چند وقت هست که اوضاع به همین منوال است؟

اگر به سال ها قبل برگردم میبینم چندان سال ها و ماهها توفیری نداشتند یا اینکه تفاوتشان آنقدر کم بود که اصلا به چشم نمی آمد؛

آن روزها کتاب نمی خواندم بیشتر آرزوی داشتن مدرک داشتم مثلا ارشد قبول شوم بعدش هم دکترا بگیرم.

خیلی به بعد از گرفتنشان فکر نمی کردم فقط چشم به دانشگاه دوخته بودم و ارشد شده بود مدینه فاضله ام.

تا اینکه این مراد هم حاصل شد و من خود به چشم خویشتن دیدم که چه عبث بود و بیهوده و این یافتن و روشن شدن همانا و تغییر مسیر زندگی ام همانا.

از آن روزها، سال ها می گذرد خیلی دور شدم. اما خوب به خاطر دارم که چقدر طولانی مدت اوضاع به همین منوال می گذشت. چقدر دیرهنگام عوض می شدم، چه مداوم و پرتکرار اشتباه می کردم و نتایج مشابه و دستاوردهای تکراری..

  اما تغییر زمانی اتفاق افتاد که آموختم جاده زندگی لزوما” از دانشگاه نمی گذرد گویا مسیرهای بهتری هم بود و دیگرانی بودند و هستند که قدم های بلندی در این مسیرها برداشتند؛ از آنجا که با چموشی های این زندگی جدید سرشاخ شدم اوضاع دیگر بر یک منوالِ تکراری نبود همه چیز مدام در حال تغییر بود؛ جبران مافات شد

دیگر آن آدم سابق نیستم . 

زحمت این تغییر را به جان خریدم و سبک و سیاق دیگری برای زندگی ام برگزیدم؛

روابطم

کار و حرفه ام

رفتارم

سبک زندگی ام

مادر و همسر بودنم 

همه و همه رنگی دیگر گرفت

دیگر اوضاع خیلی زود به زود تغییر می کند. مثل گذشته نیست . من هر روز هر هفته و هر ماه و سال احساس می کنم روبه جلو هستم در حال بهتر شدنم در حال بهبودم. دیگر اوضاع به همین منوال نیست.


Warning: Use of undefined constant php - assumed 'php' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/h55859/domains/azadehkiani.com/public_html/blog/wp-content/themes/asanpardaz/single.php on line 48