زندگی متعادل(سمینارسبک زندگی متعادل)

زندگی متعادل شاید رویای همه کسانی هست که دغدغه رشد و تغییردارند

شاید خیلی سخت و دور از دسترس باشه زندگی متعادل اما فکر میکنم همه ما در تلاشمون برای رسیدن به این زندگی اگرچه به نتیجه صددرصد نخواهیم رسید اما تا حد خیلی خوبی می تونیم تغییر ایجاد کنیم

و این تغییر ملموس و لذت بخش هست

من تجربه این تغییرو درزندگی م دارم و میتونم خیلی قاطع بگم که تغییر ممکن و شدنیاما زمان برهست و اگر به بینش و نگرش خودمون طی سال هایی که رشد می کنیم نگاه کنیم خواهیم یافت که چقدر دیدگاه متفاوتی نسبت به یک یا دوسال قبل به دست آوردیم.

۱۶ اسفند ۹۶ همیشه به یادم خواهد ماند

سمیناری با عنوان سبک زندگی متعادل در سالن شهرداری قائمشهر برگزار کردم

برنامه خوبی بود و استقبال بسیار خوبی هم از این سمینار شد

علی رغم اینکه درروزهای پایانی سال هستیم اما مردم قائمشهر نشون دادند که هموار برای آموزش زمان می گذارند.

در این سمینار درمورد موضوع بی تعادل شدن انسان ها در زندگی صحبت کردیم و گفتیم که آدما بیش از اندازه بی تعادل میشن

تو کار کردنشون

تو تفریح کردن

غذاخوردن

کار نکردن

رسیدگی و توجه به خانواده

عدم توجه به خانواده

و …..

این بی تعادلی ممکنه آگاهانه و یا ناآگاهانه باشه

اگر اطلاعات کافی در این مورد داشته باشیم و نسبت به این احوال بی تعادل شدن آگاه باشیم  در موقع لزوم می توانیم به خودمان کمک کنیم که از این وضعیت خارج شویم

اما اگر نسبت به این موضوع بی اطلاع باشیم

و دلیل حال بدمان را ندانیم

و اگر کسی پرسید چرا احوالت اینچنین هست

در جواب بهش بگیم:

اصلا نمی دونم چرا حالم بده

چه بسا مدت زمان زیادی در این حس و حال باقی می مانیم و اکثر زمان های زندگی مان دچار این بی تعادلی هستیم.

 

 

حوزه ها و قلمروهای زندگی

زندگی از حوزه ها و قلمروهایی تشکیل شده

اگر در همه زمان هاحواسمون به این حیطه ها و قلمروهای زندگی باشه جزو اون بی تعادل های آگاه خواهیم شد

یعنی به محض بروز مشکل با دونستن مشکل براش یه کاری می کنیم.

وهمیشه حواسمون به حیطه هایی که ازشون غافل موندیم هست که مبادا همون بی توجهی باعث بی تعادلی بشه

مخصوصا در زندگی های امروز دغدغه برخی حیطه هامثل حیطه مالی از بقیه بیشتر شده وحیطه های رشد شخصی و معمویت کمی مورد کم توجهی قرار می گیره

امیدوارم همه شما عزیزان و خودم بتونیم تعادل زندگی مون و به بهترین شکل حفظ کنیم

خوش بینی آموخته شده

خوش بینی آموخته شده

خوش بینی آموخته شده عنوان کتا ب  پروفسورمارتین سلیگمن روانشناس و محقق برجسته آمریکایی ست که  همانند چندین  کتاب ارزشمند دیگرش در این کتاب هم به تحلیل زیبایی از خوش بینی در روانشناسی مثبت گرا پرداخته است.

چرابرخی افراد موفق و برخی ناموفق هستند؟

چرا بعضی ها هرگز ناامید نمی شوند؟

چه تفاوتی میان نگرش انسان های موفق و ناموفق،خوش بین و بدبین وجوددارد؟

وچه چیزی این افراد را ازهم متمایز می کند؟

شاید برای شما هم این افراد آشنا باشند.افراد خوش بین و مثبت نگری که همیشه به قول معروف شانس با آن ها یار است و افراد بدبینی که همیشه بد می آورند.

تابه حال ز خودتان پرسیدید که آیا واقعا پای شانس در میان است؟

آیا واقعا عده ای خوش شانس و عده ای بدشانس هستند؟

سلیگمن در این کتاب با دلایل علمی و تحقیقات بسیاری ثابت می کند که

خوش بینی آموختنی ست و افراد می توانند انتخاب کنند و تمرین کنند که خوش بین باشند

البته با آگاهی از روش ها و راههای آن.

افراد بدبین چه فکر می کنند؟

اتفاقات خوب را شانسی و اتفاقات بد را همیشگی می دانند

در مدرسه عملکرد بهتری ندارند

وبیشتر از دیگران بیمار می شوند

افراد خوش بین چگونه اند؟

افراد خوش بین در مقایسه با افراد بد بین در مدرسه عملکرد بهتری دارند.

در بیشتر انتخابات رای می آورندو در کسب و کارشان نیز موفق ترند و زندگی سالم و طولانی تری هم دارند.

خوش بینی آموخته شده به چه معناست؟

خوش بینی آموخته شده به معنای این است که خوش بینی از نحوه بیان و گفتار والدین مخصوصا مادر خانواده آموخته می شود.

اینکه در خانواده ای مادر تا چه حد امیدوار و خوش بین و مثبت نگر است و تا چه اندازه شاد است و این شادی را به اعضای خانواده سرایت میدهد بچه ها خوش بین تر خواهند بود.

برای من خیلی جالب بود

با خواندن این تحقیق به اطرافیانم و میزان خوش بینی و بدبینی شان و سبک تببین مادرانشان توجه کردم و

دریافتم که این تحقیق تا حد بسیار زیادی برای آن ها صادق است

ارتباط موثر والدین و نوجوان

مادران بدبین،ناراضی و همیشه شاکی فرزندان بدبین تری نسبت به مادران خوش بین منعطف و شگر گزار تربیت می کنند.

شما هم می توانید این جستجو را در اطرافیان و دوستانتان البته در ذهنتان ونه علنی که موجب دلخوری و دعوا شود،انجام دهید

ومی توانید این مقایسه را داشته باشید بین خوش بینی فرزندان و مادرانشان

و به معجزه خوش بینی آموخته شده پی ببرید.

اینکه سبک تبیین مادر از وقایع روزانه در زندگی تا چه حد تاثیرگذار است و سبک تبیین ارثی نیست.

باورهای ما یعنی همه چیز

تغییر باورهای ما موجب تغییر واکنش ما به اتفاق های پیرامون مان خواهد شد.

اینکه از لجبازی فرزندم عصبانی شوم و آن را نشانه بدشانسی و بدرفتاری همیشگی فرزندم بدانم

به جای اینکه به خودم بگویم احتمالا خسته است و موقع خوابش رسیده و یا گرسنه است و همین دلیل لجبازی می کند،

باور غلطی ست که نسبت به گریه فرزندم دارم.می توانم با تغییر باور و نگرشم نسبت به گریه و لجبازی فرزندم خیلی راحت تر نسبت به این موضوع عکس العمل نشان دهم

و اصلا خیلی راحت تر آن را حل کنم

سلیگمن در این کتاب به زیبایی پیشنهاد می کند در این موارد مجادله کنید

یعنی با خودتان بحث کنید که دلیل این اتفاق چه بوده

افراد خوش بین مجادله خوش بینانه ای دارند

و افراد بدبین مجادله ای بدبینانه

و این تا حد خیلی زیادی به باورهای ما هم وابسته است

اینکه در مورد یک موضوع چگونه فکر می کنم و تابه حال چگونه فکرمی کردم

چگونه آن را با خودم تکرار می کنم و چگونه رفتار می کنم

و چطور در مجادله با خود به تحلیل آن می پردازم

یک مثال ملموس

اکثر زوجین از اینکه رفتار یکی از طرفین گاهی کمی تغییر می کند و بطور مثال زمانی حال و حوصله ندارد شکایت دارند.

یکی از مهم ترین دلایل این شکایت این است که گفتگوهای ذهنی و مجادله شخص شاکی در این خصوص کاملا منفی است.

و ناراحتی شخص مقابل را در ذهن خود تصور کرده و به خود نسبت می دهند

و همین موضوع باعث می شود به جای دادن اجازه برای داشتن فضای خصوصی به شخص ،

مدام اورا مورد پرسش قرار می دهند

که چی شد؟

چرا ناراحتی؟

چرا حرف نمی زنی؟

تو که سر حال بودی!!!!

و…..

و این خود منشا خیلی از نارضایتی ها در زندگی مشترک خواهد بود.

امیدوارم با تسلط و آگاهی از گفتگو های ذهنی مان و اینکه تا چه حد بتوانیم این تغییر را در باورها و سبک تبیین مان از وقایع  ایجاد کنیم،

خوش بین تر و امیدوارتر زندگی کنیم

 

 

ملت عشق(خلاصه کتاب)

ملت عشق

ملت عشق نام کتاب زیبایی از نویسنده مشهور ترک، الیف شافاک است

که داستان زندگی زنی به نام اللا را با داستان شگفت انگیز شمس و مولانا به زیبایی ترکیب کرده و معجونی به نام ملت عشف پدید آورده.

اللا روبینشتاین، زنی که در آمریکا زندگی می کرد

در آستانه چهل سالگی وزندگیش مانند برکه ای راکد بود.

سال ها بود عادت ها، نیازها و سلیقه هایش تغییر نکرده بود .روزها روی خطی مستقیم

پیش می رفتند…..

اللا اعتقاد داشت درزندگی مشترک چیزهای مهمتراز عشق و علاقه هم هست مثل مدارا با یکدیگر، مهربانی،تفاهم، احترام و ….

تمام زندگی اللای بی چاره خلاصه شده بود در راحتی شوهرروبچه هایش.نه علمش را داشت و نه تجربه اش را تا به تنهایی سرنوشتش را تغییر دهد.

هیچ گاه نمی توانست خطر کند.همیشه محتاط بود.حتی برای عوض کردنمارک قهوه ای که می خوردبایست مدت های طولانی فکر می کرد.

از بس خجالتی و سربزیر و ترسو بود.شاید بشود گفت آخر بی عرضگی بود.

درست به همین دلیل آشکار بود که هیچ کس فحتی خودش هم نفهمید که چطور شد

اللا روبینشتاین بعداز بیست سال آزگار زندگی زناشویی یک روز صبح از دادگاه تقاضای طلاق کرد

و خودش رااز شر تاهل آزاد کرد و تک و تنها سفری رفت با پایانی نامعلوم…..

اما حتما دلیلی داشت:عشق!

اللا به شکلی غیر منتظره عاشق شد ، عاشق مردی که اصلا فکرش را هم نمی کردو به هیچ وجه انتظارش را نداشت.

روایت شمس و مولانا

و بخش بعدی کتاب که در لابه لای داستان زیبا و جذاب اللا گنجانده شده است

روایت زیبای شمس و مولاناست که طی این روایت چهل قاعده شمس نیز به زیبایی  گفته شده است.

 

مولانا یا همان جلال الدین محمد مولوی در سال ۱۲۴۴ میلادی(۶۴۲ ه.ق) با شمس تبریزی آشنا شد.

شمس از دراویش قلندریه بودوزبانی تند و تیز داشت.

روندی که با تلاقی راه هایشان شروع شده بود، زندگی هردوشان را از بیخ و بن دگرگون کرد…..

نخستین قاعده از قواعد چهل گانه:

قاعده اول:

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم،همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم.

هنگامی که نام خدارا می شنویابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید به این معناست که تونیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر می بری.امااگر هنگامی که نام خدارا می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فرا وان است.

روایت زیبای شمس و مولانا و پیوستن شمس به مولانا و رفتنش به قونیه این کتاب را زیباتر کرده

این کتاب عشقی راستین میان دو انسان را روایت می کند

و خواننده را با شمس تبریزی و عقاید و افکارش بیشتر اشنا می کند

آزادگی این مرد در بیان عقاید و افکارش

نترسیدن از حاکمان و بالا دستان و گفتن حرف حق

تواضع و فروتنی اش و یاری رساندن به نیاز مندان

و یکسان دیدن همه بندگان خداوند فارغ از جنسیت و شغل و مقام و ثروت و گناهکار و شراب خوار و ..

و این صفات زیبا و نگاه انسانی اش به بشر به دور از هر قضاوت و هر باوری شمس را در این داستان به اسطوره ای تبدیل کرد.

این صفات شمس، مولانا را که عالمی برجسته بود متحول کرد واورا تبدیل به  انسانی آزاد و رها از بند عقاید و افکار و قضاوت مردم و،خانواده و شاگردانش نمود.

او در آموزه های شمس غرق شد وبعد از رحلت شمس با عشقی که به شمس داشت به مرتبه ای از شهود رسید که اشعار همچنان از لبانش جاری می شد.

 

کتاب هنرخوب زیستن

 کتاب هنرخوب زیستن

هنرخوب زیستن اثر رولف دوبلی شاهکار دیگری از این نویسنده تحلیل گر و دقیق است که به زیبایی اتفاقات و و قایع دنیای اطراف را به زیبایی و با نگاهی متفاوت تفسیر می کند.

سبک متفاوت این نویسنده و به چالش کشیدن باورهای رایج و عرف جامعه و مردم از جذابیت های این کتاب است.

پرسش مهمی که در این کتاب به ان پرداخته شده این است

چگونه باید زندگی کنیم

و معنی یک زندگی خوب چیست؟

شاید هرکدام از ما تعریف مجزا و متفاوتی از یک زندگی خوب داشته باشیم

اما واقعا اجزای تشکیل دهنده یک زندگی خوب چیست؟

آیا دستورالعمل واحد و یا قانون مشخصی برای داشتن یک زندگی خوب وجوددارد؟

دوبلی معتقد است که ما در این زمانه به جعبه ابزار ذهنی برای داشتن یک زندگی خوب نیاز داریم.

ابزارهایی که امکان فهم بهتر ی از جهان به ما می دهندو درهنگام مواجهه با مشکلات به آن ها رجوع می کنیم.

دراین کتاب ۵۲ ابزار معرفی شده که بطور خلاصه به معرفی چند مورد از این ابزارها می پردازیم.

دایره شایستگی و محدودیت هایتان رابشناسید

و در محدوده دایره شایستگی تان حرکت کنید

هرساعتی که در دایره شایستگی تان صرف کنید به هزاران ساعتی که در جای دیگر صرف می کنید می ارزد.

حسادت

درمقایسه با مشکلات زندگی حسادت نقش پررنگ تری  در از بین بردن میزان رضایت شمااززندگی دارد اگر بخواهید زندگی خوبی داشته باشید باید بتوانید آن را مدیریت کنید.

کم تر بخوانید امما دو  بار بخوانید

وقتی قرار است بخش عمده ای از محتویات کتاب را فراموش کنید پس خواندن آن چه فایده ای دارد؟

اگر یک کتاب نتواند ردی در ذهن شما باقی بگذارد یا کتاب بدی بوده و یا شما آن را بد خواندید

گرداب ترحم به خود

ترحم به خود یکی از بی فایده ترین واکنش ها نسبت به مشکلات زندگی است.

هروقت فکر کردید که یک موقعیت و یا یک فرد خاص دارد زندی تان را تباه می کند

در واقع خودتان هستید که دارید زندگی تان را خراب می کنید احساس قربانی را داشتن فاجعه بارترین شیوه گذران زندگی است.

 

سمینار “سبک زندگی متعادل”

💎زندگى غنى و بامعنا و همه جانبه هدف و رسالت اصلى هر انسانى از زیستن روى این کره خاکى ست.
💎حوزه ها و قلمروهاى مهم زندگى ما کدامند؟
💎چطوربین قلمروهاى مهم زندگى تعادل ایجادکنیم؟

 

حتما برایتان پیش آمده که در مواقعی از زندگی تان بی حال و بی حوصله شدید

معمولا چگونه خودتان رااز این وضعیت نجات می دهید؟

در این سمینار می آموزیم:

چرا در زندگی بی تعادل می شویم؟

حیطه ها و قلمروهای زندگی ما کدامند؟

چطور می توانیم بر حیطه های زندگی مسلط شویم؟

آموزش تکنیک چرخ زندگی

 

 

حال خوب ویک قدم برای حفظ تعادل

حال خوب و یک قدم برای حفظ تعادل

تابه حال براتون پیش اومده تعادلتون و از دست بدین؟

منظورم تعادل جسمی نبود البته!!!

در اینجا منظور از تعادل تعادل روحی ست

برای همه ما اتفاق میفته  و زیاد هم اتفاق میفته که

دچار فرازها و فرودهای بسیاری در زندگی میشیم

حال خوب و حال بد و حال نه چندان خوب و نه چندان بد احوالاتی ست که همه کم و بیش تجربه کردیم

عجیب نیست اصلا این احوالات متناقض

امااااااا

یک امای بزرگ این وسط می مونه

واون هم نحوه کنار اومدن و آگاهی ما نسبت به این بی تعادلی و حال بده

گاهی همه چیز سرجای خودش ،روابط با همسر خوب

با همکارخوب

با خودم خوب

با فرزندم

خوب

چه حسی داریم؟

حال خوب همراه با حس سبکی و خوشبختی

میزان رضایت اززندگی هم در حد خوبیه

خب

معمولا بااین بخش قضیه مشکلی نداریم

مشکل زمانی بوجود میاد که حالمون بد میشه

تعادلمون و تو زندگی از دست می دیم

بی حوصله و بی انگیزه و کم انرژی و احتمالا کمی هم بی حال و…

گاهی دلیلش و میدونیم که این دونستن نشونه خیلی خوبیه

یعنی اینقدر خودآگاهی داریم که دلیل حال خوب و بدمون و بدونیم

و گاهی هم ممکنه اصلا نمی دونیم چرا حالمون بده

اصلا چمه نمی دونم؟؟؟

چرا اینجوری شدم من؟

من که تا دیروز حالم خیلی خوب بود!!!!

جزو کدوم دسته هستید؟؟

خودآگاه و مطلع از وضع موجود؟؟

یا بی اطلاع و متحیر از این حال بد؟؟

اگر جزو گروه اول باشیم یک برگ برنده داریم و اون هم خوداگاهی و شناخت خوب خودهست

و اگر جزو گروه دوم باشیم کار سخت تر خواهد بود

گاهی باید خلاق تر باشیم

حال خوب

چندروزی بود که دچار این بی حوصلگی و بی تعادلی شده بودم و مدام به این فکر می کردم که کجای کارم دچار مشکل شده و می لنگه

گفتم احتمالا نیاز به یه کم تفریح دارم

با دوستم تماس گرفتم و از اونجایی که با خبربودم دوتا نمایشگاه نقاشی در حال برگزاریه باهم برنامه گذاشتیم که بریم نمایشگاه

خیلی هم خوب بود و خوش گذشت

فضای متفاوتی بود که خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم

هم با دوستم بودم و هم باهم نمایشگاه و دیدیم 

حال و روزم یهو تغییر کرد

و برای شام هم دعوتش کردم با همسر و پسرش بیان منزل ما

رسیدم خونه و مشغول درست کردن شام شدم

از دوروز قبل سرم درد می کرد اما احساس کردم سردردم کم کم محو شد

حالم هم بهتر شد

جالب بود با به کار بردن یه خلاقیت کوچیک حال خوب دوباره اومد سراغم

حال خوب

پاسخ این معما فقط پیش خودمونه

پاسخ این معما پیش خودم بود  گاهی فقط باید از خودمون چند تا سوال خوب بپرسیم

چرا حالم بده؟  به کدوم حیطه زندگی م کمتر توجه کردم؟

چیکارکنم حالم بهتر میشه؟

و سوالات خوب زیادی که مارو به جواب می رسونه

البته ممکنه تا این سوال و جواب ها به نتیجه برسه ما چندین روز این حال بد و ادامه بدیم اما تنها کسی که میتونه بترین کمک و بکنه شخص خودم هستم

فقط خودمون می تونیم از بی تعادلی و کم تعادلی خارج بشیم با توجه به بخش هایی اززندگی که از اون ها غافل موندیم

و این تلنگر بابد شدن حالمون بهمون زده میشه که :

حواست و جمع کن 

داری زیاده روی می کنی تو قسمتایی اززندگی

تمام فکرو ذهنت شده کارت

خودت و سلامتیت و فراموش کردی؟؟؟

و یا اینقدر درگیر کارت هستی که خانواده رو فراموش کردی و….

چاره این بی تعادلی

تنها چاره این  بد شدن حال و روز مون اینه که یه پرسشگری خوب از خودمون بکنیم

و با آگاهی کامل از احوالمون و توجه به حیطه ها و قلمروهای زندگی پیدا کنیم اون بخشی که ازش غافل موندیم

موفق و مشتاق باشید

 

آغازجهش

آغازجهشی در زندگی(ثبت رفتارهایتان)

آغاز جهشی درزندگی

رفتارهای ما تعیین کننده اند

شاید تا به حال زیاد شنیدید در مورد این موضوع که اهدافتون و بنویسید

از شب قبل کارهای روز بعد و مشخص کنید و در پایان هرروز اون ها رو تیک بزنید

و اهدافتون و اسمارت کنید و براش زمان مشخص کنید و بنویسید تا کی قراره به اون ها برسید

مطمئنا تا بحال امتحان کردید و یا اینکه به انجام دادنش فکر کردین

من هم چندین ساله انجام میدم این کار و و اثرش رو هم کم و بیش دیدم

تاثیر نوشتن بالاست و هر چیزی که در ذهن شماست زمانی به واقعیت نزدیک خواهد شد که  آنرا بنویسید و برای اجرایی شدنش کاری انجام بدین.

تنها نوشتن و نوشتن مارو به جایی نمی رسونه بلکه برای ایجاد تغییراتی که دوست داریم اتفاق بیفته علاوه برنوشتن باید عملگرا هم باشیم

بازخوانی اثر مرکب

کتاب اثر مرکب دارن هاردی رو برای دومین بار امروز می خوندم و خیلی از مطالب این کتاب و فراموش کرده بودم

مرور خیلی خوبی بود

خیلی از بخش های کتاب و جملاتش الان به نظرم زیباتر میاد

این همون دلیل اصلی چندباره خوانیه

اکثر موفق ها هم همین کار و کردند و می کنند

چندبار خوندن یک کتاب وبرداشت متفاوت انسان بعد از هربار خوندن

معجزه بازخوانی کتاب بررفتارما

شنیده بودم که یه کتاب و بایدچندین بار خوند تا کاملا مطالبش جا بیفته

اما این روزها که دارم کتاب ها رو برای بار دوم یا سوم می خونم

این موضوع بیشتر به نظرم درست و مفید میاد که

باید یه کتا ب خوب و چندین بار خوند

تا به قول معروف کتاب و بجای خوندن بخوریم

اونوقته که مطالبش خیلی بهتر جا میفته و نکات مهمش یاد آوری میشه

چطور اثر مرکب نظرم و جلب کرد

تمام برنده ها ثبت کننده هستند جمله ای از این کتاب ارزشمند که نظرم و جلب کرد

دارن هاردی چه می گوید؟

“”ثبت کردن یک تمرین ساده و آسان است و به این خاطر جواب می دهد

که درباره اقدام های تان در عرصه هایی اززندگی که می خواهید بهبودشان دهید،به شما آگاهی لحظه به لحظه می دهد

شما رفتارهایتان را ثبت می کنید و با نوشتن کارها و رفتارهایتان بهتر می توانید خود را بسنجید و خود را در زمینه یا حیطه خاصی بهبود ببخشید“”

فایده این کار ؟

این نوشتن رفتارها  نه تنها مارا از عادت هایمان آگاه می کنه بلکه راحتتر می تونیم در سبک و شیوه زندگی مون تغییر ایجاد کنیم

البته اگر ۲۱ روز مداومت به خرج بدیم و از این کار دلسرد نشیم عااالیه

چون روانشناسان معتقدن که ۲۱ روز زمانیه که افراد به انجام یک کار عادت می کنند

پیشنهادمن

یک دفترچه بگیرید که مخصوص این کار باشه(مثل من)

و همچنین یک خودکار

و هروقت در طول روز فرصت داشتید کارهایی که در حیطه خاصی انجام دادید و یادداشت کنید

مثلا شما دوست دارین رژیم بگیرین اما نمی تونین(بازم مثل من)

خب حتما دوست دارین غذای کمتری بخورین

اما بارها فکر کردین اگر این کار و انجام بدین گرسنه می مونین و نمی تونین تحمل کنین

روش پیشنهادی دارن هاردی

هر چیزی که می خورین و ثبت کنید

پنیر اضافه ای که صبح خوردین تعداد چای و نباتی که خوردین

شکلات و شیرینی که خوردین

مقدارغذایی که خوردین و حتی مقادیر خیلی ناچیز و کوچک از تنقلات و یا میوه ی که خوردید….

بعد از پایان هفته و ثبت هرروزه همه این موارد بینید که شما چقدر کالری دریافت می کردید و حواستون به اون ها نبود

در حیطه های دیگه هم همینطور

کنترل امور مالی و رفتارهای مالی

مثلا هزینه هایی که  در ماه دارید

و دوست دارین اون ها رو کنترل کنید

دوست دارین مبلغی رو در ماه پس انداز کنین اما نمی تونین

اما وقتی از این روش استفاده کنین می بینین که چقدر آگاه میشین نسبت به هزینه هاتون

و بیشتر می تونین اون ها رو کنترل کنین

خودارزیابی رفتار

مرحله مهمی که باید اونو حتما بکار بگیرید خودارزیابی پایان هفته و پایان ماه هست

شما با ارزیابی نوشته هاتون به نقاط ضعف و قوتتون پی می برید

اینکه چقدر کالری مصرف می کنید

چقدر هزینه می کنید

چقدر مطالعه می کنید

و ….

ومخصوصا تو کنترل امور مالی و هزینه کرد خیلی خوب جواب می ده

امیدوارم همه شما عزیزان بتونید با استفاده از این تکنیک به ارزیابی خودتون و بهبود در یکی از این حیطه های زندگی بپردازید

 

 

 

مهارت های ارتباطی

کارگاه آموزش مهارت های ارتباطی به نوجوانان(مدرسه نمونه دولتی شهید مهدوی)

مهارت های ارتباطی

بادانش آموزان پایه هفتم مدرسه در خصوص لزوم آموختن مهارت های ارتباطی صحبت کردیم

و با انجام کار عملی پرسش و پاسخ در مورد آداب معاشرت و کلمات مناسب جهت رعایت این آداب تمرین کردیم

 

 

مهارت های ارتباطی نوجوان

نوجوانان پایه هشتم

بعداز پایه هفتم نوبت دانش آموزان پایه هشتم بود که با اون ها درمورد اهمیت گوش دادن به یکدیگر و خوب شنیدن هم صحبت کردیم و تمرین عملی گوش کردن و هم انجام دادیم.

یعنی دانش آموزان دوبه دو باهم صحبت کردند

نفراول یک دقیقه فرصت داشت تا صحبت کند

و نفردوم باید طی یک دقیقه مطالب دوستش و به اون برمی گردوند و بالعکس این کار برای نفربعدی هم تکرار شد

و نهایتا از اون ها سوال شد که آیا راضی بودن از جواب دوستانشون ؟

 

که جواب بله بلندی گرفتیم از این آزمون

زندگی شاد

چطور میتونم شادترزندگی کنم(نگاهی به کارگاه خلق یک زندگی شاد به روش خودم ۵ بهمن ۹۶)

خلق یک زندگی شاد

زندگی شاد ویا خلق یک زندگی شاد شاید کلاف گمشده بسیاری  در این دنیا باشه

نگاهی به خودتون بندازید

به اعضای خانواده ،دوستان، همکاران و اطرافیانتون هم نگاه کنید

آیا انسان شادی هستید؟

آیا اونها انسان های شادی هستند؟

البته منظور از شادی صرفاخوش بودن و خندیدن نیست

که با مصرف مواد مخدر و داروهای روان گردان هم میسر خواهد شد

منظور از شادمانی همان رضایت درونی و زندگی با معناست

شادمانی

شما امروز استرس های بسیاری در زندگی هایی که در اطرافتون می بینید

مشاهده می کنید

افراد نگران

یا کمی افسرده

ویا شاید ناامیدی

که شاید کمی به ظاهرزندگی رنگ و لعاب دادند تا اینطور به نظر نرسند

تعدادبالای طلاق هایی که میبینیم

و یا باهم بودن هایی که مدت هاست منجر به طلاق شده

همه این ها نشان دهنده این هست که:

حال مردم خوب نیست

کم شدن روابط و رفت و آمدها

و تلاش های زیادی که برای رسیدن به دستاوردها و نتایج بیشتر هست

موجب شده مردم به فکر زندگی با کیفیت بهتر از لحاظ اقتصادی هستند و کیفیت و میزان رضایتمندی و حال خوب کمتر در نظر گرفته می شود

بگذارید داستان چند ماه پیش خودم را تعریف کنم

به سبک مدیریت زمان و انظباط شخصی و هدفمندی و هدف گذاری سالانه و ماهانه و هفتگی  برنامه های زیادی ریختم

و برای انجام اون ها سراز پا نمی شناختم

با همه مسئولیت هایی که در منزل دارم همسر و بچه ها و رسیدگی به اون ها و …

انجام به موقع همه کارها و حصول نتایج دلخواه غیرممکن بود

البته در یک حالت ممکن بود

و اون زمانی بود که اون هارو (جناب همسر و دو پسر بزرگوار)و کمی فراموش می کردم

و هرچی باخودم کلنجاررفتم دیدم به نتیجه نمی رسم

اولویت من 

خانواده برای من در اولویت هست

اون ها جزو ارزش های مهم زندگی من هستند

من با دادن احساس خوب به اون ها خودم احساس بهتری می گیرم

پس چطور می تونم اون ها رو در درجه دوم اهمیت بعد از کارم بگذارم

اما….

من بعد از مدتی فکر کردن و کلنجاررفتن به این نتیجه رسیدم که:

باید برنا مه های زندگی مون و بر اساس اولویت هامون جور کنیم

وگرنه حالمون بد میشه

و از کار کردنمون هم لذت نمی بریم

و این درس خوبی بود برام

اینکه اشکالی نداره اگر بخوام یک کاری رو بجای اینکه شیش ماهه به نتیجه برسونم یک و نیم ساله تموم کنم

درعوض حالم خوب می مونه و حال عزیزانم هم خوبه

و این برام باارزشه

زندگی شاد

اینکه چقدر احساس زندگی و شکوفایی داریم؟

ویا بالعکس تا چه اندازه افسرده و بی حوصله ایم؟

داستان روانشناسی مثبت گرا

روانشناسان زیادی در سراسر دنیا پژوهش های زیادی در این زمینه انجام دادند

که مارتین سلیگمن از پیشروان در این زمینه بوده

 

تلاش های روانشناسان طی چندین سال گذشته در پی درمان بیماری های روانی و اختلالات رفتاری بوده است اما پس از تلاش های فراوان در این زمینه به این نتیجه رسیده اند که صرفا حل مشکل افسردگی از تعداد کسانی که در سراسر دنیا به افسردگی دچار می شوند نمی کاهد

و همچنین سن افسردگی  طی ۵۰ سال گذشته تاکنون از ۳۰ سالگی به ۱۵ سالگی رسیده است.

و روانشناسان مثبت گرایی چون مارتین سلیگمن دچار چالشی بزرگ شدند که:

خب ما اگر هم بتوانیم همه این اختلالات را درمان کنیم

چطور حال همه مردم را بهتر کنیم

چه کمکی درراه بهبود حال این مردم می توان انجام داد 

و چگونه می توانیم به مردم کمک کنیم تا بهزیستی داشته باشند

شکوفایی(florish)

و اینگونه بود که نظریه بهزیستی مارتین سلیگمن در سال ۲۰۱۰ در کتابی به نام florish یا شکوفایی به چاپ رسید و در آن به عوامل مهم در ایجاد شادمانی و بهزیستی پرداخته شد

کارگاه خلق یک زندگی شاد

در کارگاه خلق یک زندگی شاد به روش خودم که در تاریخ ۵ بهمن ۹۶ برگزار شد 

به موضوع بهزیستی و شکوفایی و چگونگی خلق یک زندگی شاد پرداخته شد

زندگی شاد

تکنیک های فوق العاده ای در این کارگاه به شرکت کنندگان آموزش داده شد 

تکنیک قدر دانی

تکنیک مهربانی

تکنیک ۳ موهبت

که همه این ها روش هایی هستند برای تغییر سبک زندگی مون و برای اینکه به خودمون کمک کنیم تا قشنگتر زندگی کنیم

احساسات بهتری روتجربه کنیم

شادی و هیجانات بیشتری روتجربه کنیم

و افکار منفی رو کنترل کنیم

باامید به اینکه در مسیر یاری به خود و زیباتر کردن زندگی تان مشتاق و موفق باشید 

این بچه ها فوق العاده بودن!!

آموزش مهارت های ارتباطی

سوم بهمن ماه ۹۶ به مدرسه نمونه دولتی شهید مهدوی قائمشهر دعوت شدم جهت سخنرانی برای بچه های هفتم و هشتم

موضوع سخنرانی آموزش مهارت های ارتباطی بود

مهارت های ارتباطی

قبل از رفتن نگران بودم که مبادا این موضوع برای بچه ها جذاب نباشه

و حوصله شون سربره

و خوب به مطالب گوش ندن

اما در کمال نابا وری دیدم که

این بچه ها چقدر خوبن و چقد می فهن و سوال های خوب می پرسن

واقعا سورپرایز شدم

داستان نحوه استخدام نیرو در شرکت گوگل و براشون تعریف کردم که خیلی برای اون ها جذاب بود

اینکه شرکتی مثل گوگل براش مهمه که نیرویی که می گیره علی رغم مهارت هایی که مورد نظر شون هست و باید خوب بلد باشه باید بتونه ارتباط خوبی با مردم و با همکارانش برقرار کنه

یکی از سوالاتشون این هست که چطور میتونن یه پروژه رو تموم کنن

کسانی که جوابشون این باشه که :من به تنهایی میتونم این پروژه رو انجام بدم

موردپذیرش گوگل نیست و پاسخ موردنظرشون این هست که”من با کمک بقیه همکارانم این پروژه روتموم می کنم”

مهارت های ارتباطی

اهمیت یادگیری مهارت های ارتباطی

اهمیت یادگیری مهارت ای ارتباطی با این داستان برای بچه ها روشن تر شدد و پذیرش بهتری نسبت به این موضوع پیداکردند

برای بچه های پایه هفتم در مورد عبارات مودبانه مثل لطفا    خواهش می کنم   ممنونم    عذرخواهی می کنم و متاسفم صحبت کردیم

و برای بچه های پایه هشتم درمورد گوش دادن فعال  همراه با همدلی صحبت کردیم و با کارعملی دونفره به خوبی گوش دادن را تمرین کردند

بچه ها فوق العاده ن

من فکرش و نمی کردم بچه ها اینقدر باحال باشن

همکاری کنن

جواب بدن

کارهای عملی رو به خوبی انجام میدن

به آموزش های جدید اینچنینی  علاقمندباشند

واقعا غافلگیر شدم و لذت بردم از این شوق در بچه هایی که نوجوون به حساب میان اما نسبت به سنشون درک بالایی دارن

 

چه سوالات خوبی؟؟؟

نکته جالب دیگه این بود خیلی هم سوال می پرسیدند و از کنار موارد مختلف به راحتی رد نمی شدند

چطور حالمون بهتر باشه یه روز بدحال نباشیم یه روزخوشحال؟

چیکار کنیم دوستمون دست از رفتار و عادت بدش که فحش دادنه دست برداره؟

آیا در همه موارد حتی زمانی که حرف های دیگران غیر منطقیه باز هم باید با اون ها همدلی کنیم؟

و سوالات خوب دیگه ای که نشون  میداد از موضوع خوششون اومده و دوست دارن در موردش بدونن و مورد نیازشون هست

حسم عالی بود

بعد از تموم شدن این دوتا کارگاه حسم عالی بود از اینکه تونسته بودم گوشه ای از مهارت های ارتباطی نوجوون هارو با زبون خودشون بهشون یاد بدم خیلی انرژی مثبت گرفتم.