پشتکارو استمرار
خاطره ام از پشتکارو تلاش
تیر ۱۶, ۱۴۰۰

همیشه به پرتلاش و باپشتکار بودن معروف بودم و هستم.

از وقتی یادم هست برای به دست آوردن هرچیزی که میخواستم کلی تلاش می‌کردم.

یادم هست از سر ناچاری و برای اینکه وقتم به بطالت نگذرد چرخ خیاطی مادرم را برداشتم و هرچه پارچه اضافه لباس ها در خانه بود را برداشتم، بریدم و کنارهم دوختم و چندین پارچه چهل تکه خیلی قشنگ درست کردم.

این داستان برای روزگاری بود که امکاناتی برای رفتن به کلاس یا دیدن آموزش خاصی نداشتم و از سر ناچاری وقتم را پر می‌کردم طوری که احساس بیهودگی نداشته باشم.

شاید اولین باری که به خودم ثابت کردم پشتکارخوبی دارم شروع تلاش هدفمندم برای کنکور بود.

اگرچه خیلی سخت بود اما از پسش برآمدم و قبول شدم.

شاید ورود به دانشگاه توهم موقتی از پیروزی بود که زود به پایان رسید اما بعدتر باز هم به خودم ثابت کردم که پرتلاشم.

آنقدر خواندم که بالاخره ارشد گرفتم.

آنقدر پیگیرشدم تا کار خوبی پیدا کردم.

آنقدر تلاش کردم تا کسب و کار خودم را داشته باشم.

و آنقدر برای بهترشدنم کوشیدم که رشدمحسوسی داشتم.

همه اینها را مدیون نقطه قوتم هستم؛ پشتکار و استمرار

اولین بار که به اثر استمرار پی بردم خواندن کتاب اثرمرکب (دارن هاردی) بود.

عاشق این کتاب شدم . در همه جملاتش از تاثیر تلاش و استمرار کوشش می‌گوید.

روزی چنان عاشق این کتاب بودم که فکر می کردم ته کتابهاست اما امروز شدیدا به آن باوردارم و فکر میکنم اثر مرکب بالاخره جواب می دهد.

روزهایی که تلاش می کنی و خسته می‌شوی به پاداش پایان راه فکر نمیکنی اما بعد از چندی که چندان انتظار دستاوردی نداری سرو کله اش از آن دوردورها پیدامی‌شود.

تلاش کردن، خستگی ناپذیری و داشتن طرزفکری پویا از تو انسان ورزیده تری می سازد اگرچه دستانت خالی از دستاوردهای محسوس باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.