آرزوهایِ کوچکِ بزرگ
بهمن ۲۷, ۱۳۹۹

بساط شلوغ خانه ما هر روز با کلاس های آنلاین بچه ها جور می شود.

نمیتوان بی تفاوت بود. بی خیال عدم تمرکزشان، توجه نکردن به حرف های معلم و شیطنت های پسر بچه نه ساله و نوجوان شانزده ساله

حوالی ظهر دیگر کله ام داغ کرده البته باد هم کرده شاید اندازه یک بالشت یا یک بادکنک بزرگ.

امروز آرزو میکردم کاش یک فضا با مساحت یک در یک داشتم یا نهایتا دو در دو!

فکر کنم این اندازه بهتر باشد.

مال خودم باشد یک میز و صندلی کوچک هم داشته باشد تا بتوانم در سکوت بخوانم و بنویسم و فکرکنم .

کاش میشد چنین خانه کوچکی می داشتم. یک کلبه چهار متری. 

میشد اتاق کارم .

اتاق کاری که صدای تلویزیون، کلاس آنلاین بچه ها، صدایشان و درخواستهای مکررشان پس زمینه همیشگی اش نباشد.

حتی تصورش هم خوشحالم می کند. دلم روشن می شود. امیدوار میشوم که روزی بسازمش.زنده اش نگه دارم. فراموشش نکنم. شروع به پرس و جو کنم .ببینم چطور ممکن می شود چنین کاری…

اتاق کار بی صدا

آرزوی کوچکِ بزرگِ من

 

 

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.