رهایی از سرگردانی
راهکاری برای سردرگمی های ما
اردیبهشت ۳۱, ۱۴۰۰

اولین سردرگمی ام را به یاد دارم ؛ از نوع سرگردانی های نوجوانی، ۱۶ سال داشتم. مدام این فکر در مغزم می خلید که چرا با این ویژگی ها به دنیا آمدم.

چرا محکوم به زندگی با ژن هایی هستم که دوستش ندارم و انتخابش نکردم؟

سعی در ایجاد تغییر داشتم انگار به همین راحتی ست! خوشت نیامد عوضش کن. مگر میشود ؟ نه  نمی‌شود.

آن روزها شدیدا درگیرش بودم . آرام و قرارم را گرفته بود. تا اینکه دغدغه کنکور و دانشگاه آمد و از این سرگشتگی‌ها کاست.

گویا وقتی هدفی پررنگ میشود سرگردانی هم رنگ می بازد. هدفمندی خود دوای این درد بود .آن روزها فهمیدم. جنگیدن برای رسیدن به یک هدف نجاتم داد.

وارد دانشگاه شدم به هدف اصلی آن روزهایم که برایش خودکشی کرده بودم رسیدم؛ چه سعادت و خوشبختی کوتاهی ! دوباره سرو کله سرگردانی پیدا شد!

رهایی از سرگردانی

ای بابا ! فکر می کردم خلاص شدم که دوباره گرفتارشدم.نمی دانم دلیلش دقیقا چه بود اما هرچه بود تنهایی و دوری از خانواده مهم ترین دلیلش بود. عادت به چنین دوری و انزوایی نداشتم.

اکتاویا پاز می گوید:

انسان تنها موجودی است که می‌داند تنهاست، و تنها موجودی است که دیگری را می‌جوید.

زندگی خوابگاهی هم قوز بالا قوز شده بود.زندگی با چند فرهنگ،عادت، ویژگی و رفتار متفاوت.

سخت بود و نفس گیر اما سختی اش از سرگردانی ام کم کرد.

چه جالب! پس سختی ها و چالش ها هم از سرگردانی هایمان کم می‌کند.

یک جورهایی فراموش می کنی درگیر چه چیزهایی بودی و غرق روزمرگی ها میشوی.

 سرشاخ شدن با چموشی های زندگی دانشجویی که ماندنِ در خوابگاه نور علی نورش کرده بود،خود عامل مهمی برای فراموشی سرگشتگی بود.

آن سال ها به سختی گذشت البته با این توهم شروع شده بود که زندگی دانشجویی از شیرین ترین سال های زندگی ام قرار است باشد؛ پس چرا برای من چنین نبود؟ مشکل از کجا بود دقیقا نمی دانم اما از تمام شدنش خوشحال بودم .

اما باز هم سرو کله سرگردانی پیدا شد؛ گویی منتظر است کاری را به پایانش برسانم تا بیاید و همه چیز را خراب کند.

عجب! پس به انتها رساندن یک هدف هم سرگردانی می آورد! 

وقتی هدفی را تمام می کنی و وقتش رسیده هدف جدیدی تعریف کنی آن موقع هم دچارش میشوی! احتمالا برای اینکه با خودت می گویی:«حالا قدم بعدی چه باشد؟»

پیدا کردن قدم بعدی و هدف بعدی خودش گیج کننده و سرگردانی آور است.

نشانه ای ست برایت که بیشتر فکر کنی راهی بیابی و انتخاب های بهتری داشته باشی.

پس اینطور؛ مقدمه ای برای بهتر فکر کردن و پیدا کردن مسیرهای جدید و طراحی زندگی است!

پس از این سرگردانی هم تصمیم گرفتم در آزمون ارشد شرکت کنم. اما بجایش ازدواج کردم .

و ازمون هم دادم اما موفقیت آمیز نبود. همه چیز تغییر کرد دوباره آمد سرگردانی را می گویم این بار با یک خواسته جدید ؛

فارغ التحصیل بیکار بودم و این را نمی خواستم. سرگردان تر از همیشه بودم. چه می کردم تمام آرزوهایم برای درس خواندن همین کارکردن بود .حالا می دیدم درس خوانده شد و تمام هم شد اما از کار خبری نیست. همه آرزوهایم به یکباره بر باد رفت من بیکار بودم .

این سرگردانی از بقیه طولانی تر شد.

ازدواج و بچه دار شدن هم دردی از آن دوا نکرد.

انتخاب شغل کارمندی برای رهایی از بیکاری

جنگیدن با چالش های کارمندی

ادامه تحصیل؛ آرزوی دیرینه ام

استعفاء از کارمندی و شروع کسب و کار شخصی

و بارها و بارها و بارها من دچارش شدم و رها شدم و دوباره و چند باره به همین منوال گذشت و همچنان می گذرد و این روزها از این سرگردانی ها کم شده اما گویی هیچ گاه تمامی ندارد.

 راهکارهایی دیگر برای رهایی از سرگشتگی

چگونه از این سردرگمی ها رها شوم؟

شناخت خود یکی از میان برهای رسیدن به وضوح و شفافیت و رهایی از سرگردانی ست

چگونه این شناخت حاصل میشود؟

چگونه خودم را بهتر بشناسم؟

شناخت نیاز ها و خواسته ها با بررسی نیازهای پنج گانه

سال ها بعد گلسر را شناختم نظریه تئوری انتخاب را مطرح کرد و پس از آن با روش واقعیت درمانی تحولی در مشاوره فردی، محیط کار و مدارس بوجود آورد.

ویلیام گلسر در تئوری انتخاب نیازهای انسان رابه پنج  نیاز ژنتیکی و اساسی تقسیم نمود که تامین یا عدم تامین این نیازها موجب خشنودی و عدم خشنودی ماست.

۱- نیاز به بقاء و زنده ماندن

۲- نیاز به عشق و احساس تعلق

۳- نیاز به قدرت و پیشرفت

۴- نیاز به آزادی

۵- نیاز به تفریح

برآورده نشدن هریک از نیازها موجب عدم تعادل در ترازوی داشته و خواسته مان شده و ما احساس می کنیم یک جای کارمان می لنگد.

اگر از لحاط مالی در مضیقه باشیم نیاز به بقایمان برآورده نخواهدشد.

اگر در روابطمان دچار مشکل باشیم در نیاز به عشق و احساس تعلقمان دچار خسران خواهیم شد

اگر احساس توانمندی، تاثیرگذاری و کنترل بر امور را نداشته باشیم احساس قدرتمان دچار مشکل خواهد شد.

اگر در انتخاب‌های زندگی مان آزاد نباشیم نیاز به آزادی‌مان مغفول می‌ماند.

و در آخر هم اگر به اندازه کافی تفریح و سرگرمی نداشته باشیم نیازبه تفریحمان هم تامین نخواهد شد.

شناخت نیازها با تست نیازها

با انجام این تست در می یابید کدام نیازهایتان برآورده نشده و کدامیک را باید بیشتر مورد توجه قرار دهید.

در این بخش می توانید فایل تست نیازها را دانلود کنید:

تست نیازها

آگاهی از میزان برآورده شدن نیازها  دید خوبی در تعیین خواسته هایتان خواهد داد

آنوقت می توانید گام هایی برای نیازهای برآورده نشده تان در نظر بگیرید و خواسته ها و اولویت هایتان را بر این اساس تعیین کنید.

خواسته ها و اولویت هایت را مشخص کن

خب حالا از کجا بدانی چه خواسته هایی داری؟

بر اساس نیازهایی که هنوز به انها نپرداخته ای یا کمتر مورد توجهت بوده اند می توانی خواسته هایت را مشخص کنی.

در ابتدا می توانی برای هر کدام از نیازها یک عمل کوچک یا عملی که انجام شدنی باشد تعریف کنی.

مثلا نیاز به عشقت  ۵ است اما میزان عشقی که می دهی و دریافت می کنی(چه در خانواده و چه دوستان و همکاران) نصف این نیاز را برآورده میکند.

حالا چه قدمی می توانی برای بیشتر پرداختن به این نیازت برداری؛

چه هدفی می توانی برای این نیازت قرار دهی که  رضایت بیشتری از برآورده شدن این نیازت داشته باشی:

مثلا:

هر روز با یکی از دوستانم تماس می گیرم و با او احوال پرسی می کنم

هر روز ۵ دقیقه با همسرم در مورد احساساتمان صحبت می کنم

هر روز چند دقیقه ای در محل کارم به خوش و بش با همکارانم اختصاص می دهم

شما برای نیازهای مغفول مانده تان چه می کنید؟

چه برنامه ای برای برآورده کردن نیازهایتان می گذارید؟

اولین اقدامی که از همین امروز بتوانید انجام دهید چیست؟

آیا می دانی چه ارزش هایی داری؟

در میان سرگردانی های زندگی زمانی که نمی دانید از زندگی تان چه می خواهید؟

نمی دانید چه چیزی حالتان را خوب می کند واز زندگی تان لذت نمی برید گویی نیاز به یک چراغ راه ، یک فانوس دریایی و یا یک قطب نما دارید.

ارزش چیست؟

راس هریس می گوید:

ارزش میل نهفته در اعماق قلب برای چگونه عمل کردن در جایگاه انسان است.

کیفیتی ست که می خواهید به اقدامات خود بیفزایید.

ارزش ها با اهداف تفاوت دارند اهداف رسیدنی هستند و می توانید جلویشان تیک بزنید اما ارزش ها را در طول زندگی انجام می دهیم و پیگیرشان هستیم.

ارزش ها درباره این است که می خواهی چگونه انسانی باشی؟

یا چگونه رفتاری می خواهی داشته باشی؟

اما اهداف به این اشاره دارد که به چه چیزهایی می خواهی برسی؟

قاعده و قانون هم آنچه باید انجام دهید و آنچه نباید و بایدها و نبایدها و درستی و نادرستی یک موضوع را بیان می کند.

می توانیم از ارزش هایمان برای تعیین اهداف، هدایت کردن اقداماتمان و کمک به ایجاد قواعدی مفید(مانند اخلاقیات، اصول اخلاقی و اصول رفتاری) استفاده کنیم.

پس از یافتن ۵ ارزش مهم از میان لیست ارزش ها می توانیم اهداف و برنامه های زندگی مان را بر اساس ارزش های شخصی مان تعیین کنیم.

و احتمالا از سرگردانی هایمان با شناخت نیاز ها و ارزش ها کمی کاسته خواهد شد.

 

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.