بهبودفردی

بهبودفردی با تقویت عزت نفس

بهبودفردی با احساس اررزشمندی و تقویت عزت نفس رابطه مستقیم و عمیقی دارد

چطور احساس ارزشمندی و عزت نفس می تواند به رشد و تعالی شخصیت ما کمک کند

احساس ارزشمندی به چه معناست؟؟

احساس ارزشمندی به معنای نگرش فرددر مورد خودش است.

چه نظری در مورد خوددارد

در مورد خود و توانمندی های خود چگونه فکر می کند؟ و چقدر برای خود بعنوان یک انسان ارزش و احترام قائل است؟

همه این ها تعریف عزت نفس و یااحساس ارزشمندی ست. اینکه خودم رابپذیرم و  ضعف ها و قوت های خودرانیز بپذیرم.

بهبودفردی

تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس

به دلیل تشابه این دو کلمه شاید در معنای این دو نیز دچار اشتباه شویم 

اعتماد به نفس به معنای کارکرد و عملکرد فرددریک زمینه خاص است  

اما عزت نفس حس ارزشمندی شخص است و ربطی به توانمندی ه و نحوه انجام کار ندارد

بلکه احساس و نگرشی ست که شخص نسبت به خود دارد

مثلا امیر تبحرخاصی در دروازه بانی فوتبال دارد

بنابراین می شود گفت امیر بااعتماد به نفس دروازه بانی می کند

چون در این زمینه بسیار توانمند است وبه توانمندی خود ایمان دارد

امااگربگوییم امیر عزت نفس بالایی در این رشته دارد

به این معناست که امیر هردر وازه بان دیگری که هم سطح و یا پایین تر و یابالاتر از او باشد را نیز دوست دارد و به او احترام می گذارد.

و این ارزشمند و محترک دانستن خود و دیگران به معنای احساس ارزشمندی ست.

اینکه این احساس ارزشمندی و داشتن عزت نفس چه تاثیری بر بهبود فردی و رشد شخصی ما دارد در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

بهبودفردی

عوامل موثردر احساس ارزشمندی و عزت نفس

-پذیرش بدون قید و شرط خویشتن

یکی از اصول مهم عزت نفس و بهبود این است که خودمان راباهمه ضعف و قوت خود بپذیریم 

خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم

و معیارهای باارزش بودنمان را به داشته ها و دستاوردهایمان معطوف نکنیم.

ما انسانیم و هر انسانی در این دنیا منحصربه فرد و یونیک است.

بنابراین همه انسان ها در برخی از ویژگی ها عالی و در برخی خوب و در برخی دیگر متوسط و ضعیف هستند.

علی رغم نگرش  انسان ها نسبت به یکدیگر که قوت ها ی هم را می بینند و ضعف ها آنچنان دیده نمی شود

همه انسان ها در کنار نقاط قوتشان که خیلی هم مشهود است

نقاط  ضعف و نقاط متوسطی از ویژگی ها را دارند که چندان به نظر نمی اید.

داشتن هدف و برنامه ریزی

-درزندگی هدف داشته باشیم و برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی کنین

 

بهبودفردی

نقش بهبودفردی در بهبودکیفیت زندگی

بهبود فردی شمارا به یاد چه کلمه دیگری  آن باشد می اندازد؟

بهترشدن

رشد کردن

پیشرفت

تغییر و ….

همه این کلمات درست هستند اما آنچه از همه آن ها مهم تر است رشدو تغییر است تغییر بهترین کلمه ای است که برای بهبود به آن نیازداریم

البته در ویکی پدیا بهبود به معنای:

نیکو شدن و خوب شدن است

و چه معنای زیبایی برای رشد شخصیت انسان

نیکوشدن آن

و خوب شدن

بله ما برای بهبود خودمان به تغییر نیاز داریم

آیا احساس می کنیم که درجاهایی از زندگی خود به تغییر نیاز داریم؟؟

یااینکه یک جاهایی اززندگی مان درست نیست و باید عوض شود؟!

فکر می کنید چه چیزی موجب این تغییر می شود؟

پدر و مادر؟

سرمایه و پشتوانه مالی؟

همسر؟

شانس و اقبال؟

نه متاسفانه و یا خوشبختانه هیچ کدام از موارد الا نه به تغییر ما و نه به بهبود فردی ما کمک نخواهد کرد .

تنهاچیزی که عامل اصلی بهبود فردی و ایجادتغییر در زندگی ماست خودمان هستیم

خداوند در قرآن می فرماید:

خداوند وضعیت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگراینکه خودشان برای تغییر اقدام نمایند

چرا بهبود فردی و تغییر؟؟

بهبودفردی

در اطرافم افراد زیادی را می شناسم که همیشه از وضعیت اقتصادی شاکی هستند

البته کاملا حق دارند اما این نالیدن دردی از وضعیت اقتصادی آن ها کم نمی کند

چون هیچ قدمی در راستای بهتر شدن وضعیت زندگی شان برنداشتند

نسبت به سال های گذشته هیچ تغییری در سبک کار و زندگی و وضعیت مالی خانواده ایجاد نشد

هیچ رشدی نداشتند و همچنین هیچ بهبودی هم در وضعیت زندگی شان حاصل نشد

چطور می توان بدون هیچ رشد و بهبودی انتظار تغییر داشته باشند

تغییر زمانی بوجود می آید که از نظر ذهنی و فکری به رشد قابل قبولی برسیم

زمانی می توان در اوضاع اقتصادی ، وضعیت جسمی و روحی، روابط بین فردی و ..بسیاری از موارد دیگر تغییر ایجاد کرد که به تکامل لازم از لحاظ ذهنی رسیده باشیم.

تغییر چه زمانی اتفاق می افتد؟

تغییر زمانی اتفاق می افتد که

 بهتر درک کنیم

بهتر فکر کنیم

دیدگاه بهتری داشته باشیم

مشکلاتمان را باروش های حل مساله حل کنیم

مهارت های زندگی کردن بیاموزیم

با دیگران ارتباط موثر برقرار کنیم

ومهمتر از همه اینکه خودمان تصمیم به این تغییر بگیریم و تصمیم بگیریم که به رشد و بهبود خودمان کمک کنیم

بهبودفردی

تعریف دیگری از بهبودفردی:

بهبود فردی و رشد شخصی به معنی رشد و بهبود خودمان در راستای  ساختن یک زندگی متعادل و داشتن رضایت و خشنودی اززندگی

و رشد و تعالی درراستای ارزش ها و اهداف است.

واینکه انسان در جهت رشد و بهبود شخصیت خود قدم های موثری بردارد

حتما همه شما انسان های فعال و باانگیزه و هدفمندی در اطراف خود دیده اید که :

به آموزش علاقمندند

کتاب می خوانند

در کلاس ها و سمینارهای آموزشی شرکت می کنند

کمتردرگیرروزمرگی های زندگی می شوند

و به رشد خود اهمیت می دهند.

از نظر خیلی از مردم آن ها یک تخته شان کم است

شایددلیلشان این باشد که  مثل آن ها زندگی نمی کنند

متفاوت هستند

مثل صدها انسان متفاوتی که دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن می کنند

مانند ادیسون

نیوتن

انیشتین

استیو جابز

بیل گیتس

و…..

و سایر انسان های موفق که روزی رویایی در سر داشتند که مورد تمسخر دیگران قرار گرفت

آن ها به این تمسخرها توجهی نکردند

و به راهشان ادامه دادند.

بهبودفردی

یک نکته مهم در بهبودفردی

نکته مهمی که این انسان های موفق را متفاوت ساخت این بود که آن ها به رشد و بهبودشان توجه نمودند

آن ها هدفمند بودند و برای رسیدن به اهدافشان برنامه ریزی و سپس اقدام می کردند.

افرادی که به بهبود فردی و رشد شخصی اهمیت می دهند

در مسیر موفقیت همواره دست از تلاش برنمی دارند

و با شکست های متوالی ناامید نمی شوند

دنیا برایشان با شکست خوردن به پایان نمی رسد

و از نگاه دیگری به زندگی  نگاه می کنند.

و همچنین ارتباط موثربا خود برقرار می کنند

این حرف ها،حرف های زیبای انگیزشی نیست

قصدمن در این مقاله گفتن حرف های زیبای انگیزشی که حال همه را موقتاخوب می کند نیست.

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنم

دوست دارم واقع بینانه به موضوع نگاه کنید

داشتن انگیزه خوب است

اما نمی خواهم با این حرف ها موقتا انرژی بگیرید و خیلی زود از یادتان برود

می خواهم به این موضوع عمیق نگاه کنید

موضوع ساده است اما هرکار ساده ای آسان نیست

کتاب های انگیزشی زیادی در بازار هستند که با خواندنشان حالمان خوب می شود

انگیزه می گیریم

می نشینیم و شروع به نوشتن برنامه می کنیم

چند کتاب را ردیف می کنیم که بخوانیم

و یا اینکه به خودمان قول می دهیم

از فردا صبح زودتر از خواب بیدارشویم

اما چندین ماه می گذرد و ما هنوز تغییری ایجاد نکرده ایم

اینگونه افراد اغلب چنین می گویند

نمی دونم چرا اینقد خسته و بی حالم؟؟

اصلا رمق ندارم

صبح بیدار شدن خیلی سخته

اصلا تمرکز ندارم که کتاب بخونم

تا کتاب و باز می کنم فکم هزار جا میره

مگه چند سال می خوایم زندگی کنیم که اینقدر به خودمون سخت بگیریم

همه اونایی که به خودشون خیلی سخت گرفتن آخرش چندان نتیجه خاصی نگرفتند و…

بهبودفردی

نیچه می گوید:

“””هرکه چرایی برای زندگی داشته باشد با هر چگونگی خواهد ساخت””

کسانی که دلیل مشخص و قدرتمندی برای انجام کارها و تعیین اهدافشان دارند

براحتی بی انگیزه نمی شوند و با مواجهه با مشکلات ناامید نمی شوند.

داشتن چرایی و دلیل زندگی و معنا و هدف به ما کمک می کند که با انگیزه و قدرتمند پیش برویم

ناامید نشویم

از شکست نترسیم

و همواره در راه رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم.

چرایی زندگی تان راپیدا کنید

چطور می توانیم دلیل و چرایی زندگی مان را بیابیم؟

اندرو متیوس می گوید

ماموریت شمادرزندگی “بی مشکل زیستن “نیست

باانگیزه زیستن است”

بهبودفردی

۱-کار موردعلاقه تان راانجام دهید و از کارکردن لذت ببرید

اگرهم در حال حاضر از کارخود لذت نمی برید و به حقوق و درآمد این کار نیاز دارید برای آینده برنامه ریزی کنید و مهارت هایتان را در جهت تغییر شرایط کاری افزایش دهید.

“”همیشه بیشترازحقوقتان کارکنید روزی خواهدرسید که بیشتر از کارتان حقوق بگیرید

اگر کارتان را دوست داشته باشید این نشانه ها در شماوجوددارد.

صبح ها به راحتی از خواب بیدار می شوید و نمی خواهید بیشتر استراحت کنید-

در هنگام کار نمی دانید زمان چگونه می گذرد-

-نتیجه تلاش اهمیت کمتری خواهدداشت

۲-به دنبال علایق و خواسته های قلبتان باشید نه علایق و خواسته های دیگران

اغلب انسان ها مهندس می شوند چون پدر آرزوی مهندس شدن پسرش راداشت

پزشک می شوند چون مادر دلش می خواست فرزندش پزشک شود

نوازنده می شوند چون پدر و مادر نوازنده بودند و فرزندشان را تشویق به این کار نمودند

امامشکل اینجاست اگر بجای اینکه با قلب خود تصمیم بگیریم با علایق و آرزوهای پدرو مادر و … تصمیم بگیریم

در مرحله ای اززندگی که خیلی هم دور نیست

به این نتیجه می رسیم که برای این کار ساخته نشدیم

و نه بهبودفردی در کارخواهدبود و نه رشد شخصی

زمانی می توانیم به رشد و بهبود فردی خود کمک کنیم که درراستای علایق،

اشتیاق و خواسته های قلبی مان زندگی خواهیم کرد

واین زندگی زمینه خوبی را برای رشد و بهبودفردی فراهم می کند.

 

مشتاق و موفق باشید

 

 

 

 

یافته های جدیدعلمی

یافته های جدیدعلمی(علم عصب شناسی و ژنتیک)

یافته های جدید علمی در زمینه عصب شناسی و ژنتیک انقلابی بزرگ در روانشناسی و علوم عصبی و ژنتیک بوجود آورد که در نوع خود بی نظیر است.

در گذشته دانشمندان ژنتیک و عصب شناس براین عقیده بودند که

ژن های یک انسان تغییر نمی کند و تا پایان عمرش به همان شکل باقی می ماند

و همچنین مغز انسان و نرون های مغزی تغییری نمی کنند و مغز به همان شکل اولیه پس ازرشد باقی می ماند.

با انقلاب بزرگی که در یافته های جدید علمی دانشمندان این دو شاخه مهم بوجود آمد دانشمندان به این نتیجه رسیدند که :

هم ژن انسان و هم مغز انسان قابل تغییراست و در طول سالیان دراثر آموزش هایی که می بیندو رفتارهایی که از خود بروز می دهدتغییر می کند.

طی این پژوهش ها دانشمندان دریافتند که مغز خاصیت پلاستیسیتی دارد که به آن نروپلاستیسیتی می گویند.

خاصیت پلاستیسیتی به چه معناست؟

خاصیت پلاستیسیتی به این معنی ست که مغز مانند پلاستیک قابلیت انعطاف پذیری دارد

و نرون های مغز مدام در صورت تکرار رفتاری مسیرعصبی ماندگاری ایجاد می کنند

و در اثر انجام ندادن آن رفتار مسیرهایشان از بین می رود.

و همچنین در مورد ژن ها نیز به این یافته مهم دست یافتند که

ژن نیز قابلیت تغییر دارد

و تحت تاثیر اموزش و رفتارها و اعمال و افکار ی که افراددارند دچارتغییر می شوند.

پژوهشی که در این زمینه انجام شد

جداسازی دوقلوهایی بود که پس از به دنیا آمدنشان در دو محیط متفاوت و تحت آموزش های کاملا متفاوت قرار گرفتند و بعد از چند سال  (دی ان ای) آنها مورد آزمایش قرار گرفت

و در کمال ناباوری دیده شد که :

دی ان ای این دو خواهر تغییر کرد و دیگر یکسان نیست.

واین انقلاب بزرگی در علم عصب شناسی و ژنتیک بوجودآورد

تاثیرشگرف این انقلاب برسرنوشت بشر

هدف از عنوان نمودن این یافته تاثیر شگرف آموزش و پرورش و افکار و اعمال ما در ژن و مغز ماست.

مساله مهمی که  در این مقاله می خواهیم به آن بپردازیم  این است که

افراد معمولا خودرا مسئول ناکامی ها و رفتارهای خود نمی دانند و وراثت، شرایط جامعه ،پدر و مادر،مشکلات اقتصادی و… می دانند.

در صورتی که سهم جامعه و وراثت و شرایط زندگی در میزان رضایت و خشنودی مااززندگی

حدود ۵۰ الی ۶۰% است.

پس دریافتیم که سهم ما در پیشرفت و تعالی شخصیت و رشد و بهبود فردی و راهبری شخصی بسیاربسیار زیاد است.

یافته علمی مهمی که تابحال نمی دانستیم

آنچه که می خوانیم انچه که می نویسیم

آنچه که می آموزیم و همه انچه که رفتار می کنیم و فکر می کنیم و عمل می کنیم

در نرون های مغز ما و در ژن ما تاثیرگذار بوده و آن هارا تغییر می دهد.

بسیار جالب است که حتی آهنگی که گوش می کنیم

و متن آهنگی که زمزمه می کنیم در این تغییر موثراست.

موسیقی اصیل و زیبای ما نقش مثبت و بزرگی در این راستا دارد.

اشعار و متون وزین شعرای ما و همچنین کتابهای زیبایی که در سطح جهانی منتشر می شوند چه نقش شگرفی در تغییر ما خواهند داشت.

تاثیرآموزش برزندگی ما

اینکه زمان هایی از عمرمان را به اموزش سپری کنیم

و مهارت های مورد نیازمان اعم از مهارت های ارتباطی ،مهارت های زندگی و مهارت های حرفه ای شدن در تخصصی که داریم رابیاموزیم

همه و همه از ما انسان متفاوتی خواهدساخت که با انسان دیروز و پارسال کاملا متفاوت است.

از ما انسان دیگری خواهدساخت

  انسانی که در مسیر رشد و بالندگی قدم گذاشته و به بودن و شدن می اندیشد نه بدست آوردن و داشتن.

تئوری انتخاب چه می گوید؟

براساس تئوری انتخاب و یافته های دکتر ویلیام گلسر ما رفتارهایمان را انتخاب می کنیم و مسئول رفتارها و اعمالمان هستیم.

درمقاله موفقیت درزندگی در این زمینه بطور مفصل توضیح داده شده است.

https://goo.gl/8Aw79D

اگر تئوری انتخاب را با این یافته های علمی درآمیزیم به این نتیجه خواهیم رسید که

کافی ست برای انسان متفاوتی شدن متفاوت رفتار کنیم

و متفاوت بیندیشیم و برای روزها و ماهها و سالهایمان برنامه و هدف داشته باشیم.

قدر ساعت ها و زمان هایی که داریم را بدانیم

انتخاب های روزا نه ما مهمند به ان ها اهمیت بدهیم

مطالعه و آموختن را هیچ گاه کنار نگذاریم و همیشه در حال آموختن باشیم

هدفمند و با انگیزه زندگی کنیم

نیازهای اساسی خودرا بشناسیم و با تامین نیاز هایمان به تعادل برسیم

و به روابط خود اهمیت بدهیم

و سعی کنیم با توجه به روابطمان  و بهبود این روابط به رشد و تعالی بیشتر خود کمک کنیم

و به خشنودی و رضایت بیشتری در زندگی دست پیداکنیم.

ما در مقابل رشد و تغییرخود مسئولیم

پس با این پژوهش ها و یافته های زیبایی که تا بحال در موردشان صحبت کردیم

در می یابیم که ما تا چه اندازه در تغییر خود و در رشد خود مسئولیم بله مسئولیم!!!!

حال که به اهمیت افکار و اعمالمان پی بردیم پس باید به رفتارها و کردارهایمان توجه ویژه ای داشته باشیم

در این مقاله تلاش کردم تا تاثیر غیرقابل تصور آموزش را موردبررسی قرار دهم .

امیدوارم با آشتی مردم با آموزش بتوانیم به رشد و اعتلای جوامع کمک کنیم و در نهایت آن ها رادررسیدن به خشنودی و رضایت درونی یاری دهیم.

آیا مقاله رضایتمندی راخوانده اید؟

https://goo.gl/ZqEtBb

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

 

 

 

 

رضایتمندی چیست

رضایتمندی چیست

رضایتمندی چیست

رضایتمندی و شادی طفل گمشده ای ست که به قول استاد شفیعی کدکنی از خلیج فارس تا دریای مازندران به دنبالش می گردند.

درواقع رضایتمندی چیست؟؟

چرا با داشتن این همه امکانات زندگی و پیشرفت تکنولوژی بازهم ناشادیم و رضایت کافی اززندگی نداریم؟؟

چرا به اندازه نسل های پیش از خود با وجود امکاناتی فراتر از داشته های آن ها شاد نیستیم؟؟

این مشکل عمده مردم ما و مردم همه کشورهاست .

اینکه رضایتمندی واقعی چیست و چگونه می توان به رضایت اززندگی رسید

مارتین سلیگمن روانشناسی که سال ها برروی شادمانی و دلایل ان تحقیق و پژوهش کرده

تیمی  از روانشناسان را به ۲۰۰ کشور دنیا فرستاد تا برروی عوامل شادی مردم تحقیق کنند.

گزارش یکی از روانشناسان

یکی از این روانشناسان به هند فرستاده شده بود

و در شهر کلکته مشغول تحقیق و پژوهش بود.

از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر به پژوهش می پرداخت

و از ساعت ۵ به بعد به گشتن در میان زاغه های کلکته می پرداخت

تا نحوه زندگی مردم زاغه نشین رابررسی نماید.

کلکته شهری ست در هندوستان که به اندازه مردمی که درخانه ها زندگی می کنند به همان اندازه زاغه نشین هستند و در زاغه ها زندگی می کنند.

وضعیت زندگی مردم در زاغه ها واقعا اسف بار است .ان ها روزی یک وعده غذا می خورند و در شرایط بسیار نابسامانی زندگی می کنند.

این روانشناس  طی گردش های خود در زاغه ها دریافت که :

در بعضی از زاغه ها خانواده ها در صلح و آرامش زندگی می کنند و در برخی دیگر اززاغه ها مدام در حال جنگ و نزاع و درگیری هستند .

درصورتی که شرایط زندگی برای همه آن ها یکسان بود و همه ان ها با حداقل امکانات  زندگی می کردند.

دلیل این تفاوت چه بود؟؟

اما دلیل این تفاوت در چه بود؟؟

دلیل اینکه عده ای از زاغه نشین ها شاد و رضایتمند بودند و برخی دیگر ناشاد و ناراضی؟؟

بعد از تحقیق بیشتر وی در یافت که دلیل این اختلاف در روابط اعضای این زاغه نشین هاست

زاغه هایی که در صلح و آرامش بودند

روابط بسیار قوی بین برادرها و خواهرها و پدرو مادر وجودداشت

و پدر بزرگ و مادربزرگ هم در آن زاغه هازندگی می کردند

و آن ها نیز روابط خوبی با فرزندان و نوه های خودشان داشتند.

در زاغه هایی که ناراضی و ناشادبودند روابط خوبی بین اعضای خانواده زاغه نشین ها وجود نداشت و برادر ها وخواهرها مدام در حال جنگ  و نزاع و درگیری بودند

و همین موجب ناشادی  آن ها و عامل اصلی این تفاوت بود.

روابط

در این تحقیق بسیار جالب سلیگمن به این نتیجه رسید که عامل اصلی شادی و رضایتمندی مردم روابط آن هاست.

اگر انسان ها به روابط با اعضای خانواده ،عزیزان و نزدیکانشان و … بهبود ببخشند و بتوانند با آن ها کناربیایند زندگی شادمانه تری خواهند داشت علی رغم اینکه وضعیت اقتصادی چندان مساعدی نداشته باشند و یا در جامعه به سامانی زندگی نکنند.

این یافته شگرف در واقعیت درمانی و تئوری انتخاب ویلیام گلسر نیز بسیار تاکید شده و اساسی ترین دلیل و تعیین کننده کیفیت زندگی خواهد بود.

ما معمولا روابطمان را بسیار دست کم می گیریم.

به بهانه های مختلف  با عزیزانمان  روابط خوبی نداریم و چندان به چگونگی روابطمان دقت نمی کنیم.

در صورتی که پژوهش های اخیر روانشناسان مطرح دنیا بر این نکته تاکید می کند که شاه کلید شادمانی و رضایتمندی روابطمان است.

 

داستان حلقه و زنجیر چیست؟

داستان حلقه و زنجیر چیست؟

اجازه بدهید داستان دوستی را تعریف کنم که مسئولیت اجرایی شرکت تولیدی را به عهده داشت و در کارش بسیار موفق بود و شخصیت محبوبی هم داشت. این دوست با تغییر اعضای هیات مدیره شرکت و تغییر در اعضای هیات رئیسه نتوانست با آنها ارتباط خوبی برقرار کند واین موجب بوجود آمدن مشکلات بسیاری شد از جمله عدم اعتماد رئیس به او و ازدست دادن انگیزه خودش برای بهبود عملکرد و عدم رضایت شغلی خودش شد که به دلیل عدم ارتباط با او و عدم اطلاع از دلایل بسیاری از کارها از او ناراضی بودند.واین موجب شد راندمان شرکت افت کرده و در فکر تغییرنیرویی باشند که تا چندی قبل بسیار موفق بود.

تاثیر برقراری ارتباط مناسب یا نامناسب را در احوال و روحیاتمان هم میتوانیم ببینیم .اینکه چقدر وقتی شروع به صحبت میکنیم سوءتفاهم ها برطرف شده و حس بهتری داریم .ویا چقدر با تایید و همدردی با دیگران در خودمان و آنها حس رضایت ایجاد میکنیم و وقتی از دید دیگران به مسائل نگاه میکنیم چه بازخورد خوبی از این درک متقابل می گیریم.

در خانواده هم این موضوع بسیار بااهمیت بوده وخود تعیین کننده بسیاری از خوشی ها و ناخوشی هاست.افراد تحصیل کرده ای را می شناسم که قادر به برقراری روابط عاطفی خوبی با همسر وفرزندانشان نیستند و از طرفی در اقوام بسیار نزدیک خانواده هایی می بینم که علی رغم اینکه تحصیلات چندانی ندارند اما در روابط عاطفی با فرزندان و همسر بسیار موفق هستند. بنابراین صرفا میزان تحصیلات تعیین کننده داشتن مهارت کافی برقراری ارتباط موثر نخواهد بود.در این کتاب زنجیر همان ارتباط و حلقه ها همان کسانی هستند که این زنجیر را تشکیل می دهند .خانواده ،همکاران ،جامعه ، دوستان حلقه های این زنجیرند.این کتاب راهکارهای عملی جهت ایجاد تغییر در رفتار و روابط را آموزش می دهد.آموزشی که مدیران،کارمندان، پدران ، مادران، فروشندگان و صاحبان کسب و کار به آن نیاز داشته و حلقه های زنجیرشان را به کمک آن بلندتر خواهند ساخت.

ارتباط موثر در جامعه

تاثیر روابط خوب در جامعه

چندی پیش تصادف سختی در یک جاده تاریک و بدون روشنایی شمال داشتیم بعد از خروج از ماشین نیاز شدید به کمک داشتیم تا ماشین را از وسط جاده تاریک برداریم تا ماشین های دیگر با آن برخورد نکرده و خطر تصادف و آسیب های بعدی به حداقل برسد اما متاسفانه هیچ ماشینی با دیدن این وضعیت ودست تکان دادن سه نفر در کنار و وسط جاده حاضر نشد بایستد و کمک کند!!! چرا حاضر نیستیم بخاطر همدیگر به زحمت بیفتیم ؟؟ چرا نمی خواهیم کمی از زمانمان را به کمک به کسی یا کسانی که گرفتارند اختصاص دهیم؟مطمئنا دلایل جامعه شناسی مختلفی برای این اتفاق وجود دارد اما همین مردمی که حاضر نیستند برای نجات جان همدیگر لحظه ای ترمز کنند چطور از بی فرهنگی و بی اخلاقی جامعه می نالند؟؟آیا حس نیاز به برقراری ارتباط با جامعه را داریم ؟

ایا نیازی می بینیم ارتباط موثر و صحیحی با جامعه برقرار کنیم و یا به تنهایی می توانیم از پس همه امور برآییم .کسب و کارمان به تنهایی رونق می گیرد؟حالمان بهتر می شود؟از زندگی بدون ارتباط باجامعه می شود لذت برد؟

حتما تا بحال برایتان پیش آمده که ازشماخواسته شده نوبتتان را به کسی بدهید که نمی تواند منتظر بماندو یاآدرس را برای کسی که مسیرش را گم کرده توضیح دهید.بعد از اانجام این جور کارها چه حسی داشتید؟احساس سبکبالی نداشتید؟این احساس آشناییی ست که بعد از اینکه لطفی می کنیم آنرا تجربه میکنیم.ما مردمان مهربانی هستیم که گاها و غالبا مهربانی را از یکدیگر دریغ می کنیم . صحبت کردن با همسایه ها سلام کردن به سوپری سر کوچه،لبخند زدن به نگاه معصوم بچه ها، گرفتن دست پیرزنی که نمی تواند از خیابان رد بشودو نگه داشتن در تاکسی برای آخرین نفری که پیاده می شود، همه این کارهای کوچک و کم اهمیتی که وقت زیادی از ما نمی گیرند و هزینه چندانی هم ندارند اما با انجام دادنشان نه تنها انرژی مضاعفی می گیریم بلکه عشق و محبت را در جامعه گسترش می دهیم و برای فرزندانمان الگوی زیبایی از ارتباط هستیم و ارتباط خوب و موثری با جامعه برقرار می کنیم. .ما مردمان بافرهنگی غنی هستیم که از برقراری روابط با یکدیگر می ترسیم. ما آنقدر به روزمرگی و عادتهای روزانه و ماهانه خود مشغولیم که خیلی از اوقات به فضای خارج از چهارچوب خانه و خانواده  توجهی نداریم فضایی که جامعه نام دارد و بخشی بزرگی از زمان های زندگی مان را در آن سپری می کنیم .

من و شما و ما می شود جامعه

ماطوری در مورد جامعه صحبت میکنیم گویی کل جامعه از کره دیگری هستند باید بگویم خیر جامعه ترکیبی از من و شما و خانواده های من و شماست ترکیبی از فرزندان و دوستان وآشنایان و همکاران و همسایه  های ما و همه آنهایی ست که به نوعی با هم مرتبط هستند ویا نسبتی ندارند.رفتارهای ما نوع روابط ما و نگرش ما و عملکردهای مابراساس آن نگرش بر جامعه موثراست و فرهنگ جامعه را می سازد.اگر با راننده تاکسی جروبحث می کنیم اول صبح حالش را می گیریم او دیگر حال و حوصله ندارد با چند نفر دیگر به بهانه های مختلف که چرا پول خورد ندارند و یا چرا در را محکم بستند هم جرو بحث می کند و مسافران عصبانی از جروبحث هم در سر کارخودشان این انرژی منفی را که دریافت نمودند را منعکس می کنند و این حلقه های زنجیری ست که ادامه می یابد و تاثیرش در جامعه جاری می شود.جملاتی مانند “مردم بی  فرهنگ هستند”فرهنگ آپارتمان نشینی ندارند” خیلی راحت سر همدیگر کلاه می گذارند” را به جامعه ای نسبت می دهیم که خودمان عضوی از آن هستیم و اعمال و رفتار مادرآن جاری می شودو به احتمال زیاد خیلی از اصول مدنی یک شهروند را نمی دانیم و رعایت نمی کنیم و این عدم رعایت همینطور برای همه عادت و عادی می شود.بنابراین باید ازخودمان شروع کنیم همه مشکلاتی که در جامعه می بینیم را ابتدا درخود و فرزندانمان حل کنیم اگر همه حلقه های این زنجیر برای حفظ آن تلاش کنند آن گاه روابط در جامعه رنگ دیگری خواهد داشت و موثرتر خواهدشد.

images-12

 

 

 

مهربانی های مداوم و بلند شدن زنجیرمان

 

اگر در خیابان غریبه ای حالمان را بپرسد یا به ما سلام کند فکر میکنیم حتما مارا با کسی اشتباه گرفته ویا عقل درست و حسابی ندارد . راستی چرا اینطور نسبت به مهربانی به هم بی تفاوت شده ایم؟در یکی از مسافرتهای داخلی تعدادی توریست اروپایی را در هتل می دیدیم که بدون اینکه مارا بشناسند سلام و احوالپرسی می کردند و یا سرصحبت را موقعی که با آنها سر میز صبحانه منتظرتست شدن نان بودیم باز می کردند جالب است که دیدن اینگونه رفتارها برای ما چندان مایه تعجب نیست!! اگرچه ازاین رفتارها خوشمان می آمد اما اگر یک هم وطن این کار را در شهر خودمان انجام دهد چه حسی داریم ؟کمی متعجب می شویم. لبخندزدن و سلام کردن نه انرژی از ما می گیرد نه وقتی، اما باعث می شود مهربانی نشر پیداکند .مهربانی را باید از خودمان آغاز کنیم مردم ما همین خود ما هستیم رفتارهای ماست که رفتارهای جامعه را می سازد.ارتباط با آن هاست که ارتباط موثر با جامعه را می سازد.

People abstract

 

 

به غریبه ها لبخند بزنیم ،گاهی نوبتمان را به پیرمرد یا پیرزنی که ته صف هستند بدهیم،دست آن پیرزنی که دنبال آدرس محل کار نوه اش می گردد را بگیریم و کمی از راه را با او برویم با گل ها و گیاهان و حیوانات مهربان باشیم، همیشه و همیشه تشکر کنیم نگوییم که پول دادیم وظیفه شان است و کاری نکردند. واقعا با قدردانی کردن کوچک نمی شویم قدرشناسی نشانه بزرگ منشی ماست. رعایت هر یک از این اصول موجب می شود فرهنگ جامعه رشد یابد و ارتباط در جامعه نقش پررنگ تری در روابطمان داشته باشد

 

مقاله عادت خوب کتاب خواندن

مقاله عادت خوب کتاب خواندن

شاید کاری عجیب به نظر برسد اگر کسی مدام کتاب به دست باشد ،تلویزیون تماشا نکند ،در مترو کتاب ،در تاکسی کتاب و بالاخره کوچکترین فرصتی را برای خواندن کتاب از دست ندهد .از نگاه مردم این انسان بسیار عجیب است!!
ما عادات نادرستی در زندگی روز مره مان داریم خیلی راحت و مثل آب خوردن وقتها را هدر میدهیم از شیشه ماشین به خیابان نگاه میکنیم و به مردم و به قیافه ها و طرز لباس پوشیدنشان توجه میکنیم در خانه به محض رسیدن به خانه قبل از روشن کردن چراغ تلویزیون را روشن میکنیم گویی خیلی دیر شده برای زل زدن به تصاویر رنگارنگ آن، در عین حال که به تلویزیون خیره میشویم تلگرام و اینستاگرام راهم مرور میکنیم و در صفحات مختلف مطلب میگذاریم و لایک و کامنت و ….
خلاصه هیچ فرصتی را برای مرور صفحات اجتماعی و شبکه های ماهواره ای از دست نمی دهیم و افسوس و صد افسوس که دقیقه ای رابه خواندن و اندیشیدن اختصاص نمی دهیم و این موجب میشود آموختن را از یاد برده تغییر را کنار گذاشته وبه روزمرگی روح عادت میکنیم.بله عادت میکنیم،آدمی خیلی زود عادت میکند و کافی ست بخواهد عادتهای خوب را جایگزین عادتهای بد کند آنگاه به ارزش تمام ثانیه ها و دقایق پی برده و هرگاه بخواهد روی برگرداند و به خیابان و مردم و تلویزیون و گوشی موبایل خیره شود،تلنگری به خود زده وچشمهای با ارزشش را به روی کتاب ،این گنج جاودانه خواهد گشود.

آزاده کیانی جویباری