مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری  یا مسئولیت گریزی؟کدام یک را برای خود و فرزندانمان می خواهیم؟

آموختن یا رهاکردن؟

آموزش مسئولیت پذیری از مهم ترین وظایف انسان است.

در دیگر موجودات این وظیفه توسط غریزه انجام می شود

اما  انسان بجای غریزه از ظرفیت هوش و شناخت برخوردار است

و با هوش و تفکر خود می تواند مسئولیت پذیری را بیاموزد.

پدر و مادری که احساس مسئولیت می کنند با فرزند خود رابطه عاطفی لازم را بوجود می آورند.

و با ترکیب عشق و انضباط در س مسئولیت پذیری رابه او می آموزند.

کودکان مسئولیت پذیر

کودکان دوست دارند مسئولیت پذیرشوند

اما آن ها انضباط و راههای درست رفتارکردن را نمی پذیرند

تا اینکه احساس کنند والدین به اندازه کافی به آن ها علاقمند بوده

و رابطه عاطفی بسیار قوی با والدین خود داشته باشند

.این رابطه بوجود نمی آید مگر اینکه والدین دست  از کنترل گری بردارند و زبان ساده با بچه ها بکن نکن نداشته باشند.

 

کنترل بیرونی از نگاه تئوری انتخاب

کنترل بیرونی و کنترل درونی موضوعی ست که

به شدت توسط ویلیام گلسر مورد بحث قرار گرفته و گلسر به شدت در مبحث تئوری انتخاب و واقعیت درمانی به آن پرداخته است.

یکی از مهم ترین راههای پیاده کردن اصول واقعیت درمانی کنار گذاشتن کنترل بیرونی است

که  به زبانی دیگرهمان

امرونهی کردن،کنترل گری،انتقاد و سرزنش کردن،توهین و تهدید کردن و …تمام رفتارهایی ست که حق انتخاب رااز شخص گرفته و اورا وادار به انجام کاری می کند

که به او تحمیل شده است.

شخصی که تحت کنترل بیرونی قرار می گیرد

اگرچه به اجبار تن به انجام کارمورد نظر می دهد اما هیچ رغبتی به انجام کارنداشته

و درشرایط مشابه به انجام آن تن نخواهدداد.

بنابراین با کنترل بیرونی بطور موقت به هدف خود که تحقق خواسته مان توسط دیگران است می رسیم

اما آن رفتار در افراد درونی و نهادینه نشده و آن ها همچنان با بی میلی و عدم رضایت به انجام آن کار خواهند پرداخت.

 

کنترل گری ایا موثراست

کنترل گری یا کنترل بیرونی نه تنها دررفتار افراد تغییری ایجاد نمی کند

بلکه رابطه شخص با فرد کنترل شونده به شدت تحت تاثیرقرارگرفته و تخریب می شود.

بنابراین والدینی که از سیستم کنترل بیرونی برای تربیت فرزند خود

و منضبط کردن او و یا آموختن راه و رسم زندگی و .. استفاده می کنند

روابط خوبی با فرزندان نخواهندداشت و اعتماد و ارتباط صمیمانه آن هارااز دست خواهند داد.

و همواره متعجب هستند از اینکه چرا نصیحتهای ما و مراقبت  های ما و نظارت و حساسیت مابر کارهای آن ها تاثیری براعمالشان ندارد

و آن ها راروز به روز خودرای تر و غیر منعطف تر می کند.

آموزش مسئولیت پذیری

بنابراین آموزش مسئولیت پذیری به فرزندانمان ممکن نیست

مگراینکه  رابطه ای که با آن ها می سازیم رابطه دوستانه و صمیمانه و سرشار از اعتماد و اطمینان باشدتااز این طریق راه نفوذ بر آن ها باز و هموار شود.

والدین باید دررفتار با فرزندان خود همواره بااحساس مسئولیت رفتارکنند

تا بتوانند رابطه عاطفی خودراباآن ها حفظ کنند.

کسانی که اعمالشان نسبت به فرزندشان حاکی از احساس مسئولیت نیست

این رابطه راازدست می دهند و فرزندانی مسئولیت گریز پرورش می دهند.

این فرزندان مجبورند در این دنیا دیگران را محک بزنندتا شاید آن رابطه عاطفی راکه لازمه ارضا شدن نیازهایشان است با آنهابرقرار کنند.

مسئولیت گریزی های رایج

مثال رایج دیگر در این زمینه که همه ما کم و بیش با این مورد مواجه بوده ایم

و یا دیده ایم این است که کودک می خواهد تلویزیون تماشا کند

درحالی که هنوز تکالیفش راانجام نداده

پدر و مادر با وعده و وعید و خواهش و تمنا و یا تهدید وتنبیه که

همه آن ها تلاشهایی بی نتیجه است که کودک را مسئولیت گریز می کند،

گاهی اورا متقاعد می کند امااواز آموختن واقعیت باز می ماند.

درپاسخ به معلم خود که می پرسد چرا تکالیف خودرا انجام نداده ای؟؟

اغلب پدر و مادر خودرا مقصر معرفی می کند ونه خودش را و به این ترتیب از مسئولیت پذیری می گریزد.

این کودک پدر و مادر خودرا مسبب تمام ناکامی های خود می داند

و مدام از آن ها توقع تهیه تمامی خواسته های معقول و نامعقولش را دارد و همه شکست هایش را به تامین نشدن خواسته هایش توسط پدر و مادر مربوط می داند.

این کودک به سنین نوجوانی و جوانی می رسد

و وقتی در زندگی با موقعیت دشواری روبرو می شود

،چون مسئولیت پذیری را نیاموخته است،

توان و آمادگی مقابله با آن را ندارد.

والدینی که حاضرباشندناراحتی،خشم و قهرشدیدفرزند خودرا تحمل کنندولی همچنان محکم اورا در مسیر مسئولیت پذیری نگهدارند،در حقیقت درسی را به اومی دهند که در تمام زندگی به اوکمک خواهدکرد.

مسئولیت پذیری و مسئولیت گریزی و عواقب هردو

والدینی که چنین عمل نمی کنند

درحقیقت سرمشقی برای مسئولیت گریزی آینده او در اختیارش می گذارند.

الگویی که کودک رااز ارضای نیازهایش و به تبع آن احساس ارزشمندی باز می دارد.

نکته مهم دیگری که والدین از آن غافلند این است که شرط مهم یادگیری فرزندان این است که والدین درزندگی خود، مسئولیت پذیرباشند

و نظم و انضباط داشته باشند

اگر والدین خود  ساعتهای طولانی ر ادر پای تلویزیون بگذرانند

و کتاب نخوانند و در رفتار و گفتار و کردار خود مسئولانه نشان ندهند

چندان در تربیت فرزندان مسئولیت پذیر و منضبط موفق نخواهند بود

و این دور باطل کنترل گری و تخریب رابطه،

فرزندانی را وارد جامعه خواهد کرد که نه تنها به نیازها و ارضای نیازهایشان آگاه نیستند

،بی هدف و بی انگیزه وبدون هرگونه نشاط و شوق خواهند زیست

و ما آن کودک مسئولیت گریز را درآینده ای نزدیک پدر ومادری  ناشاد وافسرده و همسری ناراضی از زندگی خواهیم دید.

باامید به اینکه فرزندانی مسئولیت پذیر و به تبع آن خانواده هایی مسئول و شادو مشتاق داشته باشیم تاجامعه ای با سلامت روحی بالا و با نشاط ایجادکنیم.

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

تئوری انتخاب و واقعیت درمانی

تئوری انتخاب وواقعیت درمانی

دکترویلیام گلسر روانپزشکی که از سال ۱۹۶۵بخاطر ابداع واقعیت درمانی در عرصه روان پزشکی معروف و شناخته شد.ایشان بعدها در سال۱۹۹۸کتاب تئوری انتخاب رامنتشرکرد

وبااین کتاب کنترل درونی و رفتار رابا کمک گرفتن از استعاره هایی چون ماشین رفتار مورد بررسی قرار داد.

گلسر معتقد است شاه کلید حل مشکلات روانشناختی انسان ها روابط است .

اوبیش از ۲۰ کتاب در زمینه  تئوری انتخاب و واقعیت درمانی در موضوعاتی چون روابط زناشویی روابط والدین و فرزندان،روابط معلمان و شاگردان و روابط مدیران و کارمندان پرداخته است.

گلسر در این کتاب ها به زیبایی از تجربیات ارزشمندخود در طی سال های درمان و پژوهش و کار درکلینیک و بیمارستان ها و مراکز نگهداری از افراد بزهکار و مدارس و ..سخن گفت .

تئوری انتخاب چه می گوید

گلسر با کتاب های خود بطور گسترده به آموزش این تئوری به مردم جهات پرداخت

و با مشاهدات و تجربیات خود به این نتیجه رسید که 

انسان ها موجودات اجتماعی هستند و برای بقاءو زنده ماندن به یکدیگر نیازمندند.

هیچ انسانی نمی تواند ادعا کند که بی نیاز از برقراری رابطه با دیگران است.

البته هیچ انسان عاقلی چنین ادعایی ندارد.

به نظر گلسر بیشتر مشکلات روانی ما از ناتوانی ما دربرقراری رابطه خوب با نزدیکان وافراد مهم زندگی مان است.

مردم معمولا جامعه،وضعیت بداقتصادی و مساعد ندانستن شرایط زندگی را دلیل نارضایتی و ناخشنودی اززندگی می دانند

در صورتی که رضایت و خشنودی اززندگی به رفتار ما به افکار ما و به اعمال ما وابسته است.

ادامه تحقیقات درزمینه واقعیت درمانی

تحقیقات روانشناسی در این زمینه نشان داده که تاثیرمحیط در میزان شادی و خشنودی ما تنها ۱۰% است

و این درحالی ست که ما انسان ها به دلیل اینکه نمی خواهیم مسئولیت اعمال و رفتارهایمان را برعهده بگیریم

ترجیح می دهیم این مشکلات را به گردن جامعه، افراد ، اطرافیان،همسر و خانواده بگذاریم

و این درحالی ست که  طبق نظریه تئوری انتخاب و واقعیت درمانی :

من و تنها خودم مسئول زندگی خود هستم و باید مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرم و بتوانم شکاف های زندگی را با کسب مهارت های لازم و توانمندی های مورد نیاز حل کنم.

دکتر علی صاحبی مترجم کتابهای ویلیام گلسر و مربی ارشد موسسه ویلیام گلسر

در کتاب “دعوت به مسئولیت پذیری به زیبایی به این موضوع پرداخته است و نشان داده که:

چطور یک مشاور و یا یک والد و یا یک معلم و هرکسی که قصد اجرای تئوری انتخاب وواقعیت درمانی رادارد

می تواند به مخاطب خود بیاموزد که چطور مسئولیت کارها ورفتارش را برعهده بگیرد

و دست از بهانه جویی و فراراز زیر بار مسئولیت بردارد.

گلسر در تمامی کتاب های خود به زیبایی به تشریح نکات لازم نظریه تئوری انتخاب وواقعیت درمانی پرداخته .

شادمانی و رضایت اززندگی

مساله شادمانی و رضایت اززندگی که در بطن تئوری انتخاب و واقعیت درمانی گنجانده شده مساله غیر قابل حلی نیست

بلکه نیاز به همت و تلاش و تمرین و ممارست دارد

و اینکه بخواهیم تغییر کنیم

و بخواهیم آموزش پذیر باشیم نه آموزش گریز.

مساله مهم دیگری که گلسر در کتابهای خود بارها و بارها به ان اشاره می کند،این است که:

ما هیچگاه نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم و اگر بخواهیم تغییری در وضعیت روابط و بهبود زندگی مان ایجادکنیم

فقط باید خودمان را تغییر دهیم

هرگاه این واقعیت را بپذیریم که با تغییر خود می توانیم تغییر شگرفی در زندگی مان ایجادکنیم

آن گاه راحتتر با عزیزانمان ارتباط برقرارکرده ودست از تلاش در جهت تغییر آن ها برمی داریم.

موضوع سومی که گلسر بارها به ان اشاره می کند این است که:

ما رفتارهایمان راانتخاب می کنیم

تمامی اعمال و رفتارهایی که از ماسر می زند حاصل انتخاب هایی ست که در زندگی می کنیم.

ماانتخاب می کنیم

دیگران مارا عصبانی نمی کنند بلکه ما خودمان عصبانی گری می کنیم.

دیگران موجب افسرده شدن من نمی شوند بلکه من خودم افسردگی می کنم

دیگران مرا وادار به تلاش نمی کنند بلکه خودم تلاش کردن را انتخاب می کنم

 و هزاران مثال دیگر که در این رابطه می توان گفت  که دیگران نقشی در عصبانی گری ، افسردگی ،رضایتمندی و حال خوش و ناخوش من ندارند بلکه این من هستم که انتخاب می کنم این حالت هاراداشته باشم.

ممکن است برایتان پیش آمده باشد زمان هایی از زندگی تان اصلا حال و حوصله انجام کاری را ندارید احساس افسردگی شدید می کنید و بسیار بی حوصله هستید.

امیدوارم هیچگاه در این شرایط گرفتارنشوید اما فکر می کنید بااین اوضاع چه می شود کرد؟

کافی ست به خودتان بگویید :

من انتخاب کردم که بی حال و بی حوصله باشم

من انتخاب کردم که افسردگی کنم

من انتخاب کردم که هیچ کاری انجان ندهم

من که توانایی انجام این انتخاب هارادارم پس می توانم انتخاب کنم از جایم بلند شوم و دست به عملی بزنم که از این حالت بیرون بیایم.

کافی ست یکبار امتحان کنید تا به معجزه تئوری انتخاب و واقعیت درمانی پی ببرید.

اگر بپذیرید که تنها خودتان هستید که مسئولید و تنها شما هستید که انتخاب می کنید که در هر شرایطی چه رفتاری داشته باشید،با ممارست و تمرین و افزودن اگاهی خواهید اموخت که :

آری آری زندگی زیباست
زندگی اتشگهی
دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش
رقص شعله اش
در هر کران
پیداست
ورنه خاموشست و
خاموشی گناه ماست” 
سیاوش کسرایی در این شعرزیبا اشاره می کند به اینکه “گر بیفروزیش”

و این افروختن همان تصمیم ماست

اینکه چه انتخاب هایی بکنیم

و تا چه اندازه مسئولیت اعمال و رفتارمان را برعهده بگیریم.

 

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

 

 

دعوت به مسئولیت پذیری با خودارزیابی

دعوت به مسئولیت پذیری با خودارزیابی

دعوت به مسِئولیت پذیری با خود ارزیابی از مباحث مهم واقعیت درمانی و تئوری انتخاب است.

مطابق این تئوری به خودمان و به افراد یادآور می شویم که مسئولیت کارها و انتخابهایمان کاملا بر عهده خودمان است.

اما نکته بسیار مهم اینجاست که چطور با پرسشگری از خود به خود ارزیابی برسیم؟؟

مسئولیت پذیری

و بتوانیم خودمان را در مراحل مختلف زندگی و در شرایط مختلف ارزیابی کنیم.

با خودارزیابی می توانیم میزان مسئولیت پذیری خودرا بارها و بارها بسنجیم و بارها خودرا مورد پرسشگری و خودارزیابی قرار دهیم

قدم نخست:خواسته هایمان

اینکه بیامویم وباخود این پرسش را مطرح کنیم که:

خواسته واقعی من چیست؟

اززندگی چه چیزی می خواهم؟

میخواهم زندگیم چه تغییری بکند؟

چه احساسی نسبت به شرایط کنونی زندگیم دارم؟

جایی که خودم رابرای ساعتها و روزها وسال ها تصور میکنم کجاست؟؟بطورکلی یک زندگی زیبا و مطلوب برای من چگونه است؟

می خواهم چه کسی باشم؟؟

چگونه فکرکنم و چه باورهایی داشته باشم؟

مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری و دیگر …

این ها و خیلی بیشتر از این ها سوالاتی است که ما باید از خودبپرسیم تا بتوانیم خواسته های واقعی خود را که همان دنیای مطلوب ماست را بشناسیم.

اینکه بدانیم اززندگی چه میخواهیم و تلاشمان و حرکتمان و نگرشمان در چه سویی ست

بسیار به ما کمک خواهد کرد در انتخاب مسیر مناسب و حفظ تعادل در زندگی.

اینکه مدام خودرا مورد ارزیابی قراردهیم به ما کمک خواهد کرد تا مسئولیت پذیری را در همه رفتارها و اعمالمان جاری کنیم

قدم دوم :رفتارکلی

بررسی رفتارهای ماست

اینکه برای رسیدن به خواسته های خود چه رفتاری داریم؟

چه فکر ،عمل،احساس و فیزیولوژی داریم؟

برای رسیدن به خواسته هایمان چه کردیم و چگونه فکر و احساس کردیم؟

خیلی مهم است که نسبت به رفتارهای خود بررسی دقیقی داشته باشیم و

همیشه از خود بپرسیم آیا این رفتار مرا به هدفم و خواسته ام می رساند؟؟

اگر بتوانیم در افکار و عملکرد خود موفق باشیم مسلما احساس خوبی خواهیم داشت و با داشتن احساس خوب بدنمان هم در وضعیت خوبی خواهد بود.

مسئولیت پذیری

قدم سوم:خودارزیابی

در این مرحله از خود می پرسیم آیا رفتاری که تابحال داشتم در مسیر رسیدن به اهدافم موثربود؟؟

این چیزی ست که می خواهم و این کاری ست که باید انجام دهم؟؟

قدم آخر :برنامه ریزی

در این مرحله از خود می پرسیم که چه کارهای دیگری می توانم در راستای رسیدن به خواسته ام انجام دهم که مرا به خواسته ام نزدیکتر کند ؟؟

چه برنامه ریزی هایی برای رسیدن به خواسته ام باید انجام دهم؟؟

برنامه ریزی که انجام می دهم تاثیری در زندگی ام خواهدداشت یا نه؟؟

و دهها پرسش مشابه دیگر که می توانیم در این فرآیند از خود بپرسیم و به بینش روشنی در مورد خواسته ها و اعمال و افکارمان پیدا کنیم.

گام های آخر در مسیر مسئولیت پذیری

با داشتن این نگرش و بینش و این پرسشگری صحیح و اصولی همیشه و همه گاه ما پرسشگر ماهری خواهیم شد نسبت به خودمان و همواره خود را مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهیم .

خود ارزیابی و سنجش خود مارا به پذیرفتن مسئولیت کارهای خود دعوت می کند .

وقتی خودمان خودمان را بسنجیم و تحلیل کنیم و متعهد به انجام برنامه ها و کارهایمان شویم ،مسئولیت وعواقب خوشایند و ناخوشایند اعمالمان را برعهده می گیریم.

 

مشتاق و موفق باشید