عادتهای ماندگار
چگونه عادت های ماندگار ایجادکنیم؟
مرداد ۲۴, ۱۴۰۰

شاید یکی از مهم ترین دلایل رها کردن کارها و یا نصفه و نیمه ول شدنشان همین فرار از خستگی باشد. ما معمولا توانایی های خود را برای انجام کارها دست بالا می گیریم؛

مثلا با خودمان قرار می گذاریم که روزی ۲ ساعت کتاب بخوانیم و یا یک ساعت پیاده روی کنیم و یا هرشب غذای سالم بخوریم.

نتیجه معمولا آنقدرها که انتظار داریم نیست!!

از آن دو ساعتی که برای کتاب خواندن گذاشتیم شاید دو دقیقه اش هم بعد از چند روز عملی نشود.

و از یک ساعت پیاده روی هم دریغ از یک دقیقه اش

و شام سالم هم یکهو سر از فست فود و غذاهای چرب و خوشمزه در درمی آورد.

مشکل کار از کجاست؟

چرا ما تا این حد در ایجاد تغییر در عادت هایمان و رفتارهای متعاقبش ناتوانیم؟چرا نمی توانیم ورزش کنیم، مطالعه کنیم و غذاهای سالم بخوریم و وزنمان را متعادل نگهداریم؟

کارها را بزرگ شروع می کنیم(اشتباه اول)

این خود یکی از دلایل فراری شدنمان از ادامه کارهاست.

سنگ بزرگ علامت نزدن است را به یادم می اندازد.

انگار این کارها مانند همان سنگ برایمان بزرگ است

و ما توان شروع و ادامه شان را نداریم.

فقط تلاش کافی نیست هوشمندی هم لازم است

پرندگانی را دیدید که بال نمی زنند و در آسمان اوج می گیرند؟

مثل عقاب کرکس شاهین پلیکان یا مرغ دریایی؟

پرندگان اوج گیرنده

پدیده هوای گرم و جریان های هوایی گرم عامل این حمایت هستند تا پرنده به بال زدن نیاز نداشته باشد.

جریان هوایی گرم ستون های بالا برنده ای ایجاد می کنند که پرنده حول این ستون پرواز می کند و اوج  می گیرد.

این کار انرژی زیادی برایشان ذخیره می کند.

این پرنده ها پروازکننده های باهوشی هستند.

آیا ما بهترین جریان گرمایی و رو به بالا را در زندگی پیدا کرده ایم؟

اگر یاد بگیریم مانند این پرنده های اوج گیرنده خودمان را در موقعیت های سودمند قرار دهیم  می توانیم در زندگی با تلاش کم تر و بالاتر پرواز کنیم.    استفان گایز

منتظر انگیزه هستیم(اشتباه دوم)

انتظار برای انگیزه ای که ممکن است روزی از راه برسد انتظار بیهوده ای ست. چون انگیزه از احساس ناشی میشود و احساس هم بسیار نامتعادل به نظر می رسد

یک روز حالش را داریم و روزی ذیگر ابداً

یک روز شروع به برنامه ریزی می کنیم و یک هفته بعد اصلا به یاد نداریم که چه ها را قرار بود عملی کنیم!

آیا می توان دلخوش به چنین ناپایداری و بی تعادلی بود؟

آیا منتظر بودن برای باانگیزه شدن فایده ای دارد؟

پس چه می توان کرد؟

نقش اراده کجاست؟

من اراده ندارم

من بی اراده ام

من اراده انجام چنین کارهایی را ندارم

نقش اراده واقعا در ساخت عادت ها کجاست؟

اراده ظرفیت محدودی دارد و با به کار بستن اراده عضله خود کنترلی مان تحلیل می رود.

پژوهش معتبری حاکی از آن است که به دو گروه مورد پژوهش که هردو گروه در معرض بوی بیسکوییت تازه بودند، بیسکوئیت تازه و به گروهی دیگر تربچه دادند.

سپس به هر دو گروه معمایی برای حل کردن دادند

گروهی که بیسکوئیت خورده بودند توانستند زمان بیشتری برای حل معما بگذارند.

و گروهی دیگر که تربچه خورده بودند زود خسته شدند و زمان کم تری برای حل معما گذاشتند.

این پژوهش نشان می دهد، کسانی که از اراده خود چندین بار استفاده کنند نهایتا کم می آورند  اراده شان تحلیل می رود.

مثل کسانی که در پایان شب وقتی خسته و گرسنه اند بیش از حد غذا می خورند

و یا کسانی که پشت سر هم خود را مجبور به درس خواندن می کنند به سیم آخر می زنند و یکهو از درس بیزار میشوند.

مسلما برای شروع عادت ها داشتن اراده مهم است و صد البته برای حفظ استمرار در انجام یک عمل، اما وقتی منبع اراده مان تا این حد محدود است چگونه می توانیم برای خلق عادت به آن اکتفا کنیم؟

چاره کار برای ماندگاری یک عادت چیست؟

۱- عادت ها را کوچک کنیم

۲- استمرار دز انجام ریزعادت ها را حفظ کنیم

۳- عادت هایمان با هویتمان همخوانی داشته باشد

۴- عادت ها را با احساس خوب همراه کنیم

سال ها آرزو داشتم یک برنامه ریزی قابل اجرا و دقیق برای هرروزم داشته باشم

روش های بسیاری را هم امتحان کردم . معمولا اوایل کار خوب پیش می رفت و برنامه هر روز در یکی از ورق های سررسیدم نوشته میشد

اما یکهو دست از این کار برمی داشتم و بطرز عجیب و نامرتب ادامه پیدا می کرد.

تا اینکه با تکنیک ریزعادت ها آشنا شدم

چطور یک عادت را بطور مستمر ادامه دهیم ؟

چطور کاری را طی زمانی معین به سامان برسانیم ؟

چرا کارها را در نیمه رها می کنیم؟

همه اینها سوالاتی بود که ریزعادت ها پاسخ خوبی برایش داشتند.

استفان گایز می گوید:

کارها را به طرز احمقانه ای کوچک کن به طوری که نتوانی انجامش ندهی

احساس موفقیت حاصل از ریزعادت ها

یکی از ویژگی های ریزعادت ها علی رغم کوچک بودنش این  است که به افراد احساس موفقیت می دهد و اعتماد به نفسشان را بالا می برد.

شکست های مکرر حاصل از به انجام نرسیدن کارها اعتماد به نفس را می دزدد و دل و جراتمان را برای انجام کارها کم می کند.

وقتی هر روز موفق شویم کتاب بخوانیم هرچند دوصفحه

ورزش کنیم هرچند دو حرکت شنا

شادی کنیم هرچند با یک دقیقه گوش کردن به آهنگ شاد

راهکار خوبی ست. شما هم امتحان کنید و تجربیاتتان را با ما به اشتراک بذارید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.