مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری  یا مسئولیت گریزی؟کدام یک را برای خود و فرزندانمان می خواهیم؟

آموختن یا رهاکردن؟

آموزش مسئولیت پذیری از مهم ترین وظایف انسان است.در دیگر موجودات این وظیفه توسط غریزه انجام می شوداما  انسان بجای غریزه از ظرفیت هوش و شناخت برخوردار است و با هوش و تفکر خود می تواند مسئولیت پذیری را بیاموزد.

پدر و مادری که احساس مسئولیت می کنند با فرزند خود رابطه عاطفی لازم را بوجود می آورند. و با ترکیب عشق و انضباط در س مسئولیت پذیری رابه او می آموزند.

کودکان مسئولیت پذیر

کودکان دوست دارند مسئولیت پذیرشوند اما آن ها انضباط و راههای درست رفتارکردن را نمی پذیرند تا اینکه احساس کنند والدین به اندازه کافی به آن ها علاقمند بوده و رابطه عاطفی بسیار قوی با والدین خود داشته باشند .این رابطه بوجود نمی آید مگر اینکه والدین دست  از کنترل گری بردارند و زبان ساده با بچه ها بکن نکن نداشته باشند.

کنترل بیرونی و کنترل درونی موضوعی ست که به شدت توسط گلسر مورد بحث قرار گرفته و گلسر به شدت در مبحث تئوری انتخاب و واقعیت درمانی به آن پرداخته است.

یکی از مهم ترین راههای پیاده کردن اصول واقعیت درمانی کنار گذاشتن کنترل بیرونی که  به زبانی دیگرهمان امرونهی کردن،کنترل گری،انتقاد و سرزنش کردن،توهین و تهدید کردن و …تمام رفتارهایی ست که حق انتخاب رااز شخص گرفته و اورا وادار به انجام کاری می کند که به او تحمیل شده است.

شخصی که تحت کنترل بیرونی قرار می گیرد اگرچه به اجبار تن به انجام کارمورد نظر می دهد اما هیچ رغبتی به انجام کارنداشته و درشرایط مشابه به انجام آن تن نخواهدداد.

بنابراین با کنترل بیرونی بطور موقت به هدف خود که تحقق خواسته مان توسط دیگران است می رسیم اما آن رفتار در افراد درونی و نهادینه نشده و آن ها همچنان با بی میلی و عدم رضایت به انجام آن کار خواهند پرداخت.

 

خواندن  کنترل خشم و حل تعارض

 

کنترل گری یا کنترل بیرونی نه تنها دررفتار افراد تغییری ایجاد نمی کند بلکه رابطه شخص با فرد کنترل شونده به شدت تحت تاثیرقرارگرفته و تخریب می شود.

بنابراین والدینی که از سیستم کنترل بیرونی برای تربیت فرزند خود و منضبط کردن او و یا آموختن راه و رسم زندگی و .. استفاده می کنند روابط خوبی با فرزندان نخواهندداشت و اعتماد و ارتباط صمیمانه آن هارااز دست خواهند داد.

و همواره متعجب هستند از اینکه چرا نصیحتهای ما و مراقبت  های ما و نظارت و حساسیت مابر کارهای آن ها تاثیری براعمالشان ندارد و آن ها راروز به روز خودرای تر و غیر منعطف تر می کند.

بنابراین آموزش مسئولیت پذیری به فرزندانمان ممکن نیست مگراینکه  رابطه ای که با آن ها می سازیم رابطه دوستانه و صمیمانه و سرشار از اعتماد و اطمینان باشدتااز این طریق را نفوذ بر آن ها باز و هموار شود.

والدین باید دررفتار با فرزندان خود همواره بااحساس مسئولیت رفتارکنندتا بتوانند رابطه عاطفی خودراباآن ها حفظ کنند.

کسانی که اعمالشان نسبت به فرزندشان حاکی از احساس مسئولیت نیست این رابطه راازدست می دهند و فرزندانی مسئولیت گریز پرورش می دهند.این فرزندان مجبورند در این دنیا دیگران را محک بزنندتا شاید آن رابطه عاطفی راکه لازمه ارضا شدن نیازهایشان است با آنهابرقرار کنند.

مثال رایج دیگر در این زمینه که همه ما کم و بیش با این مورد مواجه بوده ایم و یا دیده ایم این است که کودک می خواهد تلویزیون تماشا کند درحالی که هنوز تکالیفش راانجام نداده

پدر و مادر با وعده و وعید و خواهش و تمنا و یا تهدید وتنبیه که همه آن ها تلاشهایی بی نتیجه است که کودک را مسئولیت گریز می کند،گاهی اورا متقاعد می کند امااواز آموختن واقعیت باز می ماند.

درپاسخ به معلم خود که می پرسد چرا تکالیف خودرا انجام نداده ای؟؟اغلب پدر و مادر خودرا مقصر معرفی می کند ونه خودش را و به این ترتیب از مسئولیت پذیری می گریزد.

این کودک پدر و مادر خودرا مسبب تمام ناکامی های خود می داند و مدام از آن ها توقع تهیه تمامی خواسته های معقول و نامعقولش را دارد و همه شکست هایش را به تامین نشدن خواسته هایش توسط پدر و مادر مربوط می داند.

این کودک به سنین نوجوانی و جوانی می رسد و وقتی در زندگی با موقعیت دشواری روبرو می شود،چون مسئولیت پذیری را نیاموخته است،توان و آمادگی مقابله با آن را ندارد.

والدینی که حاضرباشندناراحتی،خشم و قهرشدیدفرزند خودرا تحمل کنندولی همچنان محکم اورا در مسیر مسئولیت پذیری نگهدارند،در حقیقت درسی را به اومی دهند که در تمام زندگی به اوکمک خواهدکرد.

والدینی که چنین عمل نمی کنند درحقیقت سرمشقی برای مسئولیت گریزی آینده او در اختیارش می گذارند.الگویی که کودک رااز ارضای نیازهایش و به تبع آن احساس ارزشمندی باز می دارد.

نکته مهم دیگری که والدین از آن غافلند این است که شرط مهم یادگیری فرزندان این است که والدین درزندگی خود، مسئولیت پذیرباشند و نظم و انضباط داشته باشند اگر والدین خود  ساعتهای طولانی ر ادر پای تلویزیون بگذرانند و کتاب نخوانند و در رفتار و گفتار و کردار خود مسئولانه نشان ندهند چندان در تربیت فرزندان مسئولیت پذیر و منضبط موفق نخواهند بود و این دور باطل کنترل گری و تخریب رابطه، فرزندانی را وارد جامعه خواهد کرد که نه تنها به نیازها و ارضای نیازهایشان آگاه نیستند ،بی هدف و بی انگیزه وبدون هرگونه نشاط و شوق خواهند زیست

و ما آن کودک مسئولیت گریز را درآینده ای نزدیک پدر ومادری  ناشاد وافسرده و همسری ناراضی از زندگی خواهیم دید.

باامید به اینکه فرزندانی مسئولیت پذیر و به تبع آن خانواده هایی مسئول و شادو مشتاق داشته باشیم تاجامعه ای با سلامت روحی بالا و با نشاط ایجادکنیم.

موفق و مشتاق باشید

آزاده کیانی

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *