایمان برنامه و هدف داشته باشیم.

قدر ساعت ها و زمان هایی که داریم را بدانیم

انتخاب های روزا نه ما مهمند به ان ها اهمیت بدهیم

مطالعه و آموختن را هیچ گاه کنار نگذاریم و همیشه در حال آموختن باشیم

هدفمند و با انگیزه زندگی کنیم

نیازهای اساسی خودرا بشناسیم و با تامین نیاز هایمان به تعادل برسیم

و به روابط خود اهمیت بدهیم

و سعی کنیم با توجه به روابطمان  و بهبود این روابط به رشد و تعالی بیشتر خود کمک کنیم

و به خشنودی و رضایت بیشتری در زندگی دست پیداکنیم.

ما در مقابل رشد و تغییرخود مسئولیم

پس با این پژوهش ها و یافته های زیبایی که تا بحال در موردشان صحبت کردیم

در می یابیم که ما تا چه اندازه در تغییر خود و در رشد خود مسئولیم بله مسئولیم!!!!

حال که به اهمیت افکار و اعمالمان پی بردیم پس باید به رفتارها و کردارهایمان توجه ویژه ای داشته باشیم

در این مقاله تلاش کردم تا تاثیر غیرقابل تصور آموزش را موردبررسی قرار دهم .

امیدوارم با آشتی مردم با آموزش بتوانیم به رشد و اعتلای جوامع کمک کنیم و در نهایت آن ها رادررسیدن به خشنودی و رضایت درونی یاری دهیم.

آیا مقاله رضایتمندی راخوانده اید؟

https://goo.gl/ZqEtBb

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

 

 

 

 

داستان حلقه و زنجیر چیست؟

داستان حلقه و زنجیر چیست؟

اجازه بدهید داستان دوستی را تعریف کنم که مسئولیت اجرایی شرکت تولیدی را به عهده داشت و در کارش بسیار موفق بود و شخصیت محبوبی هم داشت. این دوست با تغییر اعضای هیات مدیره شرکت و تغییر در اعضای هیات رئیسه نتوانست با آنها ارتباط خوبی برقرار کند واین موجب بوجود آمدن مشکلات بسیاری شد از جمله عدم اعتماد رئیس به او و ازدست دادن انگیزه خودش برای بهبود عملکرد و عدم رضایت شغلی خودش شد که به دلیل عدم ارتباط با او و عدم اطلاع از دلایل بسیاری از کارها از او ناراضی بودند.واین موجب شد راندمان شرکت افت کرده و در فکر تغییرنیرویی باشند که تا چندی قبل بسیار موفق بود.

تاثیر برقراری ارتباط مناسب یا نامناسب را در احوال و روحیاتمان هم میتوانیم ببینیم .اینکه چقدر وقتی شروع به صحبت میکنیم سوءتفاهم ها برطرف شده و حس بهتری داریم .ویا چقدر با تایید و همدردی با دیگران در خودمان و آنها حس رضایت ایجاد میکنیم و وقتی از دید دیگران به مسائل نگاه میکنیم چه بازخورد خوبی از این درک متقابل می گیریم.

در خانواده هم این موضوع بسیار بااهمیت بوده وخود تعیین کننده بسیاری از خوشی ها و ناخوشی هاست.افراد تحصیل کرده ای را می شناسم که قادر به برقراری روابط عاطفی خوبی با همسر وفرزندانشان نیستند و از طرفی در اقوام بسیار نزدیک خانواده هایی می بینم که علی رغم اینکه تحصیلات چندانی ندارند اما در روابط عاطفی با فرزندان و همسر بسیار موفق هستند. بنابراین صرفا میزان تحصیلات تعیین کننده داشتن مهارت کافی برقراری ارتباط موثر نخواهد بود.در این کتاب زنجیر همان ارتباط و حلقه ها همان کسانی هستند که این زنجیر را تشکیل می دهند .خانواده ،همکاران ،جامعه ، دوستان حلقه های این زنجیرند.این کتاب راهکارهای عملی جهت ایجاد تغییر در رفتار و روابط را آموزش می دهد.آموزشی که مدیران،کارمندان، پدران ، مادران، فروشندگان و صاحبان کسب و کار به آن نیاز داشته و حلقه های زنجیرشان را به کمک آن بلندتر خواهند ساخت.